#گرامی_باد_اول_مه_روز_جهانی_کارگر
با وجود تمام سختیها و رنجهایی که در سالیان گذشته از طرف حکومت بر من و خانواده ام تحمیل شده است ولی با تمام وجود افتخار میکنم در اذهان عمومی، نامم با واژه «کارگر» گره خورده است.
روز کارگر را به کارگران و فعالین کارگری رنج کشیده ی ایران تبریک میگم
@AzamBahrami درود بر شما خانم بهرامی عزیز و شریف. شریفی چون در تمام این سالها شاهد بودم صادقانه و مسئولانه همیشه صدای من و ما کارگرانِ بیصدای ایران بودید.
افتخار میکنم که نامم با واژه کارگر گره خورده است. گرامی باد اول می روز جهانی کارگر بر شما و بر تمام کارگران ایران و جهان.
اگر روزی در ایران هم به رسمیت بشناسیم که همه مزدبگیران کارگر هستند شاید صدای ما قویتر شود و برای ایران فردا تشکیل سندیکا و حق اعتصاب را بی هیچ چانه زنی سیاسی در قانون بعنوان حقی مهم مورد حفاظت قرار دهیم.
#روز_جهانی_کارگر
مهم برای این روزها
اقتصاد جنگی پنهان: هزینهای که مردم میپردازند
۱. دلار و سقوط آزاد ریال
دیروز، ۲۸ آوریل ۲۰۲۶، دلار در بازار ایران به ۱,۶۰۹,۰۰۰ ریال رسید، رشدی ۵ درصدی فقط در یک هفته. این عدد تنها یک نرخ ارز نیست؛ یک حکم اجتماعی است. ریال از حدود ۴۲,۰۰۰ به بیش از ۱.۱ میلیون در برابر دلار سقوط کرده یعنی قدرت خرید از بازارهای خارجی عملاً صفر شده.
آحرکت صعودی دلار پس از آتشبس، یک پارادوکس ظاهری است. منطق آن ساده است: آتشبس بدون توافق سیاسی یعنی تحریمها پابرجاست، بازسازی بدون ورود ارز معنی ندارد، و بیاعتمادی بازار به پایداری آتشبس، تقاضا برای داراییهای دلاری را بالا نگه میدارد.
۲. اقتصاد جنگی: سهمیهبندی بازگشته است
دولت در پی آتشبس یک نرخ ارز ترجیحی برای واردات گندم، دارو، تجهیزات پزشکی و شیر خشک بازگرداند، نرخ رسمی ۲۸۵,۰۰۰ ریال در برابر نرخ آزاد ۱.۵۵ میلیون ریال.
این همان منطق اقتصاد جنگی است، دولت با ایجاد نرخهای چندگانه، توزیع منابع را از بازار آزاد خارج و در اختیار خود میگیرد. کسی که رانت دسترسی به ارز دولتی دارد، روز به روز ثروتمندتر میشوند.
قیمت مواد غذایی جهش داشته و کالاهای اساسی از دسترس خارج شدهاند. گزارشهای وجود دارد که در برخی استانها قیمتها ده برابر شده و کالاهای اساسی زیادی ماند نج و روغن کمیاب است.
۳. انحصار سپاه و شبکههای رانتی در زنجیره غذایی
کار به جایی رسیده که حتی یک نماینده مجلس در تذکری به رئیسجمهور پرسیده : «چرا واردات نهادههای دامی کشور تنها به چند نفر مافیا واگذار شده؟ چرا به این افراد اجازه دادهاید نهادهها را در بندر امام دپو کرده و اجازه ورود ندهند؟»
این سؤال نمایانگر یک سازوکار ساختاری است: با توجه به انحصار ایجادشده در واردات نهادهها، عمده کالاها با دو تا سه برابر قیمت از طریق دلالان به دست دامداران و مرغداران میرسد، و گرانی نهادهها موجب گسیل دام مولد به بازار و خطر کمبود آینده شده است.
