چندروزه بخاطر شرایط فعلی ک میرم واگن مردونه میشینم هیشکی سرشو سمت منم نمی چرخونه
بعضیام بلند میشن جاشونو میدن بهم.
با فاصله از آدم میشینن حتی…
امروزم گوشیم رو پام بود یکی بهم گفت آبجی حواست به موبایلت باشه.
فقط خواستم بگم خیلی مَردین🖤
همین
جاویدنام #داوود_سهرابی رو از دور میشناختم
تیر زدن به چشمش از گوشش درومده
به هوشم اومد ولی زنده نموند
به خانوادش گفتن یا ۲ میلیارد بدین یا شهید اعلام کنید
رو آگهی نوشتن شهید داوود سهرابی
خواهش میکنم پخش کنید
فقط خیره شده بودم به یه گوشه.فیزیکی بلایی سر من نیومد ولی بعد چندین سال هنوز روحم بیماره. فقط به #الهه_حسین_نژاد فکر میکنم یعنی اون لحظه چی کشیده؟آخرین کلماتی که به زبون اورده چی بوده؟چقدر تقلا کرده از خودش دفاع کنه ولی موفق نشده؟فقط میدونم همه ی ما یا قربانی بودیم یا خواهیم شد💔
۱۶ سالم بود داشتم از مدرسه برمیگشتم خونه و میخواستم سوار تاکسی شم. یه ماشین شخصی برام وایساد ولی اون مقصدی که میخواستم نمیرفت گفت ماشین گیرت نمیاد سوار شو قبل پل پیادت میکنم؛ با کلی اصرار سوار شدم؛ منم بچه و بی تجربه...وسط راه یه استرس بدی به جونم افتاد.راننده از تو آینه همش منو
مینویسم اون روز واسم تداعی شد تپش قلب گرفتم.کرایه رو پرت کردم نفهمیدم چجوری درو باز کردم چون در خیلی نزدیک به دیوار بود کامل باز نمیشد چند بار محکم درو کوبیدم در حدی که در غر شد و از اون لا به زور رد شدم
و فقط دوییدم رفتم نشستم لب اتوبان تا چند دقیقه نفسم بالا نمیومد