و آن دست های تو
دست های نیرومند و در عین حال شرمگین تو،
که حرکتی شتابزده و خاموش داشتند
انگار که در دل شب
آفیش انقلاب را به دیوار می چسباندند.
«ریتسوس»
@faeze_zre@N0tKn0wM3 نه که تا الان هرچیزیو تحریم کردیم بهمون دادن
این یکی هم میکارن سبز شه.
واقعا آدمایی که فاز اعتراضات مدنی و حقوق شهروندی برمیدارن فکر میکنن اینجا سوئیسه جالبن. انگار نمیبینن اینا با ملت شبیه گوسفند رفتار میکنن
از کی تا حالا ملاک تصمیماتشون نظر مردمه؟.
«هر چه مسنتر میشوم بیشتر درمییابم که آدم تنها با کسانی میتواند زندگی کند که به او رهایی می��خشند. کسانی که شور و عشقشان همزمان که با قدرت احساس میشود، باری بر دوش آدم نیست. زندگی امروز دشوارتر، جگرسوزتر و بینفستر از آن است که آدم به اسارت بیشتر از سوی کسانی که توسط آنها دوست داشته میشود، تن دهد.»
- از نامهی آلبر کامو به رنه شار.
#ازبه
دیگه هر فاجعه ی جدیدی اتفاق بیفته
میپذیرم و به زندگیم ادامه میدم
میترسم از اینکه تنها نقش زندگیم،
نقش سوگواری برای از دست دادن ها باشه.
اون فقدان ها جای خود و اون دا��تهها هم
جای خودشونو دارن از این به بعد.
امروز امتحان سیاست خارجی داشتم
فقط یک سوال و اونهم سرنوشت ایران و آمریکا جنگ یا صلح؟ پیش فرض اینکه حد وسط وجود ندارد.
در ۸ صفحه جوری به گزینهی جنگ پرداختم که در عین مخالفت با حملهی خارجی الان منتظرم جنگ بشه
چون اگر صلح کنن صفر میگیرم.