هممیهنانم،
امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران ق��جار رنج میبردند.
آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود:
حاکمیت قانون،
حاکمیت ملی و اراده ملت،
و پیشرفت و ترقی ایران.
مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست:
«ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.»
کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرف�� کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون.
اما این مبارزه با مقاومت مشروعهخواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
اگرچه آشفتگیهای سالهای پایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه.
امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمیت قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن.
بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد.
سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
این ویدیو بر اساس روایتهای دستاول شاهدان عینی تهیه شده است، افرادی که بامداد سهشنبه، ۶ مرداد، برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری به میدان علیخانی رفتند.
برای حفظ امنیت افرادی که این روایتها را در اختیار ما قرار دادهاند، تمامی صداها بازخوانی شدهاند. آنچه میشنوید، روایت و کلمات خود شاهدان است، تنها صداها برای حفاظت از هویت آنان تغییر یافتهاند.
این شهادتها تصویری از درماندگی و هراس جمهوری اسلامی و استفاده از اعدام ��لنی بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت ارائه میکنند. در عین حال، این روایتها بیانگر شجاعت ایرانیانی است که با وجود خطر بازداشت و حتی مرگ، برای جلوگیری از قتل حکومتی گرد هم آمدند.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، ا��ا رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در ��ن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آ��ان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران ب��عنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه ��ا در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پ��یان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
پس از حضور در مراسم تشییع سناتور لیندزی گراهام در واشنگتن دی سی، نیکلاس بالاسی، خبرنگار و گزارشگر سیاسی، از شاهزاده رضا پهلوی پرسید با تشدید درگیریها، ایالات متحده چه گامهایی باید بردارد.
پاسخ شاهزاده رضا پهلوی را در این ویدیو ببینید.
در روزهای پس از درگذشت لیندزی گراهام، ایرانیان بیش از کارنامه سیاسی او، حقیقتی سادهتر را به یاد آوردند:
او دوستی بود که هرگز مردم ایران را فراموش نکرد.
دوستی که بسیاری از ایرانیان با نامی صمیمانه صدایش میزدند:
عمو لیندزی
مارک ل��ین؛ من چندبار با رضاشاه دوم صحبت کردم او مرد بسیار جدی است و بهترین راه را برای مردمش می خواهد او واقعا به دنبال قدرت نیست و فردی متمدن و بسیار باهوش است.
هممیهنان عزیزم، ما اکنون در مرحله بسیار حساسی از مبارزه نهاییمان قرار داریم.
از شما میخواهم که در اسرع وقت نیازهای ضروریتان را تهیه کنید، و به خاطر امنیت خودتان خیابانها را ترک کنید و در منازلتان بمانید. همچنان دست به اعتصاب بزنید و سر کار حاضر نشوید. برای نشان دادن اتحادتان، شعارهای شبانه را با قدرت ادامه دهید.
به نیروهای نظامی و انتظامی: این آخ��ین فرصتی است که حساب خودتان را نیروهای سرکوبگر جدا کنید و به مردم بپیوندید.
در انتظار فراخوان نهایی من باشید.
به آگاهی هممیهنان گرامی میرسانیم که شاهزاده رضا پهلوی روز سهشنبه (۲۸ ژوئیه) در مراسم تشییع پیکر سناتور لیندزی گراهام در شهر واشینگتن، دی.سی. حضور خواه��د یافت تا از جانب ملت ایران، به این دوست بزرگ ایرانیان ادای احترام کرده و یاد و نام او را گرامی بدارند.
حضور سناتور گراهام در گردهمایی بزرگ مونیخ و برافراشتن پرچم شیر و خورشید، تنها چند هفته پس از خیزش ملی دیماه، او را به نمادی از همبستگی با آرمان آزادی ایران بدل ساخت و نامش را در حافظه تاریخی ملت ما جاودانه کرد.
در این روز، به یاد انسانی بزرگ و دوستی وفادار هستیم، مردی که در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر، در کنار مردم ایران ایستاد و از مبارزه آنان برای دستیابی به آزادی دفاع کرد.
Senator Lindsey Graham earned the affection of millions of Iranians by standing with them in their fight for freedom.
Today, I will attend his funeral in Washington to bid farewell on behalf of my compatriots.
Read my tribute in the @WashingtonPost:
https://t.co/VERdynceJH
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نو��ت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن ��ا دوباره بسازیم.
پاینده ایران