همه چی خیلی خوبه ها
منتهی من دارم مدام به آخر همه چی فکر میکنم همیشه، موقعی که گل ها خشک میشن
موقعی که میوه ها کپک میزنن
موقعی که همه چی میپوسه
موقعی که فردی که دوستش داری میمیره
نمیدونم زندگی تو تهران داره خارمو میگاد
تروماهام دارن خارمو میگان
گرونی داره میگاد
هوم سیکی شیراز داره منو میگاد
ترس از دوست داشته شدن و دوست داشتن داره میگاد
هرچی که هست دارم بد بگا میرم
تو این گرما باید قرص ضد افسردگی بخورم که مثل آدم بتونم زندگی کنم
ولی این حتی باعث شده من تحمل گرمام کمتر بشه و این خودش داره آزارم میده
تف تو این زندگی