من رویام.... یه دهه هفتادی...مامان فاطمه... لیسانس جهانگردی دارم... عاشق تاریخ.... کتابام دوستای من
سرباز سید علی... تا خود ظهور اقا انشالله
چهارمین اکانت
او یک معلم متعهد در مناطق محروم استان یزد بود؛ در میدان نبرد ۱۲ روزه، سنگر دیدهبانی را به کلاس درس تبدیل کرد و با خون خود بر دیوار سنگر نوشت: «بالاترین ارزش یک انسان، ایستادگی در مسیر حق است.
#جانفدای_یزد
در میان ابرهای تاریک جن گ، ستارگان درخشانی میدرخشند؛ ستارگانی که با نور ایمان و عشق به میهن، تاریکی را میشکافند. شه دا، با جانفشانی خود، پلی ساختند میان زمین و آسمان، تا ما بتوانیم با افتخار و آزادی، در زیر سایهی آن قدم برداریم.
#جانفدای_یزد
همسر شهید باقری در کربلا دعا کرده بود: خدایا مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده. یک هفته بعد، در میان آتش و دود، زنده ماند و همسرش به آرزویش رسید.#جانفدای_یزد
خاطرهای از زبان همسنگر شهید: «در سختترین شب نبرد ۱۲ روزه، او سهمیه آب خود را به سرباز جوانی داد که از شدت تشنگی بیحال شده بود؛ خودش با لب تشنه به شهادت رسید.»
#جانفدای_یزد
یزد؛ دیارمردان خاموشی که درجنگ ۱۲ روزه، باتمام توان ازانقلاب، اسلام ومردم عزیزمان دفاع کردند.
۲۰شهید امنیت واقتداراستان یزد، حق بزرگی برگردن همه مادارند؛ ازدانشمند هستهای تا پاسدار ونیروی انتظامی که جان خودرا فدای خاک وطن کردند.
یادشان گرامی وراهشان پررهرو باد. #جانفدای_یزد
در دستنوشتههای باقیمانده از شهید آمده است: «ما راه شهدا را ادامه میدهیم و نمیگذاریم پرچم کشورمان زمین بیفتد. این عهد ما با خدای خویش است و تا آخرین قطره خون بر آن پایبندیم.» #جانفدای_یزد