هر سربازی در میدان جنگ با تمام وجودش سرتا پا گوش به فرمان فرماندهاش است و فرمانش را مو به مو اجرامیکند.
اگر شک کند، سست شود و پایش بلرزد، تیر دشمن قلبش را تمام امید و رویایش را میدرد.
آلترناتیو من شاهزاده #رضا_پهلوی است و تا رسیدن هدفم بازگشت #پادشاهی_مشروطه به ایران میجنگم.
«حماسه بزرگ دی ۱۴۰۴، نتیجه یک هیجان زودگذر نبود.
پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار داشت؛ راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد، و در دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، تجربه و بلوغ بیشتری به آن بخشید.
و جمهوری اسلامی، که در ۱۸ و ۱۹ دی، سقوط خود را قطعی میدید، دست به یکی از بزرگترین جنایتهای تاریخ زد.
آنچه در سال منتهی به دیماه انجام گرفت، در چارچوب یک برنامه و استراتژی پنجگانه در سطح کلان بود؛ چارچوبی که همچنان مبنای کار ماست.
اما یک نکته مهم را باید در نظر داشته باشیم:
شرایط تغییر کرده است.
ما امروز باتجربهتر، منسجمتر و مصممتر از هر زمان دیگری هستیم.
و با توجه به سطح کشتار و شرایط جدید، در تاکتیکها و روشهای اجرای این استراتژی نیز تغییراتی را در نظر گرفتهایم.
تغییر تاکتیک، تغییر هدف نیست؛ تطبیق روشها با شرایط تازه است.»
در این مقاله هومن یوسفی به این پرسش اساسی میپردازد که آیا الگوی جنگ چریکی و سازماندهی زیرزمینی متعلق به قرن بیستم، واقعا مناسب جامعه جوان انقلابی ایران در قرن بیستویکم است؟ الگوی مدرن چگونه است.
ادامه مطلب را در وبسایت انجمن انار مطالعه کنید.
https://t.co/v8umTJPMMD
I had the honor of meeting Crown Prince Reza Pahlavi in Paris to discuss our 2,500-year biblical bond, and work towards a free and democratic Iran.
Beyond supporting the Iranian people's fight for liberty, I announced the launch of the Iran Peace and Prosperity Fund - a global private investment initiative designed to mobilize international business and capital to rebuild Iran’s economy the moment the regime falls.
To mark this turning point, I presented him with two Jerusalem-stone Mezuzahs, inscribed by an Iranian-Israeli scribe. One will hang at the future Israeli Embassy in Tehran, and the other at the Iranian Embassy in Jerusalem.
We stand shoulder to shoulder with the brave people of Iran as we prepare for a future of freedom, peace, and mutual prosperity.
ترجمه ساده این خزعبلات که با انشای دیگری توسط مسدود سهپهنا نیز نوشته شده اینه:
مثل مجاهدین، ما شفت و شلهای فرقه نفوذ، سفرهای پادشاه را بیاثر و گدایی از کشورهای دیگر میدانیم. (پادشاه اینجا از من است، این فرقه نفوذ تا حجیالله رو نخست وزیر یا ولیعهد نبیند ایشان را رضا پهلوی یا برای توهین بیشتر شاهپور خطاب میکنند)
الان فقط ما اوباش نفوذی داریم وظایف ملی را انجام میدیم و بتهایی مهره ملی، امر ملی، حقوق ملی و سایر ترکیب واژه با ملی پیش ماست.
درسته میلیونها ایرانی در دیماه گفتن جاوید شاه و با خون خودشون هزینه دادن اما تا به حرف مایی که داخل و خارج کشور یه مینیبوس آدم نمیتونیم واسه یک ساعت جمع کنیم اما خودمون رو تنها ساختار ایرانگرا با توان رهبری ملی میدونیم، گوش ندی و هر چی ما گفتیم انجام ندی کارهات فایده نداره خیانت هم هست.
باید تهاجمی رفتار کنی و همه رو بگذاری کنار و فقط گوش کنی حجت الله و خمیر قاطری چی میگن، اگر فراخوان بدی تا مردم بیان بیرون ما باهاش مخالفت میکنیم. چون باعث انقلاب میشه و ما میخواهیم اصلاحات ملی ساختاری کنیم زیر سایه قانون مقدس مشروطه.
