اعترافات اجباری شکنجه است. به هیچ وجه از فضاهاتون برای بازنشر شکنجه افراد بیدفاع و بیگناه استفاده نکنید.
نمیفهمم چطور چنین چیزهایی رو اصلا منتشر میکنید؟!!؟؟
#عرفان_شکورزاده
نایجل فاراژ و دیگر حامیان «برگزیت» ادعا میکردند که خروج بریتانیا از اتحادیهٔ اروپا این کشور را ثروتمندتر، امنتر و نیرومندتر خواهد کرد. اما اکنون، یک دهه پس از آن همهپرسی، آمارها نشان میدهد که بریتانیا فقیرتر، ناامنتر و ضعیفتر شده است.
امروز استارمر، که با فشار شدید برای استعفا از ریاست حزب کارگر (و در نتیجه نخستوزیری) مواجه است، به عواقب زیانبار برگزیت و همچنین ضرورتِ تقویت روابط با اتحادیهٔ اروپا اشاره کرد اما حاضر نشد که از بازگشتِ بریتانیا به اتحادیهٔ گمرکی و بازار واحد اتحادیۀ اروپا حمایت کند.
رویکرد استارمر یادآور رفتار یک دهۀ اخیر بسیاری از نمایندگان حزب کارگر است که بهرغم آگاهی از پیامدهای ناگوار خروج از اتحادیهٔ اروپا، سکوت پیشه کردند یا مخالفتی جدی نشان ندادند زیرا عقیده داشتند که چون بخش بزرگی از رأیدهندگان حزب کارگر از برگزیت حمایت میکنند نباید برخلاف نظر آنان سخن گفت!
اما ادموند برک، نظریهپرداز مهم محافظهکاری مدرن، بر این باور بود که اگر نمایندهای قضاوت و تشخیص خود را در پای خواستۀ رأیدهندگان قربانی کند، نه تنها به رأیدهندگان خدمت نکرده بلکه به آنان خیانت کرده است.
البته این سخن به معنای حمایت از غرور سیاستمداران یا نادیده گرفتن افکار عمومی نیست. اما سیاستمدارِ مسئول باید با کارشناسان و صاحبنظران مشورت کند و سپس، فارغ از سود و زیان شخصی یا حزبی، آنچه را به نفع جامعه میداند بیان کند یا انجام دهد.
یکی از تفاوتهای مهم فرانکلین روزولت با اکثر سیاستمداران کنونی این است که او بردۀ افکار عمومی نبود و نظرسنجی را به بهانهای برای انفعال تبدیل نمیکرد.
اسکات گَلووِی، استاد دانشکدۀ بازرگانی دانشگاه نیویورک، در کتاب «پس از کرونا» (۲۰۲۰) مینویسد که انتشار نتایج اولین نظرسنجی عمومی «گالوپ» در ۲۰ اکتبر ۱۹۳۵ نشان داد که ۶۰ درصد از آمریکاییها بودجۀ دولتی برای بهبود «رکود بزرگ» را «خیلی زیاد» میدانند و با مداخلۀ دولت در اقتصاد موافق نیستند. اما این امر مانع از اجرای سیاست «نیو دیل» توسط روزولت نشد.
او به جای پیرویِ کورکورانه از افکار عمومی به تلاش برای آموزش مردم دربارۀ نقش مهم دولت بهعنوان نیرویی ثباتبخش در اقتصاد ادامه داد و سیاستهای او سرانجام به بهبود چشمگیر اوضاع اقتصادی آمریکا انجامید.
اگر بسیاری از سیاستمداران کنونی دنیا نیز همچون روزولت دوراندیش بودند، به بهانۀ پیروی از افکار عمومی، به تعقیب کوتهبینانۀ منافع کوتاهمدتِ شخصی یا حزبی تن نمیدادند و در عوض به منافع بلندمدتِ کشور خود و همۀ ملل توجه میکردند.
در بریتانیا از یک سو با نایجل فاراژ مواجهایم که حاضر نیست مسئولیت پیامدهای زیانبار برگزیت را بپذیرد. او، در مقام یکی از مهمترین حامیان خروج بریتانیا از اتحادیهٔ اروپا، نه تنها خود را در قبال نتایج منفی آن تصمیم مسئول نمیداند بلکه میکوشد از همان پیامدهای ناگوار برگزیت برای پیشبرد جاهطلبی سیاسی و دستیابی به قدرت بهرهبرداری کند.
