#مريم_رجوى : شیطانسازیها علیه مقاومت همچنان ادامه دارد. در ژوئن ۲۰۰۳ در همین ایام، ۱۲دولت را علیه ما برانگیختند با لیستهای تروریستی و یک پرونده ۱۰۰هزار صفحهیی که بطلان یکایک آنها در دادگاهها، ۱۵سال زمان برد.
#فوری#۳ژوئیه
♦️چه خوب گفتید، وقتی رژیم برای روحیهدادن به بسیجها به فکاهیات کودکانه رو میآورد، یعنی مشروعیت ندارد.
♦️اوهام گینگ مجتبی، صدالبته نه سفرههای خالی را پر میکند، و نه تورم سرسامآور را تسکین میدهد.
#مسعود_رجوی#فوری#اعتراضات_سراسری
🔵مسعود رجوی-۶ مهر ۱۴۰۵
فکاهیات کودکانهٔ بچهٔ خامنهای
داعیهٔ ابر قدرت چهارم دنیا با ۳۰ میلیون جانفدا و دلار ۲۴۰ هزار تومانی
کینگ مجتبی را هوا برداشته و در دنیای پرتوپلا برای روحیه دادن به بسیجیها به فکاهیات رو آورده و میگوید: «امروز کسانی ما را ابر قدرت چهارم دنیا میدانند» اما «محاسبات الهی» ما را «قدرت اول جهان میداند»!
بیشتر⬇️
سپس دلیل میآورد که: «بیش از ۳۰ میلیون ایرانی، جانفدایی خود را اعلام نمودند و آنگاه که برای نوعی سازماندهی بنا بر اعلام مجدد حضور ایشان بود، تنها در ظرف ۱۰۰ دقیقهٔ نخست، بیش از ۵۰۰ هزار نفر ظرفیت خواسته شده را تکمیل کردند»!
علاوه بر این میگوید که در سراسر ایران که «مزین به حضور ایرانیان از اقوام متنوع است، اعلام آمادگیهای مختلف و بهخصوص آمادگیهای مسلّحانه وجود دارد»!
میبینید که ابر قدرت چهارم یا اول دنیا با ۳۰ میلیون جانفدا و «آمادگیهای مسلحانه» هیچ چیزی کم ندارد. فقط سفرهها خالی است و دلار «لامذهب استکباری» بهعنوان یک شاخص اقتصادی، طاغی و باغی شده و از ۲۴۲ هزار تومان بالاتر رفته است!
بهتر است کینگ مجتبی شوخیهای «گعدههای آخوندی» را کنار بگذارد
قاچ زین ولایت را با عمامهاش محکم ببندد و بچسبد
و آماده رویارویی با امـواج آتشیـن قیـام خلــق باشد
پست ایکس خانم رجوی :
رئیسجمهور فاشیسم دینی، در یک تاکتیک لورفته، بار دیگر در مجمع عمومی ملل متحد برنامه رژیم برای دستیابی به بمب اتمی را با فریبکاری، دانش هستهای برای مقاصد صلحآمیز قلمداد کرد. مقاومت ایران در ۱۳۳ رشته افشاگری، ماهیت نظامی این برنامه ضدمیهنی را افشا کرده است.
🔴 ۲ تریلیون دلار؛ بهای کدام برنامه؟
مریم رجوی در واکنش به ادعای «صلحآمیز» بودن برنامه هستهای رژیم در مجمع عمومی ملل متحدتوسط پزشکیان گفت :
۱۳۳ افشاگری مقاومت ایران، ابعاد نظامی این برنامه را برملا کرده است.
#بمب_اتمی
تداوم مبارزه و انجام دهها پراتیک انقلابی در ۱۷ شهر کشور، گویای عزم راسخ نسلی است که سرنگونی استبداد دینی و احقاق حقوق بشر را با بهای سنگین مطالبه میکند.
یاد ۱۸۱۰ شهید تیربارانشده ۵ مهر ۶۰ گرامی باد.
#کانونهای_شورشی
«[زن مجاهد خلق] به ما یادآوری میکند که آن سوی ترس، جهانی دیگر ممکن است؛ جهانی که در آن زن، پیش از آنکه «زن» باشد، انسانی است صاحب اراده، صاحب تن، صاحب انتخاب و صاحب سرنوشت خویش. و شاید به همین دلیل است که بسیاری از او میترسند. از زنی که برای دیدهشدن نیازی به اجازه ندارد؛ برای زیستن نیازمند تأیید نیست؛ و برای پرواز، از کسی نمیپرسد که آسمان تا کجا مجاز است. او شبیه پرندهای نیست که تازه قفس را دیده باشد؛ او پرندهای است که قفس را پشت سر گذاشته است».
