حتی اگر همین لحظه همهچیز گل و بلبل بشه، باز هم بخشهایی از زندگی وجود دارن که برای همیشه از دست رفتهان. تجربههایی که زمانشون گذشته و دیگه هیچوقت، در هیچ کجای آینده منتظر ما نیستن. این جای خالیِ جبرانناپذیر، عمیقاً غمگینم میکنه.
وضعیت روانم جوریه که کمترین گنجایشی برای بحث و دعوا با آدما ندارم و دلم هم نمیخواد تو این شرایط با کسی مسئلهای داشته باشم؛ از طرفی به قدری کلهم خرابه که با کوچکترین تلنگری/فکری منفجر میشم و اتفاقا خوردهشیشه هام میره تو چشوچال طرف مقابلم. اگه دیدید بلاکتون کردم قضیه اینه🧘🏻♀️
تو دنیای موازی روی یه تاب کنار ساحلم.
چشمامو میبندم و به صدای موج دریا گوش میدم و با هر حرکت تاب، پام میخوره به اب دریا.
دلم میخواد دنیا تو همین لحظه تموم شه.
خیلی حرف جالبی بهم زد:
هر بار که سطحتون بالا میره، چیزی را از دست میدین؛ یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتون. این باخت نیست. این هزینهی وروده.