کنفرانس بین المللی خرد و اقتدار ایرانی در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان در تاریخ 4 خرداد 1405 در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد.
در این کنفرانس طی هفت پنل تخصصی، دانشجویان، پژوهشگران، اساتید و میهمانان به بحث در خصوص ابعاد مختلف این دو جنگ تحمیل شده به ایران در دوازده ماه گذشته پرداختند.
سخنرانان کلیدی این همایش ریچارد فالک، استاد حقوق بین المللی دانشگاه پرینستون و جناب آقای بهروز کمالوندی، معاون امور حقوقی و بین المللی سازمان انرژی اتمی ایران بودند.
بیشتر امور این همایش به اهتمام کمیته دانشجویی آن انجام شد.
#دانشگاه_تهران #جنگ_رمضان #جنگ_دوازده_روزه #کنفرانس_بین_المللی
@MhZaker چرا فکر کردید دانشجوی حقوق نبودند؟
تمام سخنرانان همین حالا دانشجو یا استاد دانشگاه هستند و نه کارمند صنف.
به نظرم واضح است که در دانشگاه تهران کمتر از سازمانهای اداری و اجرایی تخصص فراهم نیست.
وارد شدن دانشجویان و تازه واردها هم کاری است؛ حقوق و روابط بینالملل و سیاست خارجی، "صنف" نیست و هیچکس در آنها محق تر از اساتید و دانشجویان این رشتهها نیست.
ضمن اینکه کسی از شرکت کردن نامهای آشنا جلوگیری نکرده است و تنها "ویژه امتیاز" داده نشده است.
تنها کاری که میتوان کرد انتقاد و زخم زبان نیست.
متن سخنرانی و مباحث پایانی معاون مؤسسه PAIAB در چهارمین مجمع امنیت دریایی
آنکارا، ترکیه
۱۴ مه ۲۰۱۶
امنیت دریایی بهمثابه سنگبنای یک ساختار امنیتی فراگیر منطقهای
دکتر ساسان کریمی
استادیار مطالعات جهان، دانشگاه تهران
معاون امور جهانی، موسسه پایاب
«روانشناسی اجتماعی ایرانیان بسیار پیچیدهتر از آن است که آمریکاییهای سادهلوح بتوانند آن را درک کنند.» این جمله از من نیست، بلکه سخنی است که بیش از هشتاد سال پیش از سوی خانم آن لمبتن، جاسوس بریتانیایی در ایران و استاد ایرانشناسی، بیان شد. این جمله ما را به یاد جنگ اخیر میاندازد؛ جنگی که در آن ایرانیان ــ اعم از مردم، نظام سیاسی، و حتی سرزمین ایران ــ نهتنها بهطور فعال مقاومت کردند، بلکه در برابر دو قدرت هستهای و عظیمترین نیروی نظامی جهان از خود دفاع کردند.
اما چرا؟ چرا ایران چنین تابآوریای دارد؟ نه فقط امروز، بلکه از هزاران سال پیش، تابآوری، عامل اصلی تعیینکننده در نتیجه جنگ است، نه صرفاً توانایی نظامی. در این جنگ، بسیاری از واقعیتها برای همگان آشکار شد: نخست آنکه ایالات متحده تنها بازیگر تعیینکننده در هیچ معادلهای نیست؛ جهان امروز، جهانی پساهژمونیک است.
آمریکا در جنگ اخیر با ایران نتوانست حکومت ایران را تغییر دهد، نتوانست موجب فروپاشی دولت شود، مرزهای ایران را تغییر دهد؛ هیچکس فرار نکرد، هیچ اعتراضی یا ناآرامی خیابانی رخ نداد، جنگ داخلی اتفاق نیفتاد، تغییری در ساختار قدرت به وجود نیامد، هرجومرجی پدید نیامد، و مهمتر از همه، هیچ تسلیمی صورت نگرفت.
تمام اهداف اعلامشده آمریکا شکست خورد.
حتی بر اساس معیارهای «دکترین پاول»، جنگ ترامپ علیه ایران ــ که با زمزمههای نتانیاهو تحریک شد ــ یک شکست کامل برای آمریکا بود: نه منافع حیاتی آمریکا در میان بود، نه هدفی روشن تعریف شده بود، نه از نیروی قاطع استفاده شد، نه حمایت عمومی وجود داشت، نه برنامه خروجی در کار بود، و نه این اقدام آخرین گزینه محسوب میشد.
