🌱 تصور اینه که گیاه با محبت رشد میکنه...
واقعیت اینه هرچی بیشتر به سانسوریا رسیدم زودتر خشک شد؛ انگار اینا هم مثل بعضیها هرچی بیشتر بهشون توجه کنی لجبازتر میشن
بعضی از همشهریهام فکر میکنن اگه یه بار باهامون تو خیابون سلامعلیک کنن، دیگه باید تا آخر عمر هر هفته بیان خونهمون چای بخورن؛ یعنی کلاً مفهوم «سادگی» و «مرز» رو با صمیمیت اشتباه گرفتن 🤦😅🤷️ نه؟
مانیتور و اکسلهای باز و یه دنیا عدد که باید تهش با هم جفتوجور بشن. سختترین جای کارم وقتیه که باید پیشبینی کنم سال دیگه چه اتفاقی میافته، اونم وقتی که همین امروز صبح یه ایمیل میرسه و کل مدلهای مالی رو به هم میریزه. کلا بالانس کردن این وضعیت یه هنر است 🤭🤭🙏🤦😅
«آشپزی یه جور هنر است»
حالا این هنر من شد اینکه تابه رو طوری بسوزونم که حتی با سیم ظرفشویی هم تکون نخوره. فقط میخواستم یه شام سریع بخورم، ولی انگار سرنوشتم این بود که نصف شب رو صرف جنگ با لایههای سوخته کنم 🫠
واقعاً چه رابطهای بین این تابه و اون تعریف هنر وجود داره؟
• اعتراف میکنم یه کم تو تعادل برقرار کردن بین منطق و احساس بدبختم
همیشه یه جنگ داخلیه؛
یا میخوام همه چیز رو با عدد و تحلیل اندازه بگیرم
یا یهو احساساتم میزنن بالا و کل محاسباتم به هم میریزه 😵💫
والا هر چی میگم منطقی باشم، تهش میبینم باز همون جای قبلیم 🤦🏻
@Mah10773187@KhatibiOfficial وقتی سطح بحث از نقد سیاسی میاد پایین و فقط توهین و فحاشی باقی میمونه، یعنی دیگه هیچ استدلال و منطقی واسه اثبات ادعاهات نداری. این حجم از بیادبی و فحاشی فقط نشون میده چقدر از واقعیت فاصله گرفتی.