عاشق زماناییام که پیشنهاد اشخاصی که نمیشه بهشون گفت «مرد» رو رد میکنم و شروع میکنن خراب کردنم پشت سرم، عایم لایک: عزیزم؟ دستت به گوشت نمیرسه گوشت بو میده حالا؟!🦦
عاشق زماناییام که پیشنهاد اشخاصی که نمیشه بهشون گفت «مرد» رو رد میکنم و شروع میکنن خراب کردنم پشت سرم، عایم لایک: عزیزم؟ دستت به گوشت نمیرسه گوشت بو میده حالا؟!🦦
من تازگیا متوجه شدم کنار آدما و مخصوصا آدمی که ازش خوشم میاد، آدم بسیار پرسروصدا و «به جرز دیوار میخنده»ای هستم و این در حالیه که ۹۰ درصد مواقع به زور حرف میزنم =]
امروز با «نا girl’s girlترین» دخترای زندگیم مواجه شدم و متوجه شدم با موجودی منفورتر توی زندگیم برخورد نکرده بودم تا به حال.
تجربهی جالبی نبود، پیشنهاد نمیکنم به هیچ وجهِ مِنَ الوجوه.
یه مدت پیش یکی یه جایی نوشته بود، «وسط یه برهه از زندگیَم که انگار گم شدم، خودِ قدیمیم کامل از بین رفته در حالی که خودِ جدیدم هنوز کامل متولد نشده» و چقدر الان این حرفش رو میفهمم.
یه مدت پیش یکی یه جایی نوشته بود، «وسط یه برهه از زندگیَم که انگار گم شدم، خودِ قدیمیم کامل از بین رفته در حالی که خودِ جدیدم هنوز کامل متولد نشده» و چقدر الان این حرفش رو میفهمم.
یارو آهنگ درست کرده، ما شرقی شادیم، فقط اگه بذارن. نه عزیزم. من شرقی غمگینم، هرکار هم کنم شرقی شاد نمیشم. هر جا هم برم شرقیم شاد نمیشه. هرچقدر برقصم و دلقک بازی در بیارم هم نمیشم. از وقتی اینجا به دنیا اومدم شرقی غمگین بودم. تا وقتی بمیرم هم هستم