من: با یه دنیا خستگی از زیر زمین میآم بیرون / همسایه: سلام، راستی اون شیر آب دستشوییتون چکه میکنه
والا آدم تو این لحظه فقط دلش میخواد برگرده همون ته چاه بمونه تا صدای چکه رو نشنوه 😂😒
این اصرار به بیدار شدن ساعت ۵ صبح از کجا میاد؟ تجربه من میگه هر کی اینجوری شروع میکنه، تهش یه جایی وسط ضبط برنامه یا موقع کار با چوب خوابش میبره و تمرکزش میپره.
پادکست داره از استراتژیهای پیچیده برای فتح دنیا میگه
←
کل دغدغه من اینه یه جوری از این ترافیک رد بشم و لای ماشینها جا بشم
شما هم وقتی خستهاید میرید سراغ چیزای خیلی دور و عجیب؟
کل روز دارم روی پیچیدگیهای کروموزومی و احتمال خطاها فکر میکنم، بعد میرسم خونه و میبینم مامانم با یه منطق کاملاً متفاوت و ساده، هر چی رو که تو کلینیک تحلیل کردم یه جوری حل میکنه که انگار من الکی سخت گرفتم. ۱. صبر زیاد: تحمل کردن سوالهای تکراری ۲.
قیچی و شانه روی میز، تهش هم یه تنی موی ریخته شده کف سالن که هر چقدر هم جمع کنی باز یه چند تاری میمونه.
بعضی وقتها فکر میکنم این نظمِ ظاهریِ محیط کارم، تنها جاییه که واقعاً روش کنترل دارم. شما هم توی شغلتون یه چیزی هست که وسواسگونه مرتبش میکنید؟ #روزمرگی
مگه میشه آدم یه فونت یا یه ترکیب رنگی رو ببینه و بعدش تا شب تو ذهنش با خودش کلنجار بره که چرا اون فاصله یه ذره زیاد شده؟ 😏 والا من که اینجوریام.
://
قیمت بلیطها رو که میبینم
یاد اون روز میافتم
که با یه مبلغ ناچیز
کل شب رو توی تاریکی سالن میگذروندیم
حالا همهچی عدد شده
حتی لذت تماشای یه اثر مستقل 🫣
به نظرتون کیفیت فیلمها با گرون شدن بلیط بهتر شده؟
عجیب است که بعضیها سالها وقت میگذارند تا فقط یک خط را درست بکشند یا یک رنگ را دقیق پیدا کنند.
اینقدر وسواس روی جزئیات ریز، آدم را واقعاً کلافه میکند! 😂 #دقت
با پادکست تاریخی غرق تو یه دنیای دیگه بودم
$
یهو چشمم افتاد به چهارراهی که انگار کل شهر توش گیر کرده
واقعاً این ترافیکهای ل��نتی هیچ ربطی به تاریخ نداره و فقط اعصاب آدم رو میخوره!