گروه مدلل بهعنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان نهادههای دامی، انحصار چشمگیری در این حوزه دارد. در حالی که ۹۰ درصد تولید روغن غذایی ایران در اختیار این گروه است، هر سه ماه یکبار به بهانههای مختلف قیمت را بالا میبرند و مالیات هم نمیپردازند.
وزیر جهاد کشاورزی خود گفته است: «ما گفتیم این مواد غذایی را به ما بدهند خودمان توزیع کنیم، اما کسانی که انحصار دارند نمیدهند و اجازه خروج این مواد از گمرک داده نشده است.»
این اعتراف یک وزیر به انحصارطلبانی است که قدرتشان از دولت هم بیشتر است.
۴. اعداد بانک جهانی
من در این مورد پیشتر هم نوشته بودم، بانک جهانی پیشبینی کرده بود که کند شدن رشد اقتصادی ایران، ۲ میلیون نفر دیگر را در سال ۲۰۲۵ به زیر خط فقر رانده. نرخ اشتغال بسیار پایین است: تنها ۳.۸ نفر از هر ۱۰ نفر در سن کار شاغلاند و برای زنان این نرخ تنها ۱.۲ از هر ۱۰ نفر است.
در فاصله ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰، سهم ایرانیانی که زیر خط فقر بینالمللی زندگی میکنند از ۲۰ درصد به ۲۸.۱ درصد رسید. چهل درصد ایرانیان آسیبپذیر در معرض فقر هستند افزایشی ۱۰ درصدی نسبت به ۲۰۱۱. دستمزدهای واقعی در طول یک دهه برای همه اقشار جز دهک بالا عملاً ثابت مانده است.
صندوق بینالمللی پول ایران را در رتبه چهارم تورم جهان قرار داده، پس از ونزوئلا، سودان و زیمبابوه. دستمزد حداقلی که در مارس ۲۰۲۴ با رشد ۳۵ درصدی به معادل ۱۸۵ دلار رسید، تا اواخر ۲۰۲۴ به ارزش واقعی ۱۳۷ دلار رسیده بود افت قدرت خرید علیرغم افزایش اسمی حقوق. حالا تصور کنید در هم افزایی با این وضعیت به کجا خواهیم رفت.
۵. آیا هزینه جنگ پنهانی به مردم منتقل میشود؟
مکانیزم انتقال هزینه چندلایه است:
دولت به نهادهای امنیتی و وابستگان ارز ارزان میدهد. مردم عادی با نرخ آزاد کالا میخرند. این تفاوت شبیه مالیات پنهانی است که هر روز از جیب مردم کسر میشود.
تورم مواد غذایی در شهریور ۱۴۰۴ به ۵۷.۹ درصد رسید یکی از بالاترین نرخهای تورم غذایی جهان. وقتی انحصار واردات نهاده در دست شبکههای رانتی است، مرغدار ذرت ۱۰ هزار تومانی را ۱۷ هزار تومان میخرد و این هزینه دقیقاً به سفره مصرفکننده منتقل میشود.
وضعیت صندوق توسعه ملی هیچ روشن نیست و این یعنی سرمایه نسلهای آینده برای پوشاندن هزینههای جنگ امروز مصرف میشود.
مردم به خریدهای ضروری روی آوردهاند. مصرف خصوصی حدود ۵۰ درصد اقتصاد را تشکیل میدهد و این انقباض آثار گستردهای دارد. این یعنی هزینه جنگ نه از طریق مالیات رسمی، بلکه از طریق فروپاشی قدرت خرید و اقتصاد، تامین میشود.
همه چیز در خدمت بقای حکومت، یک «اقتصاد جنگی غیررسمی» است: بدون اعلام رسمی سهمیهبندی، بدون اعلام رسمی ریاضت، اما با همان پیامدها.
پیرامون پروندهی #ناصر_بکرزاده
30 فروردین شعبه 39 دیوان عالی کشور درست برخلاف تصمیمات قبلی خود در «دوبار نقض حکم اعدام شعب بدوی» و بدون برطرف شدن ایرادات مدنظر خود، این بار، سومین حکم اعدام صادره از دادگاه انقلاب ارومیه را تایید کرد.
