امروز ۲۳ خرداد بد از یک دوران بسیار بسیار سخت و در حال فروپاشی و افکار مرگ
بلند شدم و به خودم گفتم بسه کافیه
شروع کن به زندگی کردن
باشد که عبور کنم از رنجی که از آن من نیست .....
"انسان وقتی با همسطح خودش رابطه برقرار نکنه، فرسوده میشه" و واقعاً هم همینطوره. چیزی که ما اسمش "رابطه" میذاریم، فقط با کسی معنا پیدا میکنه که انرژی و سازگاری روانیش با ما همتراز باشه، در غیر اینصورت چیزی جز بار و رنج مضاعف نخواهد بود.
عذرخواهی برای زمانیه که سهوا اشتباهی کردی، ولی وقتی بعد از اینکه دستت رو شد معذرت میخوای یعنی اینکه من اون موقع حواسم به خودم و حالم بود و به تو فکر نمیکردم ولی الان معذرت میخوام که تو فهمیدی....
آدم وقتی در ضعیفترین و آسیبپذیرترین حالتشه، نیاز داره بدونه تو این دنیا کس و کار داره و تنها نیست، اون نقطه دقیقا همونجاست که اطرافیانمون میتونن بهمون نشون بدن کجای قصه ما هستن، اونجاست که روابط ما با آدمهای دوروبرمون یا اوج میگیره یا کمرنگ میشه.
تو زندگیم یه چیزی رو خوب فهمیدم اون هم اینکه هر چقدر از اشتباهات آدمها چشمپوشی کنی و خطاهاشون رو نادیده بگیری که مبادا شرمسار بشن، وقیحتر میشن و این کارها براشون عادی میشه چون برای خطاها و اشتباهاتی که انجام دادن هیچ تاوانی ندادن.