@GhAhmad72 انگار توقعش رو داشته باشن پذیرفتن و در حالی که من و پرستارمون بهت زده به چشمای باز مریض خیره بودیم بهمون میوه و شام تعارف میکردن و هوامون رو داشتن🥲
اولین تجربه دارک کاری، دیشب یه ساعت مونده به اتمام شیفت ویزیت در منزل خوردیم خانم ۹۳ ساله با شکایت بی حالی
از لحظه ای که رسیدیم و وارد اتاق شدیم خشکم زد، اون خانم واقعا شبیه یه مجسمه بود و بله بدنش سرد و کبود شده بود و علائم حیاتی نداشت نه واکنش نه نبض نه تنفس با چشمای باز/۱
امیدوارم در آرامش باشین خانم ر و هر چند دردناک و سخت اما عذر میخوام که کاری ازم بر نمی اومد و ممنونم که بهم یه درس جدید دادین تا رشد کنم و با تمام درد و ترسم تلاش کنم تو کارم بهتر بشم
روحتون شاد🖤
در حالی که تمام وجودم میلرزید و بغض کرده بودم و عملا یه جسد رو معاینه کردم به خانوادش تسلیت گفتم و گفتم کاری نمیشه کرد
با اینکه از کهولت سن فوت کرد اما اون چشما و اون بدن سرد و معاینه کردن جسمی که دیگه جون نداره اولین تجربه دردناکی که تمام وجود خودم پر درد و سردرگمی و ترس شد /۳
حقیقتا بهترین ویژگی الانم واقعی بودنه
خوبیم، بدیم، خوشحالیم، سردرگمیم، غم و شادیم، امید و آرزو هام بی هیچ پرده و سانسوری سبا رو ساختن و تو معاشرت با افراد این زلال بودن و همنشینی با آدم ها و یکی شدن با داستانشون واقعا ناب و محشر عه
میخواستم با اولین حقوقم یه کار جالب بکنم
اما میدونی یهو دیدم دارم خریدای خونه رو میکنم و تنها کاری که ازم بر اومد این بود که برای مامان بستنی مورد علاقه اش رو بخرم
اصلا شبیه چیزی که فکر میکردم نبود اما همین که یکمم شده کمک مامان باشم و تو سختی نباشه شاید موندگار ترین کار باشه♥️