دیگه این مدل بسته بندی نامتناسب آمازون رو ندیده بودم!
۱۸ تا دستمال آشپزخونه سفارش دادم تو یه جعبه ای گذاشتن و آوردن که خودمم توش جا میشم، جلو در اورد فکر کردم اشتباهی یخچال سفارش دادم !
امشب سوفیا موقع خوابیدن دستشو انداخت گردنم و بوسم کرد برای اولین بار، صدای تپش قلبمو تو گوشم میشنیدم از این حجم از عشق که بهم داد، اخر خوابشم گفت ده، حتما منظورش این بود که ده ��ا دوسم داره.
م��لا اگه امشب ببینم رو لپتاب رضا حشره ای هست این اجازه رو دارم که شب موقعی که خوبه بذارمش داخل ماشین ظرفشویی، چون تستر و ساندویچ ساز داخل اشپزخونه این مدلی ضدعفونی شده وقتی که خونه نبودم !
تو این دو ماه شاید چهار بار بیشتر غذای ایرانی نخوردیم، اونم سه تاش مامان پز بوده که از ایران آوردیم و یکیشم که خودم درست کردم، آدمیزاد چقدر توانایی تغییر داره!! اونمدر مورد شکمش!🤷🏻♀️
بابام یه فیلم هشت دیقه ای فرستاده سه دیقه اولش از در ودیوار و تنظیم دوربینه، بعدشم که نشسته جلوش تا سی ثانیه اخرش بی کلام هست و فقط بلی از سر وکولش بالا میره، بعدش هم یه دو سه کلمه صحبت کرده، بخدا این بابا ها خیلی بامزن 😍😍
یکی از کارای خیلی سخت برام جمع کردن لباسایی هست که دیگه تن سوفیا نمیشه و کوچیک شده 😭😭 با هر لباس کلی خاطره زنده میشه، نه میتونی بندازی دور و نه میتونی همرو نگه داری .