وقتی یک مسئله اجتماعی سالها با اجبار پیش برده میشود،کمکم از یک «قانون» به یک «شکاف» تبدیل میشود؛ شکافی میان مردم و تصمیمگیران. تجربه نشان میدهد دوام هر هنجار اجتماعی نه با فشار، بلکه با گفتوگو، اقناع و اعتماد ساخته میشود.جامعهای که شنیده شود، کمتر مقابلش می ایستد
#حجاب
صبح سوار تاکسی شدم رفتم اداره اب که جرا قبض دفتری که ۴ ماه نبودیم ۹ میلیون اومده ...خلاصه موقع برگشت راننده تاکسی از دکتر پزشکیان انتقاد میکرد گفت اگه اجازه میداد ما امارات رو بزنیم و مانع نشده بود وضع بهتر بود .البته مسافران تاکسی جوری طرف رییس جمهور بودند نشون از محبوبتش داشت
نمیدونم این حرف چقدر دقیق هست ...تو جلسه محل نشسته بودم و با یکی از مهندسان پتروشیمی از مقدار خسارت پرسیدم چه در تبریز چه سایر جاها ...گفت زیاد جدی نیست اونجوری که رسانه ها میگن ....تعمیرش دست خودمون هست بلدیم
۲۶ فروردین ۱۴۰۵#روایت_جنگ
۹.۲۰ دقیقه
مصاحبه ناگهانی ملانیا درباره خودش و پرونده اپستین درست روز بعد اتش بس نشون میده ترامپ با این پرونده توسط موساد تهدید شده است ..
۱۹.۱۰
#روایت_جنگ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
@ssaaddaafff@Shivasheevz نسل آینده درباره ما میتونند قضاوت کنند ما حود تاریخ فعلا هستیم معلومه جذاب نیست ....من اینارو تکه تکه شب ها روزها خیابون تو اون ۶۰ روز نوشتم معذرت از ناراحتی که اینا واست ایجاد میکنه
۳/گفتن برگردیم مدرسه ...گفتم از مدرسه بگید زنگ بزنند والدین بگید ما این مسیر میاییم اگه تو مسیر هستید بچه ها رو برسونیم..یخورده اروم شده بودند و بچه ها گریه دیگه نمیکردند منتظر شدیم تا اخرین مربی سوار شد ..ما هم راه افتادیم .دهنم مزه تلخ میداد
۹ اسفند ۱۴۰۴ ۹.۲۰ صبح
#روایت_جنگ
۱/امروز در مسیر دفتر بودیم از دیروز که جنگ واسم قطعی شده یخورده اماده تر شده بودیم..فقط یک چراغ قوه خورشیدی دنبالش بودم دیدم بساط یه دستفروش داره خریدم و تست نکرده راهی شدم چند قدم دور نشده بودم صداهایدانفجار پشت سرمونون و دود تو آسمان ..فورا برگشتم
#روایت_جنگ
۹ اسفند ۱۴۰۴ ۹.۲۰
دعوای نتانیاهو و ترامپ جدی نیست تا وقتی فیلم ها اپستین دست موساد است ترامپ را گربه رقصانی خواهند کرد .یکبار هم تو جنگ ۱۲ روزه چنین دعوای ساختگی راه انداختند ... نیروهای نظامی خام این دو نشن..
@araghchi
فکر کنم زمانی که جنگنده ها از مرز به سمت پایتخت حرکت میکنند از مسیر تبریز رد میشن برای همین مدتی بود پدافند و رادار تبریز زیر اتش اینها بود ..فکر کنم پدافند دیگه زیر ساخت خوبی دارد که این مسیر را انتخاب میکنند حتی مسیر برگشت هم از این منطقه است
۱۹.۰۰
#روایت_جنگ ۳ فروردین۱۴۰۵
امروز رفتم از ابراهیم که باغ داره و نزدیک فرودگاه هست میوه بخرم صحنه عجیبی دیدم باغ دیوار هاش ریخته بود ..بهم گفت بمباران دو روزقبل فرودگاه باعث شده موج انفجار این دیوارها بریزه ..کلی کندوی عسلش زیر یکی از دیوارها مونده بود ..
۱۴.۲۰
یادداشت های جنگ ۵ فروردین ۱۴۰۵
#یادداشت_جنگ
واسم غیرقابل درک هست در دیزج یکی از روستاهای بسیار دور افتاده که خود روستا ۳۰ نفر بیشتر جمعیت ندارد خانه ای مورد حمله قرار میگیرد و یک خوانواده ۳ نفره شهید میشوند حمله بسیار دقیق بوده ولی چطور از محل اقامت ودر ان نقطه خبر داشتند .
۱۳.۲۷
یادداشت های جنگ ۱ فروردین ۱۴۰۵
#روایت_جنگ