اما هیچ جنگی برنده مطلق ندارد؛ ایران نیز دختران خردسال خود در میناب، مردم عادی، رهبرانش، شخصیتهای مهمی چون علی لاریجانی و بسیاری از فرماندهان نظامی را از دست داد و خسارات مادی سنگینی متحمل شد.
واقعیت اثباتشده دیگر این است که به حاشیه راندن ایران، ضربه زدن به آن، تحریم کردنش، نادیده گرفتنش، منزوی ساختنش و تحت فشار بیش از حد قرار دادنش ــ و سپس انتظار کسب سود، زندگی امن و توسعه سریع دیگر سرزمینها ــ یک خیال باطل است. این امر صرفاً به رفتار ایران مربوط نمیشود؛ بلکه ناامنی بهطور طبیعی پشت مرزهای سیاسی متوقف نمیشود.
بستن تنگه هرمز و تداوم آن، صرفنظر از تهدیدهای اعلامشده از سوی رئیسجمهور آمریکا، نشاندهنده هم اراده و هم توانایی هدف قرار دادن داراییها و نیروهای آمریکایی، سرزمینهای تحت اشغال اسرائیل، و هر کشوری است که پشتیبانی لجستیکی، تسلیحاتی یا اطلاعاتی برای نیروهای آمریکایی/اسرائیلی فراهم کرده باشد. بنابراین و با قدرتی که ایران نشان داد، بهنظر من، راه واقعبینانه برای ایجاد امنیت پایدار در این منطقه، از طریق سه متن توافقی حاصل میشود:
1.یک پیمان عادلانه عدم تجاوز میان ایران و آمریکا؛ تضمینی که ایران از روز نخست بر آن تأکید کرده و میتواند همه مسائل مورد توجه متقابل را دربر گیرد. ایران و آمریکا در آینده قابل پیشبینی به دوستان یکدیگر تبدیل نخواهند شد، اما دسیسهگری فعال و خصومت آمریکا میتواند پایان یابد. این، زیرساخت توافقهای بعدی خواهد بود.
2.متن دوم که برای ایجاد و حفظ امنیت در خلیج فارس مفید است، ایجاد یک «سازوکار امنیتی منطقهایِ پلاس» است که شامل ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عراق، ترکیه و پاکستان باشد. این سازوکار میتواند ازایالات متحده و چین و روسیه بهعنوان اعضای ناظر دعوت کند. تمام مسائل امنیتی بالفعل یا بالقوه، از جمله کشتیرانی در خلیج فارس و عبور از تنگه هرمز، میتواند در چارچوب این سازوکار حلوفصل شود. رژیم جدید در خلیج فارس و تنگه هرمز باید عادلانه بوده و با توافق ایران–عمان در سال ۱۹۷۴ و حقوق بینالملل سازگار باشد.
البته ایران از قدرت تشخیص کافی برخوردار است تا منافع راهبردی این تنگه را بر منافع اقتصادی ترجیح دهد. ایران اکنون در وضعیت جنگی قرار دارد. صرفاً رئیسجمهور ترامپ نمیتواند بهتنهایی وضعیت را معکوس کند. این حملات غیرضروری پیامدهای ناخواسته فراوانی داشته است. اکنون ایران خواستار لغو تمامی تحریمها برای بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به حالت عادی است.
ایده دیگر میتواند ایجاد صندوقی باشد که از نفتکشها پیش از آغاز عبور، هزینه دریافت کند و این وجوه در صندوقی ذخیره شود که از هرگونه تحریم معاف بوده و برای جبران خسارات ناشی از این جنگ مورد استفاده قرار گیرد.
چنین ترتیباتی پیشتر نیز از سوی دولت ایران یا در قالب ابتکارهایی نظیر HOPE، MWADA و MENARA مطرح شده که همه ابعاد موضوع را دربر میگیرد و نیازمند بهروزرسانی و توجه از سوی تمامی طرفهاست.
3.پیشنویس سوم باید قطعنامهای از سوی شورای امنیت ملل متحد باشد که تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را خاتمه داده و بر صلح و امنیت در این منطقه تأکید کند.
این امر به ترامپ امکان خواهد داد وانمود کند که این نتیجه او را راضی کرده است. تنها بازیگر ناراضی، اسرائیل خواهد بود که به زمزمههای خود در گوش ترامپ ادامه خواهد داد. اسرائیل، بهعنوان عامل اصلی اخلال، تلاش خواهد کرد کل این ایده را نابود کند.
ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، منطقه، آمریکا، چین و کل جهان از ثبات منطقه سود خواهند برد ــ اما نه رژیم اسرائیل، که خواهان بیثباتسازی نظم موجود و سپس آغاز تبلیغات برای «اسرائیل بزرگ» است.