این بخشی مقاله دکتر عزیز فولادوند است که ساعتی قبل در سایت همبستگی دیدم.
متنی بسیار فاخر و لبریز از صنایع و ظرافتهای ادبی و تحلیلی که پرتوی نو از سیمای «زن مجاهد خلق» را انعکاس میدهد. اما قدرت و درخشش این متن مطلقا به خلاقیت و ظرافتهای ادبی محدود نمیشود؛ قدرت آن در بیان زیبای یک واقعیت پنهان است. نویسنده، زن مجاهد خلق را بهعنوان یک ایده، آزمون ذهنی یا حتی یک تجربه موفق معرفی نمیکند؛ بلکه یک واقعیت مادی و محققشده را تمامقد در برابر انسان (زن و مرد) قرار میدهد. حضوری ملموس، عینی و دستیافتنی که تمام توجیهات و بهانههای اسارت را از مخاطب میگیرد و او را خلع سلاح میکند.
او مینویسد:
او آینه است. آینهای نه برای دیدن چهره، بلکه برای دیدن خویش. و چه چیز هولناک تر از انسانی که ناگهان مجبور شود خودش را ببیند؟ انسان، فارغ از جنسیت؛ مرد یا زن، وقتی در برابر این آینه قرار میگیرد، نخست مضطرب میشود. بعد میلرزد. بعد شرم میکند...
در جایی از مسیر، آن «منِ قدیمی» را که سالها او را به عقب میکشید، پشت سر گذاشته است. و حالا ایستاده است. نه برای آنکه دوربین را مدام به سوی خویش برگرداند و بگوید: «مرا ببینید، من چه کردهام.» آفتاب، درخشش خود را جار نمیزند. کوه، برای بلند بودنش بیانیه صادر نمیکند. دریا برای ژرفایش از کسی اجازه نمیگیرد. و او نیز چنین است...
رهایی او ژست نیست؛ مُد نیست؛ کالایی برای مصرف نگاه دیگران نیست. زن مجاهد خلق برای همین کابوس است: کابوسِ مردی که تمام عمر به او گفتهاند چگونه مرد باشد؛ کابوسِ زنی که تمام عمر به او گفتهاند چگونه زن باشد؛ کابوسِ انسانی که سالها خودش را در قالبهایی از پیشساخته جا داده و حالا با دیدن او ناگهان متوجه میشود که شاید میتوانست جور دیگری زندگی کند. او کابوسِ آن بخش از وجود ماست که هنوز جرأت نکرده است از خودش بپرسد: اگر هیچکس مرا تماشا نمیکرد، چگونه زندگی میکردم؟ و شاید همین پرسش، آغاز آزادی باشد.
آینه اما گناهی ندارد. آینه فقط نشان میدهد. و زن مجاهد خلق همان آینه است؛ آینهای که ما را نه به ظاهرمان، بلکه به عمق خویش پرتاب میکند. در برابر او، هرکس ناچار است لحظهای بایستد و خودش را اندازه بگیرد؛ نه با قامت او، نه با لباس او، نه با شکل زندگی او، بلکه با جرأت او برای زیستنِ خویشتن. شاید ترس اصلی این است که مبادا روزی بفهمیم: آنچه او انجام داده، برای ما نیز ممکن بوده است. و آن روز، دیگر نمیتوانیم همهچیز را به گردن سنت بیندازیم، به جامعه حواله دهیم، به خانواده پناه ببریم، به سرنوشت متوسل شویم. چون یک زن، فقط با شیوهی زیستن خویش، به ما نشان داده است که دیوار، همیشه دیوار نبوده است؛ بعضی دیوارها فقط از ترس ساخته شدهاند. و او از آنها بیهیاهو، بی پرچم عبور کرده است. بیآنکه برای فتح خویش مدالی بر سینه آویزد. او فقط ایستاده است؛ در روشنایی خودش. و ما ماندهایم با آینهای که دیگر نمیتوانیم از برابرش فرار کنیم. زن مجاهد خلق در این میان، نه یک «شورشگر» به معنای متعارف کلمه، بلکه شاهدی زنده بر امکان گریز از این نظم است. و همین کافی است تا اضطراب آغاز شود. او چیزی را در برابر ما میگذارد که از هر خطابهای هولناک تر است:یک امکان. امکانِ جور دیگری زیستن. و مگر برای انسانی که سالها با زنجیرهای خویش خو گرفته است، چه چیز هراسانگیزتر از دیدن انسانی که زنجیر را شکسته و هنوز زنده است؟ او لازم نیست فریاد بزند. لازم نیست اعلامیه صادر کند. لازم نیست کسی را محکوم کند. صرفِ زیستنِ او، اتهامی است علیه تمام آنچه ما نزیستهایم.