«یگانه راهکار این است که #کارگران در تمامی محیطهای کاری و محلات چه مناطقی که آسیب دیده و چه مناطقی که در امان ماندهاند، برای دفاع از حقوق یکدیگر و یاریرسانی متقابل، هستهها و کمیتههای کارگری تشکیل دهند تا بتوانیم به همطبقهایهای خود کمک کنیم و این بحران ویرانگر را با آسیب هرچه کمتری پشت سر بگذاریم.»
بهرام حسنینژاد، فعال کارگری
این را یکی از دوستان فعال داخل ایران برایم نوشته که سالها زندگیش را صرف مبارزه با این رژیم کرده و اولیه ترین امکانهای زندگی را هم از دست داده است. او سومین نفر است که در این روزهای تاریک در نفسهای بریده اینترنت برایم مینویسد:
"فضای عریان داخل ایران الان اینجوریه :
گرانی شدید و خطر کمبود یا نایابی کالاهای اساسی زندگی بخصوص اغذیه،
شیوع شدید بیکاری، کلمه شیوع رو بکار میبرم چون عین ویروس کرونا به سرعت توی جامعه داره تکثیر میشه،
حس وحشتناک خطر فروپاشی روانی، خانواده ها در اثر فقر و بیکاری و گرانی،
و حالتی مستاصل بین امید و نا امیدی در نگاه مردم به مذاکرات... اما از مذاکرات قراره چه معجزه ای بیرون بیاد؟ ساختن کشور جنگ زنده و بازگشت به حداقل حالت قبل از جنگ، چند ماه یا چند سال طول میکشه؟
به گمان من بله این است حاصل جنگ طلبی رویا فروشان برای مردم...
اوضاع اقتصادی خیلی خیلی بده
بعد یکی مثل حسین علی مجری اینتراشغال، منو و امثال منی که رنج حبس و زندان رو کشیدیم متهم میکنه داریم از رانت این رنج مون نون میخوریم
اصلا دوست نداشتم و ندارم از وضعیت وخیم اقتصادی خودم برای مردم بگم ولی من هشت ساله روی لبه ی تیغ، زندگیم رو پیش بردم، با حداقل ترین هزینه برای زندگی خودم و خانواده ام.
هشت ساله هر روز حس میکنم دیگه به سقوط نزدیک شدم و این روزا، کابوس سقوط داره دیوانه م میکنه حتی قادر به تهیه داروهای اعصاب و روانم هم نیستم
بعد اینها از خارج کشور منو متهم به رانت خوری میکنن چون در مخالفت جنگ حرف میزنم."
◀️مهم در تکثیر این یادداشت مشارکت کنید
سرمایهای که با اتهام نمیتوان سوزاند:
پیش از هر چیز باید صادق بود. ایران در منطقهای زندگی میکند که اکثر جنبشهای مقاومتش یا قلعوقمع شدند، یا به ابزار قدرتهای خارجی تبدیل شدند، یا در خلأ سازمانی از هم پاشیدند. سوریه، عراق، لیبی، یمن، هیچکدام آن چیزی را ندارند که ایران دارد: یک زنجیره نسلی از مقاومت مستند، سازمانیافته، و زنده.
این زنجیره از دل زندانها، اعدامها، تبعیدها، و فشار مداوم ساخته شده. نه از دل استودیوهای ماهوارهای.
وقتی از «سرمایه اجتماعی مقاومت» حرف میزنیم، منظورمان یک چیز انتزاعی نیست.
مشروعیت رنجدیده که از زندان حرف میزند. خانوادههای کشتهشدگان ۱۴۰۱ از خیابان حرف میزنند. این اعتبار را نمیشود خرید، جعل کرد، یا با تبلیغات ساخت. رژیم سالهاست میداند که خطرناکترین صدا صدای کسی است که رنج را با پوست و گوشتش تجربه کرده.