بحث درباره تنگه هرمز در نشست پایانی
در پنل آزاد بحث درخصوص جنبه های حقوقی موضوع بسته شدن تنگه هرمز، دکتر ساسان کریمی، استاد دانشگاه تهران و معاون امور جهانی موسسه پایاب توجه حاضرین را به "وجوه واقعی تر از حقوق بین الملل" این موضوع جلب کرد؛ وی گفت:
"اینکه موضوعات را در صحنه بین المللی واقعی از جمله حقوق بین الملل نباید به صورت یک جزیره منقطع از زمان و مکان در نظر گرفت و تحلیل کرد؛ موضوعات سابقه و عواقب دارند. مساله تنگه هرمز، متناسب با تجاوزهای مکرر به ایران، نقض حاکمیت ملی ایران، گرفتن جان 170 کودک در میناب، ترور کردن رهبر، شخصیت های سیاسی و فرماندهان ایران بود. آنها نقض حقوق بین الملل نبودند؟ آیا صرفاً با موافقت با نظر من آن کودک ها زنده می شوند؟ می دانید در روز آخر ما به بازگشتن به عصر حجر و از بین رفتن کل تمدنمان یعنی حمله هسته ای تهدید شدیم؟ می دانید آن شب بر ایرانیان شجاع چه گذشت؟ ممکن بود فردا صبح در ایران هیچ چراغی روشن نشود، هیچ تلفنی کار نکند، هیچ بخاری و اجاق گازی شعله نداشته باشد. کدام کشور جرات حمایت عملی از ایران را داشت؟ آیا محکوم کردن صرف، آن هم با لحن لرزان حمایت است؟ به کار ما می آمد؟ ما بیانیه نمی خواستیم، ما می خواستیم کشورها، دوستان و همراهان و منصفان عالم حتی، بر سر عقیده شان باشند. اما ترس از امریکا نمی گذاشت. بنابراین از ما توقع نداشته باشید که هر چه چارچوب در عالم وجود دارد را هم در این دست¬تنهایی رعایت کنیم. از من می پرسید چرا به آن سوی خلیج فارس حمله کردید؟ چرا آب¬های سرزمینی دیگران را بستید؟ چون از همان جا، همان سرزمین¬ها، همان آبها علیه همه موجودیت ما حمله شد و ما وقتی در تهدید وجودی قرار داشته باشیم، قرار نیست حقوق بین الملل و محیط زیست و غیره را رعایت کنیم؛ گویی که از قضا در زمان جنگ تمام این اقدام¬ها حقوقی هستند. اولویت اول تا هزارم ما در جنگ مردم و سرزمین ایران است. مگر کسی توانست و حقوق ما را نقض نکرد؟ کاش کشورها یک قعطنامه حتی قطعنامه رویه ای غیر قابل وتو برای برگزاری جلسه اضطراری بررسی تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران درخواست می کردند، یا یک پیشنویس عادلانه که امریکا وتو کند در شورای امنیت ملل متحد می بردند؛ هیچ!"
Speech text and the conclusion discussion by the vice president of PAIAB institute at the 4th Maritime Security Forum
Ankara, Turkey
14th May 2016
Maritime Security as a Cornerstone of an Inclusive Regional Security Structure
Sasan Karimi, PhD.
Assistant professor of Global Studies, University of Tehran
Vice president of global affairs, PAIAB institute
“Iranian social psychology is much more complicated than the naïve Americans can understand”. This is a sentence not by me, but one said by Ms. Lambton, a British spy and professor of Iranology, more than 80 years ago. This sentence reminds us of the recent war in which Iranians—including the people, the political system, and even the land—not only resisted actively but defended themselves against two nuclear powers and the world’s most massive military.
But why? Why is Iran as resilient as this? Not now, but thousands of years ago. Resilience is the main factor that determines the outcome of war, rather than military capability.
In this war, many things appeared obvious to everyone: first of all, that the United States is not the only determining player in any game; today's world is a post-hegemony one.
It could not make a regime change, a state collapse, a change in Iran’s borders; nobody escaped, there were no protests or unrest on the streets, no civil war, no fluctuation of power, no chaos, and, most significantly, no surrender.
All American announced goals failed.
Even according to Powell Doctrine standards, Trump’s Iran war (pushed by whispers from Netanyahu) is a complete U.S. failure: no vital U.S. interest, clear goal, and decisive force, public backing, no exit plan and, not a last resort
But no war has absolute winner: Iran also lost its little girls of Minab, its ordinary people, its leaders, significant figures like Ali Larijani, and many military commanders, and suffered major material losses.