دلیل سرکوب و قتلعام ملت در دیماه هم عدم قبول پیشاپیش قانون اساسی مشروطه بود. این قانون جادویی میتونست مسیر گلولهها رو تغییر بده و جمعیت رو حتی به سیصد یا چهارصد میلیون نفر افزایش بده جوری که امر ملی مشروطه شمل بگیره.
اگر همینطور بدون توجه به ما چند نفر که کسی تو دهنمون هم نمیگوزه چون اصلا نمیدونن وجود داریم، رفتار کنی باعث ناامیدی ملت میشی و ما شکست میخوریم حتی اگر شما پیروز بشید.
از ۴ تا ۹ ژوئیه (١٣ تا ١٨ تیر)، همزمان با برنامههای تبلیغاتی و فریبکارانه رژیم برای دفن بقایای جنایاتکار اعظم، علی خامنهای، و در ششمین ماه خیزش ملی شجاعانه ۱۸ و ۱۹ دی، ایرانیان مهینپرست و آزادیخواه در قالب هفته جهانی اقدام برای آزادی ایران، به خیابانهای سراسر جهان میآیند، تا واقعیت ایران را به گوش جهانیان برسانند، و همزمان یاد جاویدنامان انقلاب شیروخورشید ایران را در ششمین ماه کشتارشان گرامی بدارند.
این کارزار ملی با گردهماییهای روز ۴ ژوئیه (۱۳ تیر) در برابر سفارتخانههای ایالات متحده در پایتختهای جهان آغاز خواهد شد.
پیام ما به ملت و دولت آمریکا در سالروز استقلال این کشور مشخص است: با تروریستها معامله نکنید! مردم ایران را انتخاب کنید.
۲۵۰ سال پیش، آمریکا آزادی را برگزید. امروز نیز مردم ایران برای آزادی مبارزه میکنند.
معامله با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در تضاد با آرمانها و ارزشهای ایالات متحده و جهان آزاد است.
هممیهنان در داخل کشور نیز میتوانند با حفظ امنیت و پنهان نگه داشتن هویت خود، از طریق ضبط ویدئو بر مزار جاویدنامان، دیوارنویسی و دیگر روشهای خلاقانه، پیامهای مشابهی را خطاب به ملت و دولت آمریکا منتشر کنند.
برنامههای دیگر هفته جهانی اقدام برای آزادی ایران به مرور به اطلاع خواهد رسید.
بنظر من رضاشاه دوم پهلوی علاقمند نیستند فقط بخاطر وارث سلطنت و طبق قانون مشروطه، در مقام شاهی قرار بگیرند.
آنچه برای ایشان اهمیت دارد، تفویض حق حاکمیت ملی بر اساس اعتماد و باور ملت ایران به شایستگی، از خودگذشتگی و پایداری ایشان در مبارزه برای آزادی و شکوفایی ایران است.
رضاشاه کبیر بر اساس قانون اساسی مشروطه به سلطنت نرسیدند.
در حالی که ایران در ورطه فلاکت و بلای قجر در حال اضمحلال بود، بر پایه شایستگی و تلاش خود برای نجات ایران، از سوی نمایندگان ملت به سلطنت رسیدند.
منبع حقانیت رضاشاه دوم، قانون اساسی مشروطه نیست؛ قلب و جان و خواست میلیونها ایرانی است.
رای اعتماد مجدد ملت به پادشاهی پهلوی، حداقل کاری است که ما به پاس تلاش خستگیناپذیر ایشان و در جبران بیمهری ملت در ۵۷، میتوانیم و باید برای خاندان ایرانساز پهلوی انجام دهیم.
#پاینده_ایران #جاویدشاه
شاهزاده رضا پهلوی: «من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد. حتی اگر مجبور باشیم این کار را به تنهایی انجام دهیم، تا زمانی که ایران آزاد شود، مبارزه خواهیم کرد.»
