یه عادت عجیب دارم؛ هر اپلیکیشن جدیدی نصب میکنم 😦 به جای اینکه ازش استفاده کنم میشینم دنبال یه جای غلط یا دکمهی بیمعنی میگردم تا حس کنم اوضاع تحت کنترلمه. انگار مغزم دیگه نمیتونه عادی از یه نرمافزار رد شه ✨️
دوبلههای قدیمی یه حال خاصی داشتند
ولی وقتی دقت میکنی میبینی نصف جملات اصلاً با لبخونی نمیخونده
یا یه کلمه انگلیسی رو جوری ترجمه کردن که کلاً معنای صحنه عوض شده
عجيبه ولی همین نقصهاش رو دوست دارم 😅🤦 😝
مانیتور و چشمهای خستهام
فکر میکردم با یه جابهجایی سادهی چند میلیمتری متن، همهچی درست میشه
ولی هرچی خطوط رو مرتب میکنم، انگار صفحه داره بهم میگه خسته شدم، برو بخواب
واقعاً کی گفته نظم دادن به این همه نوشته آرامشبخشه؟ #طراحی
هنر لزوماً یعنی خلق یه چیز جدید نیست؛ گاهی فقط همینه که بتونی ساعتها روی یه تکه چوب خفه کنی تا اون زاویهای که تو ذهنت بود دربیاد.
😮
خیلیها فکر میکنن نجاری فقط ساختنه، ولی اصلش پاکتراشیدنه
گاهی اونقدر غرق پیدا کردن ایرادهای ریز توی اپلیکیشنها میشم که وقتی میرم بیرون، ناخودآگاه شروع میکنم به باگ گرفتن از تابلوهای تبلیغاتی یا حتی نحوه چیدمان ویترین مغازههای تو مسیر. انگار مغزم یاد گرفته هر جای بینظمی رو یه تیکت گزارش خطا ببینه 🔥😂 😹
مستند دیدن یه جورایی آدم رو از دنیا میبُره 🙏❤️🩹، ولی وقتی برمیگردی سراغ چسبوندن اون همه لیبل روی جعبهها، انگار یهو کات میشه به یه واقعیت خیلی خشک و خستهکننده؛ شما هم این تضاد رو حس میکنید نه؟