من جون و زمانم رو گذاشتم تا بسازمش کنار بقیه، انگار به عمر من قد نمیده.
اینجا و همهجا و حتی همون دنیای برابر و آزاد مال شماها. من دیگه نیستم. خشمگین و غمگین و خستهام. من دیگه با شما نیستم رفقا
۸مارستون هم مبارک ✌🏽/پایان
بعد از این توییت دیگه اینجا نخواهم بود. نمیدونم تا کی. این رو هم که مینویسم نه اینکه متوهم باشم که برای کسی مهمه، نه. واسه دل خودم مینویسم.
۱. تو این سالها تلاش خودم رو کردم که تو هیچ تیم و تیمکشیای نباشم. هرکی پای کار بود، موقع نوشتن، کار میدانی، ایدهدادن، حمایت از/1
بیاریم، تصمیم گرفتم قید کار تو حوزهی کودک و زنان رو بزنم و از فردا انقدر رزومه بفرستم اینور و اونور تا بالاخره برم سرکار و پول دربیارم. ده ساله به اسم آرمان و باور افتادم تو راهی که بالاخره باید باور کنم هممسیرهام!!! نه از جنس منن نه این مسیر قراره به جایی برسه. دنیایی که /6
یکی از کارهایی که وظیفهی خودم میدونم تو توییتر و اینستاگرام، ریپورت کردنه.
خوندن دریوریها و فحشهای رکیک ایرانشهریها و سلطنتطلبها و هوموفوبها (چه شود) واقعا آزاردهندهس، ولی نمیشد کاری نکرد.
ماجرای اخیر: صحبتهای زینب پیغمبرزاده
یه چیز هم من اضافه کنم:
رفیق ما رو خواستن تا بره به چند تا سوال جواب بده. وقتی رفت یه پروندهی قطور از اسکرینشات استوریهای پیج پرایوت اینستاگرام رو جلوش گذاشتن. فالوئرهاش؟ همه امن و آشنا. حالا اون که پرایوت بود، شما اگر اکانت ناشناستون پابلیکه بیشتر مراقب باشید.
سه شهروند بلوچ بنامهای:
۱-محمدکریم بارکزایی
۲-محمد براهویی
۳-ادریس بیلرانی
به اتهام عضویت دریک گروه باغی و افساد فی الارض توسط شبعه دوم دادگاه انقلاب زاهدان به ۱۵ سال حبس و اعدام محکوم شده اند.
-در سال ۲۰۲۱ میلادی دستکم ۷۰ شهروند بلوچ اعدام شده اند.
#StopBalochGenocide
متاسفانه تمام تلاش اینجانب و سایر دوستان تا این لحظه جهت اعزام فرزندم مصطفی عبدی به بیمارستان بینتیجه بوده و فقط توانستیم دادیار مربوطه را متقاعد کنیم که نسبت به تحویل داروها اقدام کنند،فردا مجددا داروها را جهت تحویل به زندان فشافویه میبریم.
#مصطفی_عبدی
چند لحظه قبل در اسپیس خانواده افکاری و امیرحسین مرادی اذعان داشتند که هشتکهای توییتر تا چه حد توانسته از فشاری که روی آنها بوده کم کند در آن لحظات سخت چه دلگرمی بزرگی برای آنها و خانواده بوده.
از زندانیان بلوچ حمایت کنید.
#محمد_براهوییانجمنی#محمدکریم_بارکزایی#ادریس_بیلرانی
در این اسپیس به همراه حبیب و الهام راجع به اتفاقاتی که برای برادرانم افتاد توضیح دادیم و امیرحسین مرادی عزیز هم کمی در مورد پروندهی اعدام خودشون توضیح داد.
https://t.co/1sVv7O82VG
خواهر سی سالهام
بخاطر فشارهای عصبی ناشی از بی خبری هفتاد روزه از پدرم به کما رفته.
این چه جنایتی است که در حق منو خانوادهام میکنید؟
دردم را کجا فریاد بزنم؟
#ابراهیم_بابایی
خواب دیدم حاملهام، اون وسط داییم داره با واترجت آدم میکُشه.
همه هی میخواستن بهم کمک کنن🤦🏾♀️اوضاع واقعا کثافتی بود. هی میگفتم خوبم، کمک نمیخوام. اونور هم داییم داشت کولاک میکرد
دارم همهی کارهام رو تحویل میدم. میخوام همه رو تحویل بدم و برم. برم از این شهر، برم از این جمعها و آدمها. دلم جنوب میخواد. مثل سه سال پیش که رفتیم هنگام تو کنار ساحلش پتومسافرتی پیچیدیم دورمون. دلم میخواد تنها باشم. خیلی خستهام