شصت سال حماقت و خیانت؛ بررسی کارنامه نهضت آزادی:
نهضت آزادی ایران در اردیبهشتماه ۱۳۴۰ تأسیس شد؛ حزبی که از همان آغاز، خشتِ نخستش کج نهاده شد و تا امروز نیز بر همان منهج و مشیِ پیشین پای فشرده است. بنا به گفته عزت الله سحابی، یکی از بنیان گذاران حزب، فلسفه وجودی این حزب جدا کردن مشی آنها از روش سکولار امثال دکتر صدیقی بود. پس از فوت آیتالله بروجردی، سحابی و دوستانش به زنده یاد دکترصدیقی اعتراض میکنند که چرا مراسمی برای بزرگداشت آن مرحوم توسط شما گرفته نشده است. دکترصدیقی درجواب میگوید: براساس آموزههای مشروطیت و باورهای اصولیمان مذهب میبایست از سیاست جدا باشد و چنین بزرگداشتی برای ما معنی ندارد. ازآن پس آنها احساس میکنند که بایست حزبی با مرام و مسلکی اسلامی تاسیس نمایند.(خاطرات سحابی، جلد اول، ص۲۳۹) بنیان گذاران اولیه شامل پدر و پسر سحابی، مهدی بازرگان، محمودطالقانی، عباس شیبانی، احمد صدرحاج سیدجوادی و چندتن دیگر بودند. درهمان جلسات اولیه بحث بر سر حد و حدود دخالت آموزههای دینی در حزب بالا میگیرد. سحابی پدر، یداللهشان را عرض میکنم، با عضویت زنان و افراد غیرمسلمان در حزب مخالف بود ولی با چانهزنی های بسیار تن به عضویت صرفا زنان داد، اما با شرط و شروط خاص. وی و محمود طالقانی شرطی برای حضور زنان در حزب وضع میکنند: که زنان بایست با حجاب کامل در جلسات شرکت کنند. از همان گام نخست زنان را مجبور به پوشیدن لچک و چارقد میکنند. البته با توجه به سابقه اعضای این حزب تازه تاسیس، گنجاندن چنین شرطی برای عضویت در حزب عجیب نبود. عزت الله سحابی از سوابق مشعشع پدرش در آموزش و پرورش و در برخورد با دانش آموزان دختر چنین بیان میکند: "دکتر سحابی در بازرسی مدارس دخترانه هم دقت میکرد و به طرز لباس پوشیدن و سر و وضع دختران دانشآموز و حتی معلمین آنها رسیدگی میکرد و مثلا دانشآموزانی که آرایش کرده و سر و وضع نامرتبی داشتند ازکلاس بیرون میکرد"
دیگر عضو حزب، عزت الله سحابی بود که در بیخردی کوس رقابت میزد با پدرش. وی در مقالهای در گنج شایگان به انتقاد از انجمن فرهنگی ایران و آمریکا پرداخت و آن را نشانه نفوذ کفار برمسلمانان از طریق زن و شراب دانسته بود. و یا محمود طالقانی که از اعضا اصلی و بنیان گذار حزب بود، ملایی بود که به هنگامفرار گروه فدائیان اسلام و نواب صفوی، به آنها پناه داد و از اقدامات متحجرانه و ترورهای آنها حمایت میکرد. اما شاخص ترین چهره حزب، مهدی بازرگان بود. برای درک اندیشههای وی بهتر است به کتاب وی مراجعه کنیم. بازرگان در کتاب عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان درباره موسیقی چنین نظراتی بیان میکند: "آوازها و موسیقی های طرب انگیز و سایر مشغولیات کیف آور که ایجاد نشاط موقت مصنوعی می نمایند، مشکلات و رنج ها را از یاد می برد. می گویند رفع خستگی و ملالت می نماید و انسان را برای زندگی آماده می کند. ولی باید دید مگر هر ملالت و رنجی بد است. اگر درد و احتیاج در دنیا نبود، حرکت و تربیتی حاصل می شد؟ با ساکت کردن دردها و کشتن دستگاه های حساس بسیار ذی قیمتی که به همین منظور به انسان داده شده است، آیا اجتماع در جهت مصلحت و کمال می رود یا در جهت زوال؟"