شناخت درونی از ماشین سرکوب میدهد، کسی که بازجویی اوین را تجربه کرده، میداند دقیقاً چطور سیستم کار میکند. این دانش برای هر استراتژی گذار — حقوقی، سیاسی، یا اجتماعی،حیاتی است. هیچ پژوهشگر خارجی و هیچ تحلیلگر دور از میدانی این دانش را ندارد.
اعتماد افقی در جامعه افزایش میابد،مردم عادی ایران به این چهرهها اعتماد میکنند نه به خاطر برنامه سیاسیشان، بلکه چون میدانند هزینه دادهاند. این اعتماد افقی، از مردم به مردم، پایه هر تغییر واقعی است.
پیوند نسلی مقاومت تحکیم شده،از مادران خاوران تا خانوادههای آبان، از زندانیان دهه شصت تا زندانیان ۱۴۰۱، یک خط روایی و عاطفی وجود دارد که جامعه ایران را به هم وصل میکند. این پیوند بسیار شکننده است و بسیار با ارزش.
حمله هماهنگ، به زندانیان و خانوادههای دادخواه با اتهام همکاری با وزارت اطلاعات، را باید در چند سطح فهمید:
سطح اول: منطق رقابت سیاسی کور،انها میدانند که در داخل ایران پایگاه اجتماعی ندارد. برای ورود به سپهر سیاسی آینده ایران، باید فضا باز شود. سادهترین راه؟ بیاعتبار کردن کسانی که اعتبار دارند. اگر بتوانی انها را «نفوذی» جا بزنی، اگر بتوانی خانوادههای دادخواه را «بازی خورده» نشان دهی، فضا برای روایت خودت باز میشود. این یک استراتژی برای خودکشی برای ایران.
سطح دوم: بازتولید ادبیات امنیتی رژیم
این جدیترین آسیب است. جمهوری اسلامی دقیقاً همین کار را کرده و میکند: هر کنشگر مدنی، هر زندانی سیاسی، هر صدای مستقل برایش «نفوذی»، «عامل بیگانه»، «ابزار دشمن» است. وقتی یک جریان اپوزیسیون همان ادبیات، همان منطق، و گاه همان منابع را به کار میگیرد، دیگر فرقی با ابزار امنیتی ندارد،، حتی اگر نیتش متفاوت باشد.
حاکمیت برای این کار هزینه میکند. اپوزیسیون این کار را رایگان انجام میدهد.
سطح سوم: تخریب زیرساخت اعتماد
شبکههای دادخواهی و مقاومت روی یک چیز کار میکنند:
اعتماد،اعتماد خانوادهها به یکدیگر، اعتماد جامعه به این صداها، اعتماد بینالمللی به روایتهای حقوق بشری ایران. این اعتماد سالها وقت برده که ساخته شود. یک موج اتهام هماهنگ میتواند آن را در مدت کوتاهی بپاشاند و بازسازیاش بسیار سختتر از تخریبش است.
باید سوال روشنی بپرسیم:
در چهار دهه گذشته، شما چه کردید؟
هزینه واقعی این اشتباه
وقتی این اتهامزنیها انجام میشود، چه اتفاقی میافتد؟
جامعه بینالمللی گیج میشود. سازمانهای حقوق بشری، رسانههای خارجی، و دولتهایی که میتوانند فشار بیاورند، وقتی با جنگ داخلی روایت اپوزیسیون مواجه میشوند، عقب مینشینند. تردید را رژیم میخرد.
جامعه داخل ایران دلسرد میشود: کسی که در خیابان ریسک میکند، وقتی میبیند که از بیرون به جای حمایت، اتهام میآید، دلیل کمتری برای ادامه دارد.
شکافهای جنبش عمیقتر میشوند. هر جنبشی برای موفقیت به حداقلی از همبستگی نیاز دارد. این اتهامزنیها آن همبستگی را فعالانه تخریب میکنند.
و رژیم هیچ هزینهای نمیدهد. چون اپوزیسیون دارد کار رژیم را میکند. نتیجه: این سرمایه قابل جایگزینی نیست.
