مدام فکر میکردم این رقص بر مزار چرا اینقدر برایم آشناست؟ کجا دیده بودم این آیین هلهله بر جنازه را؟
تا یاد فیلم سلندر(واروژ کریممسیحی) افتادم. آن سماعِ موحشِ قلندر بر جنازه مغولان اشغالگر: پس شاید این رقصها نه بر مرگ عزیز، که بر جسد دشمنیست که مرگش حالا دیگر برای ما حتمیست.
آن سیلی عرزشیسوزِ «برادران لیلا»، این روزها معنای خودش را بیشتر عیان کرده است: نسل قبل که با انتخابش زندگی نسل بعد را به آتش کشیده، حالا با انتخاب این روزهای نسل جدید (که نقطهی مقابلِ انتخاب اوست) تودهنیِ سختی میخورد و حالا برایش فقط صحنهی مرگِ انتهایی فیلم باقی میماند.
تامس مور میگوید: اگر مردی وجدانش را در مقابل دنیا بدهد باز هم ضرر کرده، چه رسد به ولز.
ببینیم «ولز» در ایرانِ اکنون چه جایگزینهایی دارد:
اختلاس/ویلای مصادرهای/کافه/برنامه تلویزیونی/حقالتوییت/دکترا/ریاست/سفارت/وزارت/نمایندگی مجلس/تدریس/اقامت خارجه…
بقیهاش را شما بگویید.
خونِ۳ نفر با ۳۰۰۰۰ نفر فرقی دارد؟ قتل با قتل تفاوتی دارد؟ این همه تلاش برای تقلیل کشتهها قرار است چی را ثابت کند؟ که آدمکش نیستید؟ هستید. شما آدم کشتهاید. در روز روشن، جلوی چشم همه، آدمهای بیدفاع و دستِ خالی را کشتهاید. هیچ فرقی ندارد که ۳ نفر بودند یا ۳۰۰۰۰.
#IranMassacre
گفتم نمیکشندکسی/گفتم به جوخههای آتش/دیگرنمیبرندکسی را/غافل من ای رفیق/بیگاه میبرند/بینام میکشند/خاموش میکنندصدای سرود و تیر/این رنگبازها/نیرنگسازها/گلهای سرخروی سراسیمه رسته را/در پرده میکشندبه رخساره کبود/برجابه کام ماگلواژهای به سرخی آتش به طعم دود
#کشتگان_این_سال
In Iran, everything keeps repeating itself. And it gets worse every time. In 2019, you could have finally written this by changing 42 proxies. Now you can't do the same.
Does anyone hear Iran's voice?
#Iran#Internet4Iran#BeTheVoiceOfIran#IranRevolution2026