نهضت آزادی گامهای اولیه را بسیار محکم در جهت ارتجاع برداشت. به مخالفت با انقلاب سفید و حق رای زنان، اصلاحات ارضی، و دیگر اصول آن برخاستند. در سال ۴۲ اعضایش اگرچه در زندان بودند ولی از اعتراضات آن سال حمایت کردند. درسالهای بعد زمینه را برای ایجاد گروه تروریستی مجاهدین خلق فراهمنمودند. بازرگان دراین باره گفته بود: "نهضت آزادی بایست برای حرکتهای مسلحانه نقش رَحِم را ایفا کند." پس از تشکیل مجاهدین خلق، عزت الله سحابی نه تنها کمک تشکیلاتی بلکه کمک های مالی فراوان به این تروریستها نمود. همینطور محمود طالقانی حمایت کامل از مجاهدین خلق کرد به طوری که مجاهدین به وی "پدر طالقانی" میگفتند.( علاقه شخصیتهای سیاسی ایران به استفاده از عنوان پدر در فضای سیاسی مورد عجیبی است و شایسته تحقیقی مفصل!) نهضت آزادی از انقلاب ۵۷ حمایت تام و تمام کرد و اولین دولت پس از انقلاب توسط این حزب تشکیل شد. ولی عمر دولت آنها دیری نپائید و رقیب قدرتمندترشان، آنها را به تدریج از صحنه سیاست حذف نمودند. پس از آن چند کوشش برای ورود به ساختار هیئت حاکمه کردند که با شکست روبرو شدند و از زمان طرد آنها از قدرت تا به امروز، و با عوض شدن چند دبیرکل، دیدی ملتمسانه به حاکمیت داشتند و دارند و درسالهای اخیر که شریک و همراه دولتهای اصلاح طلب در سرکوب مردم بودهاند. گو اینکه در حوادث دی ماه خونین به حمایت تام از دولت پزشکیان برخاستند. اولین دبیرکل آنها، مهدی بازرگان، با تمام سفاهتش از بقیه اعضا صادق تر بود. وی که عمری درصدد امتزاج دین و سیاست بود، در آخر عمر در سال ۱۳۷۱ در سخنرانی «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا» بیان داشت:
هدف اصلی بعثت پیامبران بیش از هر چیز دعوت به خدا و آخرت است، نه تأسیس حکومت یا ساماندادن مستقیم به سیاست و اداره دولت.
یعنی نیمقرن سعی و سودا برای استخراج فلسفهٔ حکومتداری از متنِ آموزههای اسلام، در نهایت ره به جایی نبرد و حاصل آن همه هیاهو، گره بر بادزدنی بیش نبود!
دبیرکل دیگر این حزب ابراهیم یزدی بود که شرح خیانتهایش به ایران مثنوی هفتادمن است و در مطلبی دیگر به تفصیل به آن پرداختهام.
«اگر بخواهیم کارنامهٔ شصتسالهٔ این حزب را به داوری بنشینیم، باید گفت که حاصل آن چیزی جز حماقت و خیانتِ توأمان نبوده است؛ حزبی که حضورش در عرصهٔ سیاسی ایران، ثمری جز خسران و تباهی برای این سرزمین در پی نداشته است.»
#بهروز_حسینی
نسخه کامل گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی در نشست آینده تکنولوژی ایران
این نشست روز ۱۶ مه (۲۶ اردیبهشت) در محل دفتر مرکزی شرکت «اوبر» در شهر سانفرانسیسکو در ایالت کالیفرنیای آمریکا برگزار شد.
His name is Erfan Shakourzadeh, a brilliant Master’s student in Aerospace Engineering at Iran University of Science and Technology, one of Iran’s top universities.
In just a few hours, the Islamic Republic plans to execute him.
His crime? “Cooperation with America and Israel.”
This is not an exception. This is Iran’s daily horror: young talents, engineers, students, systematically hanged on fabricated charges of “ties with the West.”
While President Trump negotiates with this regime and calls its leaders “more rational,” they are busy executing Iran’s best and brightest for the “crime” of supposedly talking to America.
Mr. President, do you see this?
Will you stay silent while they hang Erfan for the sin of “cooperating with America”?
Or will you speak out and use your power to stop this murder?
The world is watching.
#SaveErfanShakourzadeh
#POTUS
هومن یوسفی به مفهوم «عاملیت مردم» و نقش آنها در براندازی جمهوری اسلامی، عوامل موثر و شیوه برخورد چند جانبه جمهوری اسلامی برای سلب عاملیت از مردم و نقش افراد و گروههای مختلف در پروپاگاندای حکومت را بررسی کرده است.
ادامه یادداشت در وبسایت انجمن انار:
https://t.co/URpQEoAQfj
Whether or not Europe stands with us, whether or not your journalists do their jobs, whether or not your politicians demonstrate the courage to act, I will fight for my people and my country.