@fateme909 بخوام خلاصه بگم که اسپویل هم نشه ، یه خانوم جالبی توی این شهر کوچیک یه کافه داره ، و یهو سر و کلهی یه مسافر ناخواسته پیدا میشه که انگار یه ربطی به این خانوم داره
اگه ژانر slice of life دوست داشته باشه کسی از این هم خوشش میاد
بدونید که یکی از شگفتانگیزترین شروع قصهها در ادبیات ایران رو بهرام صادقی در کتاب ملکوت نوشته: « در ساعت یازده شب چهارشنبهی هفتهی گذشته، جن در آقای موّدت حلول کرد».
بچه ها خواهر دوستم ۳۷ سالگی به کانادا مهاجرت کرد.
دخترعموم ۳۵ سالگی شروع کرد به خوندن روانشناسی مقطع لیسانس
خواهرم ۴۲ سالگی مهاجرت به آلمان کرد و ازدواج
اون یکی خواهرم ۴۰ سالگی دانشگاه نیمه کاره اش رو تموم کرد.
اینقدر استرس نگیرید تورو خدا سر سن