توی شش هفت سالگی یه روز تصمیم گرفتم دیگه نشنوم و هیچ ری اکشنی به هیچ صدایی نشون ندادم
مامانم به شدت نگران بود و منو کلی دکتر برد
و در اخر یادمه توی یه اتاق نشسته بودم که گوشمو شستشو بدن و بعدش شنیدم دکتر بهش گفت خانوم من مطمئنم دختر شما میشنوه،خودشو میزنه به نشنیدن.
تو باورهای قدیمی ایرانی، شب یلدا فقط جشن نبوده؛ باور داشتن این شب، طولانی ترین فرصت برای دیو تارکیه تا سیاهی رو تو دل مردم بزاره. روحها و موجوداتی که بقیه سال جرئت بیرون اومدن نداشتن، تو یلدا آزاد میشن و دنبال تنهایی میگردن. برای همین میگن یلدا را بیدار و درکنار هم بگذرونید.