حس میکنم اینا از همه جنایات اپستین خبر داشتن که پیشاپیش تجاوز و تکه تکه کردن و جسد تو یخچال فریز نگه داشتن و سوسیس کردن و... انداختن گردن ایران
مو به مو جنایاتی که خودشون مرتکب شده بودن رو برای ما قصه بافی کردن !
#EpsteinFiles
سید علی خامنهای رهبر من و ما است
سید علی خامنهای رهبر من و ما است
سید علی خامنهای رهبر من و ما است
سید علی خامنهای رهبر من و ما است
سید علی خامنهای رهبر من و ما است
سید علی خامنهای رهبر من و ما است
یه باند تبهکار به اسم ترنت دلانو مردم ونزوئلا رو به شورش مسلحانه دعوت کرده
نکته جالب اینه که بهانه ترامپ برای حمله به ونزوئلا مقابله باهمین باندهای تبهکار بوده!
شوخی زشت ماجرا اینجاست که این باندهارو خود سیا ایجاد کرده!
یعنی حرامزاده تر از تروریستهای آمریکایی تو تاریخ نداریم
زخم روز مردی که هیچگاه جای آن خوب نخواهد شد...
داستان:
سه چهار سال پیش روز مرد بود و خانواده اومدن منو یقه کردن و یه مذاکرات چهارجانبه 3+10 راه انداختن.
3 طرف مذاکره که مشخصه همسرم و دخترم و پسرم بودن؛ اون 10 هم من بودم که قاعدتاً باید 1 میبودم ولی چون خیلی سایزم درشته 10 حساب شدم :)
اومدن گفتن: ببین! ما میخوایم برای روز مرد یه هدیه برات بگیریم.
گفتم: خب! دستتون درد نکنه. اینکه دیگه مذاکره نمیخواد؛ برید بگیرید. کفایت مذاکرات رو اعلام میکنم!
گفتن: نهدیگه! ما که پول نداریم. باید بهمون یهذره کمک کنی و کارتت رو بدی.
وقتی دیدم هوا پسه و میخوان از جیب خودم خرج کنن؛ زدم تو خط این جملات کلیشهای پدر و مادرا که: من کادو ازتون نمیخوام و کادو من همینه که شماها سالم و خوشحال باشین (لعنتی همون لحظه با گفتنش احساس پیر بودن کردم)
گفتن: نه! بعداً ناراحت میشی.
خواستم بگم نه ناراحت نمیشم، که دیدم راست میگن و احتمالاً بعداً کمی ناراحت میشم.
(اینو از من بشنوین که هرکی این جملات کلیشهای رو بگه و براش کادو نخرین، ته دلش ناراحت میشه و به روتون نمیاره.)
گفتم: خب! اینکه دیگه اسمش هدیه نمیشه که از جیب خودم بگیرین. تازه کمکِ زوری هم اسمش کمک نیست و درواقع یهجور باجگیری و نامردیه.
متأسفا��ه هرچی از مباحث منطقی و فلسفی و حقوقی برای اثبات حق مسلم خودم استفاده کردم، زورگوتر از اینی بودن که کلامم رو بپذیرن.
قشنگ من ایران بودم و اونا آمریکا و اروپا.
این وسطا یه فرانچسکو نامی هم تهدیدم کرد که اگه باهاشون کنار نیام با خطر تحریم سهجانبه و قهر روبهرو میشم.
ترس از تحریم باعث شد تسلیمشون بشم و از حق مسلم خودم صرف نظر کنم.
با این ذهنیت که تهش میرن یکی دو جفت جوراب برام میخرن و برمیگردن، مث اعتماد ظریف به امضای وجودنداشته جان کری پای برجام، بهشون اعتماد کردم و کارتمو بهشون دادم.
نشسته بودم خونه و داشتم توی توییتر ول میچرخیدم که یهدفه پیامک برداشت اندازه ۲۰ جفت جوراب برام اومد.
فهمیدم که گول خوردم؛ ولی با این فکر که بالاخره اگه یه امتیاز سنگینی بهشون دادم اونا هم در ازاش یه چیزی بهم هدیه میدن، خودمو گول زدم و منتظر شدم ببینم چی برام گرفتن که با یه جعبه کیک بزرگ برگشتن خونه!
نامردها از خودشون حتی یه هزاری هم روش نذاشته بودن :)
کیک رو که از جعبه در آوردن دیدم کیکِ کاکائویه!
و من کیک کاکائویی اصلاً دوست نداشتم؛ ولی اونا خیلی دوست داشتن و طبق سلیقه خودشون گرفته بودن :)
روی کیکِ نوشته بود: پدر روزت مبارک! و شکل یه سیبیل روش کشیده بود. این جمله برام حکم فحش داشت :)
تا یکی دو روز از کیکه میخوردن و به ریش من میخند��دن. اونجا بود که به شدت احساس ظریف بودن بهم دست داد؛ چون منم گول بزرگی تو مذاکرات خورده بودم.
البته با این تفاوت که من واسه سال بعد درس گرفتم و دیگه گولشون رو نخوردم؛ ولی ظریف همچنان یه تنه مشغول گول خوردنه.
در این حد که هم اروپاییها و هم آمریکاییها به ظریف اعلام کردن که: ما همه گولهامون تموم شده و همه رو تو خوردی؛ دیگه گولی نداریم که بهت بدیم بخوری. حتی گولهایی که برای چین و روسیه کنار گذاشته بودیم رو، دادیم تو خوردی بدبختِ گولندیده! اگه بازم گول بخوای، مجبوریم بریم برات گول یخزده برزیلی وارد کنیم.
ظاهراً ظریف اعلام کرده: نه! این گولا کیفیت ندارن و به دلم نمی شینه، من فقط مزه گول آمریکایی و اروپایی رو دوست دارم.
آمریکاییها هم گفتن: به جون جواد ما کلاً ۲۰ تا گول برات داشتیم، ولی تو بهصورت خودجوش ۳۰ بار گولمون رو خوردی! خودمونم نمیدونیم چهجوری، ولی تو تونستی بدون اینکه ما خودمون گولی داشته باشیم یا اصلاً قصد گول زدنت رو داشته باشیم، گولمون رو بخوری. خدا برامون حفظت کنه که انقده بچه خوبی هستی و استعداد گولخوری داری.
یه تفاوت عمده دیگه من با ظریف این بود که من برای گول خوردنم از جیب ضرر کردم؛ ولی ظریف برای گول خوردنش ۱۵۰ سکه جایزه گرفت.
شاید ظریفم اگه از جیبش یه چیزی ضرر میکرد یا حداقل ۱۵۰ سکه رو ازش پس میگرفتن الان دست از گول خوردن برمیداشت و میفهمید گول براش ضرر داره و ترک میکرد اعتیادش به گول رو :)
پیام اخلاقی داستانم اینه که گول خوردن اعتیادآوره؛ نه گول بخورین، نه گل بکشین ولی بچه های گلی باشین
عیدتونم مبارک و روز پدر و مرد رو هم به همه زخمخوردههای مثل خودم تبریک میگم.
اگرم دوباره افتادم تو گونی، لطفاً برام کمپوت گلابی جنگلی نیارین، خیلی گلابیهاش سفته، دوست ندارم :)
یا حق که با علیه
✍🏿 شوفرنوشت
اتفاقهای دنیا رو میبینیم یادم میوفته این مرد چه لاتی بوده که از پشت میز تحریر امریکا و انگلیس و شوروی و … همه را با یه اردنگ بدرقه کرد درم پشتشون بست. #روز_مرد