یکی از دوستامون اومد خونهمون.
یهو از جاش بلند شد و رفت سراغ کتابخونه. یه کتاب قطور سفید برداشت و نشست سر جاش.
بازش کرد و از توش یه پاکت سیگار دراورد. پشمام ریخت.
خیلی عادی گفت دفعهی قبل یه پاکت تو کتابخونه قایم کردم که هر وقت اینجام و سیگارم تموم شد، یه زاپاس داشته باشم. :))
مهراد هیدن حتی اینقدر جرئت نداره که از خداش شکایت کنه و تاکید میکنه این یه گلهس نه شکایت!
یه وقت ناراحت نشیا!
اون وقت من در چند سال اخیر ازش انتظار داشتم که حداقل یه اکت درست درمون نشون بده.
هرجای زندگیتون اگه گذرتون به #تلکتاب خورد، فقط فرار کنین.
۶ ماهه سفارشمو نمیفرستن. ۳ بار هم شماره کارت گرفتن برای کنسلی سفارش. پول رو هم واریز نمیکنن.
تو این مدت قیمت همون کتاب هم دو برابر شده.
پسرو برای اینکه تمام جلسات این ماه رو مرتب ورزش کردم بهم ست ورزشی جدید جایزه داد. حالا میفهمم چرا وقتی نیکی صابری لباس جدید میخره هممون رو پارشاد میکنه.
از صبح هی چشمم به ساعته که پس کی ۵ میشه؟