پدر بزرگ من وقتی جوون بود خان روستا بود
و تازه با مامان بزرگم ازدواج کرده بود
با یه طایفه ای تو روستا به مشکل میخوره،برای صلح از اون طایفه زنمیگیره
و این زن جدیده چون بابا بزرگم سبزه بوده ازش خوشش نمیومده نمیذاشته بیاد تو اتاق
پدر بزرگ منم طلاقش میده
زنه خودکشی میکنه بعدش👍🏻