زن مجاهد خلق از همین رو برای فرهنگ سنتی و کالایی فقط یک زن نیست؛ یک پرسش است. و پرسش، برای هر ساختاری که بر پاسخهای قطعی بنا شده باشد، خطرناک است. او میپرسد، بیآنکه بپرسد: چرا زن باید چنین باشد؟ چرا مرد باید چنان باشد؟ چرا تن باید این گونه پوشانده شود یا نمایش داده شود؟ چرا زندگی باید پیشاپیش نسخهبرداری شده باشد؟ و چرا انسان باید تمام عمر خود را صرف ایفای نقشی کند که پیش از تولد برایش نوشتهاند؟ در جهان کالایی نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. سرمایه حتی شورش را هم میخرد. حتی آزادی را بسته بندی میکند. حتی عصیان را به مُد تبدیل میکند. حتی بدن رهاشده را به ویترین میبرد و از آن کالا میسازد. اما آنچه زن مجاهد خلق را از این نمایش جدا میکند، این است که رهایی او ــ اگر بتوان چنین گفت ــ برای مصرف نیست. کسی که آزاد شده، دیگر نیازی به تماشاگر ندارد.
و شگفتیِ زن مجاهد خلق شاید درست از همینجا آغاز میشود. او آلبوم شخصی ندارد. از آن دفترهای قطور و پرزرقوبرق که آدمها در آن، تصویرهای خویش را چون سندی برای اثبات بودنشان گرد میآورند. نه ویترینی از لباسها دارد، نه مجموعهای از عکسهای نمایشی، نه آن میل سیریناپذیر به ثبتِ خویشتن در قاب دوربین. لباسش را به رخ نمیکشد؛ سر و رویش را به نمایش نمیگذارد؛ کسی نیست که هر لحظه بخواهد به جهان یادآوری کند «من کیستم». حتی نامش نیز گویی در حاشیه است. بی نامونشان میزید. و همین «بینامونشانی» شاید بزرگ ترین نام اوست. زیرا ما در جهانی زندگی میکنیم که انسانها بیش از آنکه زندگی کنند، خود را عرضه میکنند. هرکس میخواهد دیده شود، شناخته شود، دنبال شود، تأیید شود. قدرت، خود را با تریبون و عنوان و تصویر و تعداد مخاطب اندازه میگیرد. اما او در سکوت زندگی میکند.
و آنگاه، ناگهان، دربارهاش چیزی میشنوی. میشنوی از تحصیلاتش؛ از سالهایی که در دانشگاههای معتبر جهان دانش اندوخته است؛ از زبانهایی که میداند؛ از کتابها و مقالههایی که نوشته؛ از تسلطش بر سیاست منطقهای و بینالمللی؛ از حضورش در عرصههای حقوقی و دیپلماتیک؛ از تجربههای پیچیده و طولانی مبارزاتیاش؛ از نقشی که در مدیریت و فرماندهی نبردها داشته؛ از جنگهایی که در میدانهای نظامی، سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک پشت سر گذاشته است. و تازه آنجاست که چیزی در درونت فرو میریزد. تو به زنی نگاه میکنی که تا چند لحظه پیش، برایت فقط زنی آرام و بیادعا بود؛ و اکنون درمییابی که این سکوت، پشتوانهای از سالها دانش و تجربه و مبارزه دارد. درمی یابی انسانی که کنار تو نشسته است، شاید یکی از همان کسانی بوده که در لحظههایی سخت، سرنوشت یک تشکیلات، یک مبارزه، یک مقاومت یا حتی سرنوشت آدمهای بسیاری را بر دوش کشیده است. و تو هیچ نمیدانستی. همین «نمیدانستی» است که تو را شرمگین میکند. نه شرم از او؛ شرم ازمعیارهای خودت برای شناختن آدمها. چقدر به ظاهر عادت کردهایم! چقدر عنوانها ما را فریب میدهند!