هر جریانی که تصور میکند میتواند با تخریب زندانیان و خانوادههای دادخواه جای خود را در سیاست ایران باز کند، یک محاسبه بنیادی را اشتباه کرده:
**مشروعیت در ایران پس از جمهوری اسلامی از دل مقاومت بیرون میآید,نه از نسب، نه از رسانه، نه از حمایت خارجی.
جامعهای که این همه هزینه داده، این همه آگاه شده، و این همه رنج دیده، به راحتی اقتدار سیاسی را به کسانی نخواهد داد که در سادهترین آزمون, همبستگی با مبارزان, مردود شدند.
اگر پادشاهیخواهان واقعاً به آینده ایران فکر میکنند، مسیر روشن است: به جای اتهام زدن به کسانی که در میدان بودهاند، بپرسید چطور میتوانید کنارشان بایستید.
آن وقت شاید بتوان درباره آینده حرف زد.
دلم نیامد اینرا من هم نگذارم😉
این خانم شقایق نوروزی بعد جوری آقای منشه امیر را کیشمات کرد و همه حرفهایش بجد درست است. آخه این همه بمب بریزی سر مردم بیگناه و باز هم دو قورت و نیمت باقی باشد. عجب!
#نه_به_جنگ_و_استبداد
طرفداران آقای #پهلوی میکوشند تا ایشان را به عنوان رهبر تحولات در ایران معرفی کنند. باید پرسید آقای پهلوی در کدام یک از تحولاتِ تمام سالهای پس از انقلاب ۵۷ در ایران کوچکترین نقشی داشته؟
رهبری هم حتا نه! در این حد که مثلا ایدهای، ابتکاری، پیشنهادی از طرف ایشان منجر به عملی شود!
دههی ۶۰ دههی سرکوب بود و خاموشی. مردم ترسخورده و در خود کز کرده بودند؛ آقای پهلوی هم در پذیرشِ کامل و فاصلهی امن.
دههی ۷۰ دههی اصلاحات بود و مردم کوشیدند از طریق اصلاحاتْ وضعیت را تغییر دهند، آقای پهلوی هم اصلاحطلب شد و گفت عصر انقلابها گذشته!
دههی ۸۰ جنبش سبز شد و آقای پهلوی هم دستبند سبز بست و طرفدار موسوی شد.
بعد هم #زن_زندگی_آزادی شد و آقای پهلوی فمینیست شد و شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و روی همان فرکانس حرکت کرد.
حالا هم که جان به لبرسیدگان باز در خیاباناند، آقای پهلوی میگوید بله بله راه همین است؛ در خیابان بمانید و ادامه دهید.
شما اینجا رهبری میبینید یا موجسواری؟! 😳😳
#اعتراضات_ایران
یک درخواست عاجزانه از من کوچکترین در داخل ایران:
وضعیت دسترسی ما به نت فاجعه است، حقیقتش شرایط اقتصادیمون حتی بدتر از اینترنت، طوری که رسما همگی به مگابایت شمردن افتادیم. اگه لطف کنید و توییتهای عکسدار نگذارید ممنون میشیم، شاید ۱ روز بیشتر امکان تنفس لحظهای داشته باشیم اینجا.
از هفت تپه-کانال #کارگران مستقل:"#جنگ برای کارگران و مردم زحمتکش فقط رنج و #فقر بیشتر و آوارگی و نابودی است. وقتی صنایع فولاد و پالایشگاه ها و کارخانجات اساسی منهدم می شوند، یعنی #بیکاری کارگران، قتل عام کارگران، نابودی اقتصادی خانواده های کارگری، نابودی محل های امرار معاش"
توصیه هایی به خودم1
یاد بگیریم، وقتی اختلاف سیاسی داریم، دوستی را بر باد ندهیم، سیاست مثل آسمان بهار غیرقابل پیش بینی است،از فاصله ها دریای خون نسازیم.
یاد بگیریم، اگر قرار است آمریکا و اسراِییل آزادمان کنند، باز هم زندانی آزادگرانمان هستیم، آزادی آموختنی است.