دهههاست هروقت دعوای زبان مادری بالا میگیره، دوگانهٔ «آموزش -ِ زبان مادری»یا «آموزش به زبان مادری» رو مطرح میکنن و شوونیسم زبانی رو پشت این بحث قایم میکنند.
دوستان! هردوی اینها عالی و خوب و مطلوبه.هم آموزش زبان مادری هم آموزش به زبان مادری. بحث فقط اینه که آیا امکاناتش هست یا نه
Toward a Linguistic Anthropology of Iran: Essays on Language, Culture, and Society | Springer Nature
https://t.co/W7WqEZluzR
---------
Chapter 6: The Story of Esharani, Iranian Sign Language
---------
خوب نیست آدم همش نقش غرغروی ایرادگیرو به عهده بگیره و در شادی مردمش شریک نشه.
ولی این که ارمنیها مدام میگن جشن باستانی ما ۶ ژانویه است، باز شما مسلمونها ۲۵ دسامبر میرید تو محلهشون جشن میگیرید یک کم استعماری نیست؟
@The_Pardis فارسی هم حداقل ۲ مورد کاربرد داره:
۱- وقتی داری بند کفشتو میبندی، مادر میگه: کجایی؟ جواب میدی: "اومدم" (ولی هنوز حتی راه هم نیفتادی ولی ماضی استفاده میکنی)
۲- نوعی جمله شرطی: اگه "رفتی" "دیدی"ـش بهش بگو منتظرشم.
یا حتی بدون اگه: حالا که هوا خوبه؛ سرد "شد" برمیگردیم.
مردم لیتوانیا، لاتویا (لتونی) و استونی این مناسبت رو جشن میگیرن.
آتش برپا میکنن جایی در جنگل، تا صبح دور آتش بیدار میمونن و - جالب برای ما اینکه - وقتی آتش کوچیک میشه از روی آتش میپرند
تاج گل بر سر میذارن و تا صبح مینوشن و میرقصن
چند نمونه خوب دیگه از ترجمه و زیرنویس فیلم .
مترجمی که به فارسی طبیعی بر اساس کاربردشناسی زبان (pragmatics) تسلط داشته باشه اینجوری ترجمه میکنه.
باز هم کار حسین اسماعیلی.
من اینجا خیلی ایراد گرفتم از ترجمهها و دوبلههای بد. ولی عیب می جمله چو گفتم هنرش نیز بگم. اخیرا فیلمی دیدم با زیرنویس عالی. ترجمهاش به فارسی طبیعی و متن بدون غلط و با دقت در شکسته/رسمی نویسی
اسم مترجم حسین اسماعیلی بود. اگر دیدیدش از طرف من بهش آفرین بگید.
EVIL DOES NOT EXIST
یک چیز جالب درباره این جشنواره:
اسمش رو میبینید دیگه
برگزارکنندگان هم سازمانهای غی��دولتی گروههای مختلف معلولان بودن
بعد باز مقامات میاومدن برای اهدای لوح، وقت سخنرانی هی با افتخار میگفتن من یک کلمه دیگه استفاده کنم: توانمند و توانیاب و توانبند و توانگیر و...
حضار معلول: پووف
رشته توییت ۵تایی درباره «بومر»
این اصطلاح در امریکا ساخته شدو به نسل متولد ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴ گفته میشه به دلیل زاد و ولد زیاد پس از جنگ جهانی این کلمه ساخته شد(از boom صدای انفجار)
بیشتر مرتبط بود با سبک زندگی و دورانی که این نسل در امریکا تجربه کردند مثل جنگ سرد و جنبشهای ضد جنگ و...
I had a strange dream last night
دیشب یک خواب عجیبی دیدم.(نه رویا)
Her dream is to become a doctor.
آرزوش اینه که دکتر بشه (نه رویاش)
This place feels like a dream. اینجا مثل خواب و خیاله
He finally achieved his childhood dream
او بالاخره به آرزوی دوران کودکیش رسید. (نه رویا)
ب��ینید، درواقع ۸۰درصد مواقعی که تو جمله انگلیسی dream میبینید باید ترجمه بشه به «خواب» یا «خیال» یا «آرزو». واژه «رویا» توی فارسی طبیعی و متداول- اصلا طبیعی و متداول نیست، فقط توی بافت ادبی پرکاربرده
به زبون ساده: متن یا دوبلهای که توش رویا هست، غیرطبیعی میشه
مثالها:
آخه چرا dream رو رویا ترجمه میکنید؟ چند بار چند تا فارسیزبون تو زندگیتون دیدید که بگن "دیشب یه رویای عجیب دیدم" ؟
ما کی رویا دیدیم آخه که اسم میذارین "رویابین" ؟ ما جد اندر جد "خواب میبینیم". خواااب😴
#ترجمه_نه_چندان_خوب#ترجمه_بد
ویراست دوم «کتاب ناشنوا» منتشر شد.
شامل:
فصل ۱- معرفی فرهنگ ناشنوا
فصل ۲- مقدمات زبانشناختی زبان اشاره ایرانی
فصل ۳- گاهشماری و تاریخچهٔ جامعهٔ ناشنوای ایران
به همراه آلبوم عکسهای تاریخی
برای خرید کتاب به لینک انتشارات هزاره سوم مراجعه کنید:
https://t.co/9PqzEYdHrx