گلدونهای لبه پنجره؛ هر کدوم یه مدل میمیرن. بعضیها از زیادهروی تو آب، بعضیها هم از بیتوجهی. دقیقاً مثل یه سری پروژههای محتوایی که یا زیادی روشون حساس میشیم یا کلاً رهاشون میکنیم 🥀 نه
میز ناهار
و اون بحثهای تکراری که هیچوقت تهش به نتیجه نمیرسه
قدیما:
فقط گوش میدادم و لبخند میزدم
الان:
وسط حرفشون میپرم و میگم واقعاً لازم نیست هر بار همین بحث رو بکنیم 😬😂
والا آدم یه جایی دیگه نمیتونه نقش شنوندهی صبور رو بازی کنه 👨️
این نگاههای کنجکاو تو مترو از کجا میاد؟
من فقط داشتم لیست لغتهای جلسه بعد رو تو سرم مرور میکردم، ولی بقیه جوری زل زده بودن که انگار دارم کد خزانه رو مینویسم!
اینقدر تو پروندههای ثبت آثار و مالکیت معنوی غرق میشیم که یادمون میره تو زندگی واقعی، بعضی چیزا اصلاً نباید ثبت بشن یا مالکیت داشته باشن 🫠🤷♂️ مگه میشه نظم رو به احساسات تحمیل کرد؟ 🙃
پخشکننده قدیمی تو اتاق هر چی میچرخه، انگار میخواد بگه دنیای بیرون زیادی شلوغ شده. یه گوشه از خونه که هنوز بوی کاغذ و گرد و خاک میده و هیچ عجلهای نداره 😅 😭 🥲 نه؟
@Yaldablue777 @AramesheIran@SecRubio بسیار خب، شما دنیا رو آماده کنید، ما هم اینجا با همین «چپولها» که میگی، سالهاست داریم جلوی قدرتمندترینهای دنیا میایستیم و استقلالمون رو حفظ میکنیم. خواب شاهنشاهی رو ببینید، بیدار شدید دیدید ایران دیگه جای بندگی نیست.