Hozat Serhad'ın az bilinen görüntülerinden..
Bir kış günü, dağ başındaki bir yeraltı mangasında bağdaş kuran gerillalar ısınmaya çalışır..
Ve Hozan Serhad konseri başlar
Olmasa attığın
Odunlar olmasa
Kim inanır bu mangada
Isındığımıza
Neydi o attığın
Garip şey sobaya...
https://t.co/azLdbhDrxS
تفاهمنامهی توأم با تداوم درگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و آیندهی آن، محور اصلی تحولات سیاسی منطقه را تشکیل میدهد. در این زمینه میتوان به چند نکته اشاره کرد:
۱) جنگ هنوز تمام نشده و تعیین تکلیف آن به پس از انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا موکول شده است. چنین به نظر میرسد که در این فرصت چندماههی تفاهم و آتشبس تاکتیکی، آمریکا و اسرائیل آمادهسازی مجدد نظامی خود را تکمیل خواهند کرد. نشست اخیر ناتو در ترکیه و متعاقب آن اقدام بریتانیا به قراردادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی، نشانگر چرخشهایی در سیاست گلوبالیستهای اروپا برای همسویی بیشتر با ترامپ است. اینکه آیا جمهوری اسلامی خود را برای سازگارشدن با نظم خاورمیانهای مورد نظر ترامپ و پذیرش هژمونی اسرائیل آماده میسازد یا برای جنگ نهایی آماده میشود، طی چند ماه آینده آشکار خواهد شد. رفتار جمهوری اسلامی و تنشهای درونحکومتی، نشانگر این است که هر دو احتمال وجود دارند اما «آمادگی برای جنگ» گزینهی قویتری است.
۲) جمهوری اسلامی با وجود دریافت ضربات مرگبار و حذف کامل لایههای مهمی از هرم قدرت و شخص علی خامنهای، از تمام کارت فشارهای خود در این جنگ استفاده کرد و بهویژه در تنگهی هرمز و با راهبرد تحت فشار قراردادن اقتصاد جهانی، عملا مانع از دستیابی آمریکا و اسرائیل به اهداف استراتژیکشان شد. هنوز معلوم نیست پروژهی خطوط انرژیـ تجارت مدنظر اسرائیل که از طریق پیمان ابراهیم درصدد ترسیم آنهاست، بتواند موقعیت ژئوپولیتیک ایران را بهویژه در تنگهی هرمز دور بزند. بستن تنگهی هرمز توسط سپاه پاسداران مستقیما کریدور اقتصادی هند- خاورمیانه- اروپا و پیمان ابراهیم را با چالشهای امنیتی جدی مواجه میسازد.
۳) اگر جمهوری اسلامی در دو موقعیت ژئوپولیتیکی «تنگهی هرمز» و «گذرگاه قفقاز» دچار شکست شود، عملا آمریکاـ اسرائیلـ ناتو به چنان عمقی از پیشروی دست پیدا میکنند که میتوانند از آنجا پروژههای تجاریـ انرژی چین و موقعیت روسیه را با چالش راهبردی مواجه سازند. احتمالا در نشست اخیر ناتو در ترکیه در این زمینه گفتگوها و تصمیماتی اتخاذ شده باشد. چرخش گلوبالیستها و ازجمله بریتانیا به سمت همراهی با آمریکا، احتمالا ترکیهی عضو ناتو را هم ناگزیر خواهد کرد تا خود را هرچه بیشتر در موقعیت ضد جمهوری اسلامی و ضد روسیه بازتعریف کند.
۴) در مقابل این گزینههای احتمالی افزایش فشار بر ایران، جمهوری اسلامی ممکن است به سمت گزینهی بستن تنگهی بابالمندب توسط حوثیهای یمن برود تا از آن بهعنوان دومین کارت فشار علیه قدرتهای جهانی و منطقهای استفاده کند. چنین اقدامی در کنار بستن تنگهی هرمز، میتواند فشار شدیدی از سوی جمهوری اسلامی بر اقتصاد جهانی وارد سازد و حتی برنامههای جنگی آنها را با دشواریهای پیشبینینشدهای مواجه گرداند.
۵) تفاهمنامهی کنونی میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا بسیار لرزان است و قابلیت ماندگاری چندانی ندارد. سطح درگیریهای پس از تفاهمنامه، نشانگر این است که شعلههای جنگ به این زودیها خاموش نخواهد شد. اصولا تا جمهوری اسلامی خودش را با نظم نوین منطقه هماهنگ نکند و یک پوستاندازی کامل انجام ندهد، جنگ و تنش ادامه خواهد یافت. اگرچه آمریکا و اسرائیل تاکنون به اهداف خود نرسیدهاند اما جمهوری اسلامی هم از خطر موجودیتی نجات پیدا نکرده است.
۶) نه سازش و نه جنگ، هیچکدام نمیتواند کشور ایران را از ابربحرانهای کنونی نجات دهد. شاید جمهوری اسلامی از دوگانهی جنگ و سازش برای افزایش طول عمر خود بهره ببرد اما از آنجا که در این مذاکرات و سازشها هیچ جایگاهی برای مبارزات دموکراتیک مردم ایران و خواستههایشان در نظر گرفته نشده و هیچ بحثی از سیاستهای سرکوبگرانه و ضدانسانی رژیم نشده، نمیتوان از این دوگانه انتظار گشایش سیاسی در ایران داشت. رژیم جمهوری اسلامی صرفا یک رفتار منفعتگرایانه برای تداوم بقای خود در پی گرفته و این توافق نمیتواند پایه و بنیان سالمی برای خواستههای مردمان ایران باشد. در حال حاضر، کشور و مدیریت سیاسی عملا در قبضهی سپاه پاسداران قرار دارد و هیچ نوع نشانهای از اینکه رژیم بخواهد دستکم به اندازه امتیازدهی به قدرتهای جهانی در مقابل جامعهی ایران هم عقبنشینی کند و برای تحول مثبت آماده باشد، به چشم نمیخورد.
راهبرد «ارتقای مبارزات دموکراتیک مردمی از طریق سازماندهی شبکههای مقاومت مردمی در سرتاسر ایران»، همچنان یگانه راهکاری است که نیروی سوم (جامعه و اپوزیسیون آزادیخواه) ناچار است برای پیروزی در برابر رژیم، در پی بگیرد. جز عاملیتیافتن جامعه و به حرکت درآمدن دینامیسمهای اجتماعی سازمانیافته، هیچ نجاتبخش دیگری وجود ندارد.
متن کامل مقاله در لینک
Kurdistan’da tarihin akışını değiştiren; M. Hayri Durmuş, Kemal Pir, Akif Yılmaz ve Ali Çiçek’in öncülüğünde gelişen 14 Temmuz Ölüm Orucu Direnişi’nin üzerinden 42 yıl geçti. 14 Temmuz fedai ve zafer ruhu, bugün Kurdistan’ın dağlarında, köylerinde, ovalarında, direniş ruhu oluyor
@Borujerd_2 @RivarAbdanan رضا خان باید اول یه توله خوبی تربیت میکرد امروز مردم شاهده تام مورلی ها نمیشدن بعدشم رضاخان همراه خاندانش به زباله دان تاریخ پیوستن راه ما ادامه داره نگران نباش لرستان هم همدانم مال ماست