The other proved objective is that it is a failed fantasy to put Iran in a corner, hit it, sanction it, ignore it, isolate it, and overcharge it—and then just make money, live safely, and develop other lands fast. It is not possible. This is not because of Iran’s behavior only, but naturally, insecurity does not stop beyond political borders.
Closing the Strait of Hormuz and keeping it closed regardless of announced threats by the U.S. President shows both the will and power of targeting U.S. assets and soldiers, Israeli-occupied land, and whatever country provided logistics, weapons, or intelligence to U.S./Israeli troops.
I think the realistic way of creating sustainable security for this region is through three agreed texts:
1. A just non-aggression pact between Iran and the U.S., the guarantee that Iran manifested from the first day that can include all the mutually considerable issues in between. Iran and the U.S. cannot become friends for the foreseeable future. But the active US intrigue and hostility can be over. This is the infrastructure for further agreements.
2. The second text, which is useful for making and maintaining security in the Persian Gulf, is to create a “Regional-plus Security Arrangement,” including Iran, GCC countries, Iraq, Turkey, and Pakistan. This arrangement can invite the U.S., China, and Russia as observer members. All security issues, actual or potential, can be resolved by this arrangement, including navigation in the Persian Gulf and passage through the Strait of Hormuz. New regime in the Persian Gulf and the Strait of Hormuz would be just and compliant to the Iran-Oman agreement 1974 and international law.
Of course, Iran has powerful judgment to prefer the strategic interest of this strait rather than economic interests. Iran is now in wartime. It is not possible for President Trump only to reverse the case. These unnecessary strikes have many unintentional consequences. Now Iran asks for reversing all sanctions to reverse the situation of the Strait of Hormuz.
Another idea can be founding a fund, charging the tankers before starting, and saving the money in the fund, which is exempt from any sanctions and will be used for the damages caused by this war.
Such arrangements have been formerly offered by the Iranian government, or figures like HOPE, MWADA, and MENARA, which include all aspects and require updates and attention from all sides.
3. The third draft will be a UNSC resolution that terminates all UN sanctions on Iran, emphasizing peace and security in this region.
This will let Trump pretend that this satisfies him. The only dissatisfied player will be Israel, which will whisper closely to Trump. Israel, as the main spoiler, will try to destroy the whole idea.
Iran, GCC countries, the region, the U.S., China, and the whole world will benefit from the stability of the region—but not the Israeli regime, which wants to destabilize the order and then start the propaganda of Greater Israel.
📌Maritime Security as a Cornerstone of an Inclusive Regional Security Structure
🖊️@sasantwit
🔷 The #US is not the only determining player in any game; today’s world is a post-hegemony one.
Full text at: https://t.co/QYcw9CJkvd
#Paiab#war
امنیت دریایی بهمثابه سنگبنای یک ساختار امنیتی فراگیر منطقهای
@sasantwit
در #جنگ، واقعیتهایی برای همگان آشکار شد: نخست آنکه ایالات متحده تنها بازیگر تعیینکننده در هیچ معادلهای نیست؛ جهان امروز، جهانی #پساهژمونیک است.
متن کامل: https://t.co/xh9w12oIiB
Dr. Karimi, #PAIAB VP for global affairs, participated in the 4th Maritime Security Forum in #Ankara.
His remarks addressed evolving regional security dynamics and prospects for sustainable maritime stability through regional dialogue and institutional arrangements.
@sasantwit
@yucelacer moderatörlüğünde gerçekleştirilen ilk oturumda: Burak Özçayırgın, Khaled Batarfi ve @sasantwit konuşmacı olarak yer aldı.
Panelde Hürmüz Boğazı ve Kızıldeniz gibi stratejik geçiş noktalarında yaşanan krizlerin yalnızca bölgesel değil, küresel ticaret, enerji arzı ve tedarik zincirleri açısından da doğrudan etkiler oluşturduğu vurgulandı.
Denizlerde seyir serbestisinin uluslararası düzenin temel unsurlarından biri olduğu belirtilirken, güvenlik ile özgürlük arasında dengeli bir yaklaşım geliştirilmesi gerektiği ifade edildi.
حساب توییتر موسسه #پایاب را دنبال کنید. از این پس، اخبار و مطالب پایاب به فارسی و انگلیسی در این حساب بازنشر میشوند.
Please follow #PAIAB institute twitter account. Our policy papers and news will be published here.
https://t.co/yzCevg5DTK