رو به گریه می آرم و گریه به رو
یادم می آید اشک گرم است و شور
می چشم و در خودم می گویم به تکرار:
شاید منجی فردا در خانه را بکوبد و بگوید
بوسه آورده ام برای رویت به جای اشک.
-صابر ابر
سنگدلی می شه اگه خوشحال باشم اما خوشحالم که کارما زد به کمر اونی که وقتی شدیدا عاشق بودم بهم می گفت لوس و حالا خودش بیشتر از یه ساله که درگیر یه آدمه و نمی تونه فراموشش کنه ... کارما ایز عه بچ هانی :))