زنی که پای کار قلعه الموت ایستاد
حمیده چوبک، باستانشناس و از مفاخر میراث فرهنگی ایران دهها پای کار قلعه الموت ایستاد تا امروز آن را جهانی کند. لحظه ثبت جهانی الموت هزاران بار بر او مبارک باد.
امروز ی چیزی رو فهمیدم که من و بابام توی هر اپلیکشنی رابطه وشخصیت متفاوتی داریم 🤔.. مثلا واتساپ خیلی باهم جدی، توی تیک تاک خیلی فانی ولی توی اینستا کات کردیم 🫠😂
جدی، وقتی برمیگردم عقب و نگاه میکنم، میبینم با وجود اون همه فشار روحی و احساساتی که تو وجودم میجوشید، حتی یه بار هم تو تظاهراتی که امثال اینها توش بودن شرکت نکردم؛ و بابتش به خودم افتخار میکنم.
میتونم با اطمینان سینهمو سپر کنم و بگم: "من جزئی از اینها نبودم."
کاش دوباره فضایی مثل روزهای «زن، زندگی، آزادی» شکل بگیره، تا این بار با افتخار تو تجمعاتش حضور داشته باشیم.
دوستانی که خارج از ایران زندگی می کنید، شرکت تو چنتا راهپیمایی و گذاشتن چنتا استوری به شما این اجازه رو نمیده که در مورد زندگی مردم داخل نظر بدید، ممنون از توجهتون.
من اگه یه روز بفهمم چرا مهاجرا اینقدر نگاه از بالا به پایین دارن به مردم داخل یا ازشون طلبکارن به هر نحوی، اون روز عید منه.
یه طرف چون انتخاب کرده جای دیگهای زندگی کنه به هر دلیلی و از بیرون مسائل رو میبینه، فکر میکنه این بهش بصیرت خاصی میده./
یک نوشتهی طولانی و نالازم دیگر. ممکن است بعضیها بعد از خواندنش بلاکم کنند. چه بهتر، خوشا باغی که شغال از آن قهر کند.
.
در جنگ هشتساله خیلی از شهرها کاملاً ویران و با خاک یکسان شدند، مثل قصرشیرین؛ خیلی از شهرها اشغال شدند، مثل خرمشهر؛ و خیلی از شهرها در تمام هشت سال روز و شب آماج حملههای بیشمار بودند مثل دزفول؛ اما آن چه با حملهی شیمیایی بر مردم رفت، نام #سردشت را تا ابد با ظلم و جنایت علیه بشریت به صفحههای تاریخ سنجاق کرد.
آن روزها در غیاب شبکههای ماهوارهای و از آن مهمتر اینترنت، همهی مردم ایران از حزباللهی تا شاهدوست، از چپ گرفته تا راست، این جنایتها را محکوم میکردند. چه بسا مخالفان و مبارزان علیه حکومت بیشتر. چرا که پای ایران در وسط بود. همان روزها اگر از جنایت صدام در سردشت میگفتی، یا وقتی از تجاوز سربازانش به ۴۵ زن و دختر در یکی از شهرهای مرزی خونت به جوش میآمد و فریاد میزدی، هیچ ننه قمری نه در کوچه و خیابان و نه در صدای آمریکا و بیییسی و … پیدا نمیشد که بگوید، پس اعدام ۶۷ چی؟ پس سرکوب ترکمنها چی؟ پس کشتار کردها و عربهای خوزستان چی؟ پس شکنجه و زندانیهای سیاسی چی؟ پس کوفت چی، پس زهرمار چی؟ جنایت، جنایت بود و با همهی اختلافتظرهای سیاسی، گروکشیهای کاسبکارانهی رسوا هنوز باب نشده بود.
حالا، بعد از سردشت #میناب هم صفحهی دیگری از این فصل تاریک و غمبار تاریخ را به خود اختصاص داده. اما مظلومتر از قبلی. چرا که حالا مارشالهای فکل کراواتی و سرخاب سفیداب مالیدهی مشغول در شبکههای مسموم تلویزیونی و پیادهنظامها و چریکهای زیر پتوییشان چنان فضا را مسموم و مردم را به همبدبین کردهاند که تا از میناب بگویی، دهانهای وقاحت به خروش میآیند که: «بلندگوی حکومت شدهای» و یا به یاوه میجنبند که: «خون شور شدهای»، و ترجیعبند همهی اعتراضهاشان هم: «پس کشته شدههای دی ماه چه؟» و شغالهای بیدستوپای نر وماده، از استرالیا تا همین ایران خودمان و برو تا آمریکا که جز حواله کردن آلتهای جنسی نرینه چیزی در چنته ندارند، با زوزههای گوشآزارشان لجنپراکنی میکنند و با آلودن فضا آدمها را برای گفتن از جنایتی که بر میناب رفت به سکوت میکشانند و از حجم وقاحت و کثافتی که از وجودشان میجوشد و میپاشد و به همه جا شتک میزند، عدهای لال میشوند، عدهای به لکنت میافتند و عدهای دیگر حسابوکتاب میکنند و همین که میخواهند چیزکی بگویند، به جملات آبکیشان با قیدهای امّا و اگر و ولی و آیا آب بیشتری اضافه میکنند و همگی آسته میآیند و آسته میروند، مبادا که خواب دیو آشفته و خاطر ارباب آشفته شود و ملیجکان وحشیاش شاخشان بزند.
سرمان را بالا بگیریم و از جنایت علیه بشریت در میناب بدون اندکی ترس حرف بزنیم. ما بهخاطر محکوم کردن هیچ جنایتی به هیچ کسی توضیحی بدهکار نیستیم.
من بارها در حد جرأت وجسارت نیمبندم از ظلم و ستمی که نظام حاکم بر مردم روا داشته گفتهام. از دیماه ۴۰۴ تا جنبش مهسا، از هواپیمای اوکراینی تا قتلهای رنجیرهای و … اما دیگر نمیخواهم وارد بازی کثیف آنانی بشوم که تا از جنایتی حرف میزنی، انگار برای اثبات برادری بهشان بدهکاری که در مورد همهی جنایتهای پیشین در طول تاریخ و عرض جغرافیا هم اعلام موضع کنی. و اگر چنین نکنی باید پذیرای آلتهای (در خیال خام خود) برافراشته(ی گاه نداشته)شان باشی.
کودک، سمبل و امید آینده است و کشتن کودکان به هر شکل و بهانه و توسط هر کسی مصداق کشتن آیندهی یک کشور است. از این رهگذر، کشته شدن کودکان میناب لکه و داغ ننگ همیشگی بر پیشانی منادیان آیندهی آزاد برای ایران خواهد بود. و عاملان و حامیان این جنایت اگر عذرخواهی و همدردی نکنند، همان بهتر که تا ابد سر در خشتک خفقان فروببرند.
تحلیلگر ایرانی طرفدار حمله به ایران میگه: ما مثل عراق و سوریه و افغانستان نمیشیم، ما فرهنگ آنچنانی داریم، تاریخ چند هزار ساله داریم، ما سابقه تمدنی پیش از دوران اسلامی داریم، ما …
گویی تاریخ عراق و افغانستان و سوریه از روز حمله آمریکا شروع شده و پیش از آن وجود نداشتهاند!