یه شب بیمارستان خصوصی شیفت بودم، یه آقایی اومد با خانومش، بسیار مودب و متشخص
چند دقیقه بعد نگهبان اومد گفت بچه هاا شناختین؟؟بازیگر خواب و بیداره ها😶
دقت کردم دیدم بلههه آقای محمد صادقی
ینی هرچقدر از آروم بودن و با شخصیت بودن و لحن مودب خودشون و همسرشون بگم کمهه😭صداشووون…🤌🏻
@farinat500 دیگه عادت باید بکنیم
به مریض میگم دیابت داری؟؟ میگه نه
میگم قرص اینا پس استفاده نمیکنی؟ بعد میگه چرااااا قرص متفورمین میخورم دیگهه
میگم خب پس چرا میگی دیابت نداری:/
@_FalsePositive_ فک کنم همه ی اورژانس ها همینه، دیشب دقیقل مریض سرماخورده برای اینکه پرستار داشت از یه مریض نوار قلب میگرفت و هنوز سرمش رو وصل نکرده بود safety box رو که پر از سوزن بود پرت کرد سمت صورت پرستار!!!!!
بیاین یکم فرکچر ببینین که دقت لازم داره🥲 واقعا هنوزم که هنوزه یه وقتایی برای گرافی هام شک میکنم، راهی هست که بشه مثلا این مدل شکستگی ها رو یه جا پیدا کرد که چشممون عادت کنه؟!
خلاصه درجا به یکی از پرستارامون که باهاش اوکی تر بودم گفتم بیاد گل رو زیر اسکرابش( از چانه تا عانه) قایم کردیم و سرنگون کردیم!!!
بدبختی خود پسره همچنان جلوی در اتاق نشسته بود
ولی دوباره اومد گفت من در رفت و آمدم چیزی نمیخواین؟؟
😑🫤
واقعا چجوری باید برخورد میکردم باهاش!!!
امشب که شیفت بودم، یه آقای جوونی اومد یه سوال ازم پرسید، بهش توضیح دادم و گفتم بهتره آزمایش هم بده
چند دقیقه بعد مجدد برگشت پیشم و گفت میشه آزمایشارو برام ثبت کنی ( تریاژ هم نشده بود و ویزیت منو نگرفته بود) گفتم باشه
در همون حین چند تا سوال پرسید که آشناس چهرتون و اینا …/
و همونجا وایب اینکه این میخواد مخ بزنه رو گرفتم
مجدد بعد از نیم ساعت اومد با یه شاخه گل رز صورتی با کاغذ دورش😑
گفت من تا شهر رفتم ومیدونم شما خیلی زحمت میکشین خواستم تشکر کنم
حالا من نگران اینکه توی این بیمارستان که همه منتظرن یه چیزی ببینن و حرف در بیارن، کسی گل رو نبینه!!../