گاهی زنی که سالها درگیر پیچیدهترین مسائل سیاسی، نظامی، حقوقی و دیپلماتیک بوده، زمین را تی میکشد. و تو، در آن لحظه، بیشتر از همیشه احساس کوچکی میکنی. اما نه از آن رو که او چای آورده است. بلکه از آن رو که تازه میفهمی قدرت واقعی، برای اثبات خودش نیازمند نمایش نیست. او میتوانست بگوید من چه کردهام. میتوانست گذشتهاش را بر دیوار خانه بیاویزد. میتوانست از سالهای مبارزهاش، از دانشگاههایش، از کتابهایش، از دیدارهایش، از نشستهای مهم، از میدانهای سختی که از آن گذشته، یک موزه برای خویش بسازد. گویی برای او گذشته، چیزی نیست که هر روز با خود به اتاق پذیرایی بیاورد و روی میز بگذارد. او آن را زیسته است، نه مصرف کرده. و این تفاوت کوچکی نیست. بعضی انسانها، پس از عبور از کوهستان های زندگی، چنان آرام میشوند که دیگر نیازی به شمارش قلهها ندارند. زیرا انسانی که واقعاً از کوه گذشته است، لازم نمیبیند هر صبح به دیگران ثابت کند که کوه وجود داشته است. ردّ کوه در قامت اوست
لینک مقاله: https://t.co/z3HWDgCXyE
#ایران
#زن_مقاومت_آزادی
#سازمان_مجاهدین_خلق_ایران
کشیش آدریان دانهاوزر — کلیسای تجسّد مسيح
ما همه زندانیان سیاسی را به یاد میآوریم و برای آنان دعا میکنیم؛ برای کسانی که با خطر شکنجه و حکم اعدام روبهرو هستند و برای خانوادههایی که با ترس و اضطراب، چشمانتظار خبری از عزیزان خود هستند.
باشد که خداوند از آنان محافظت کند، به آنان نیرو ببخشد و روز آزادیشان را هرچه زودتر فرا برساند.
#نه_شاه_نه_شیخ
#Iran
#FreeIran2026NYRally
https://t.co/c4zDuWfIHl
🤘ایرانیان آزاده در تظاهرات بزرگ #نیویورک سرود فتح میخوانند
پایان این شب است فردا از آن ماست ما باتو بی گمان پیروز می شویم...
#نه_شاه_نه_شیخ#نه_به_اعدام
#نیویورک - تظاهرات مقابل سازمان ملل:
#مريم_رجوى: تا زمانی این رژیم پابرجاست، سرکوب، اعدام، تروریسم و جنگافروزی ادامه خواهد داشت.
♦️ راهحل، تغییر دمکراتیک به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان است. این تغییر در دسترس است.
#نه_شاه_نه_شیخ
پیام به تظاهرات ایرانیان آزاده در برابر سازمان ملل متحد در اعتراض به پذیرش رئیسجمهور رژیم اعدام و قتلعام
امروز در اینجا و همراه با تظاهرات شما، از مجمع عمومی میخواهیم، همانگونه که گزارشگر ویژه ملل متحد در سال ۱۴۰۳ و عفو بینالملل اخیراً خواسته است، یک سازوکار عدالت کیفری بینالمللی ایجاد کند تا مرتکبان جنایت علیه بشریت در ایران تحت پیگرد قرار گیرند.
ما جامعه جهانی را فرامیخوانیم که:
حق مردم ایران برای سرنگونی رژیم و حق کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش برای نبرد با سپاه پاسداران را به رسمیت بشناسد.
#FreeIran2026NYRally
#UNGA
https://t.co/Lo3LwDKdnj
پیام به تظاهرات ایرانیان آزاده در برابر سازمان ملل متحد در اعتراض به پذیرش رئیسجمهور رژیم اعدام و قتلعام
امروز در اینجا و همراه با تظاهرات شما، از مجمع عمومی میخواهیم، همانگونه که گزارشگر ویژه ملل متحد در سال ۱۴۰۳ و عفو بینالملل اخیراً خواسته است، یک سازوکار عدالت کیفری بینالمللی ایجاد کند تا مرتکبان جنایت علیه بشریت در ایران تحت پیگرد قرار گیرند.
ما جامعه جهانی را فرامیخوانیم که:
حق مردم ایران برای سرنگونی رژیم و حق کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش برای نبرد با سپاه پاسداران را به رسمیت بشناسد.
#FreeIran2026NYRally
#UNGA
https://t.co/Lo3LwDKdnj