در طرف دیگر، استارمر نیز از کمبود شجاعت سیاسی رنج میبرد و حاضر نیست که آشکارا از ضرورت بازگشت بریتانیا به ساختارهای اصلی اتحادیهٔ اروپا سخن بگوید، حتی اگر شواهد روزافزون نشان دهد که بسیاری از مشکلات کنونیِ کشور ریشه در همان تصمیم نادرست (خروج از اتحادیۀ اروپا) دارد.
دو سال قبل، تنها چند روز پس از پیروزی حزب کارگر در انتخابات سراسری بریتانیا، در مقالهای توضیح دادم که نباید از «چرخش به چپ» در بریتانیا سخن گفت زیرا نظام انتخابات پارلمانی این کشور نه بر «نمایندگی تناسبی» بلکه بر «نخستگزینی» استوار است که هرچند «ثبات» و «انتقال سریع قدرت» را تضمین میکند اما «تصویر فراگیری از افکار عمومی» ارائه نمیدهد.
بیاعتناییِ هر دو حزب بزرگ بریتانیا (محافظهکار و کارگر) به نابرابریِ فزایندهی اقتصادی، آموزشی و منزلتی به نارضایتیِ گسترده دامن زده و «خشم» را به مهمترین احساس یا نیروی محرکهی سیاسی بدل کرده است. الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز به جای «گفتوگو» به نفرتپراکنی، اشاعهی دروغ و ابراز خشم میدان میدهد.
در دهههای ۱۹۳۰-۱۹۲۰ رادیو به رهبران خودکامه فرصت داد تا با سوار شدن بر موج سرخوردگیِ ناشی از نابرابری به قدرت دست یابند و فاجعه بیافرینند. امروز شبکههای اجتماعی به پوپولیستها اجازه میدهد تا برای دستیابی به اهدافشان از خشم تودهها سؤاستفاده کنند.
رومن کرزناریچ، نویسندۀ کتاب «جد خوب: چگونه در دنیای کوتهبین دوراندیش باشیم» (۲۰۲۰) به درستی میگوید که ریشۀ بحران کنونیِ دموکراسی را باید در امری فراتر از نظامهای انتخاباتی جست.
در واقع، کوتهبینیِ سیاسی و فقدان دوراندیشی سبب شده است تا احزاب و سیاستمداران اغلب منافع کوتاهمدت خود (مثلاْ پیروزی در انتخابات بعدی) را بر منافع بلندمدت همگانی ترجیح دهند و هزینههای سنگینی را بر دوش بخشهای بزرگی از جامعه تحمیل کنند.
تا زمانی که نابرابری شدید کاهش نیابد، اعتماد اجتماعی احیا نخواهد شد و پوپولیسم از رونق نخواهد افتاد.
#DigitalBlackOutIran
امیدوارم کمتر کسی اون فیلم شونزده دقیقهای وحیدآنلاین رو دیده باشه. شونزده دقیقه خون و جان دادن فرزندان بیگناه میهن که نیروهای رژیم با تمسخر و خنده داشتن ازشون فیلم میگرفتن.
ما باید میدیدم که یه وقت آشنا توش نباشه، چون راههای تماس رو قطع کرده بودن و اینو برا یاس ما فرستادن
نفت اگر در دریا ریخته بشه، تمیزکاریش حداقل چند سال طول میکشه و تا دهها سال اثرات زیست محیطیش میمونه
جمهوری اسلامی خطرناکترین ، وحشیترین، و بیوجدانترین موجود زنده تاریخه
به نظر میاد جریان روشنفکری ایران دچار یک ابتذال خاصی شده، نه حرف جدی واسه گفتن داره و نه کار خاصی انجام میده. البته در سایر نقاط جهان هم کمابیش همینه، نمیدونم تأثیر سوشال مدیاست یا چی.
نمیذاریم شما پدر رانتیهای حرامی به بهانهی جنگی که اونم خودش حاصل طرّاری ارابابانتون در منطقه است، کشتار دیماه رو زیر غبار ببرید.
دیماه، جنون قتلعام شیعه، تیر خلاص به مجروحان در بیمارستان، اقیانوس خون بین ما و شماست.
جنگ بشه، قیامت بشه، آسمان به زمین بیاد این عوض نمیشه.