۳/جایی که پیش بینی از کار می افتد و دیگر معلوم نیست برای ماندن باید دور بود یا نزدیک.
چون نزدیکشدن، مدلِ من از خودم را میشکند؛
فاصله، مدلِ من از دیگری را.
۲/میتوان این را صورتبندی دیگری از چیزی دانست که هری گانتریپ schizoid dilemma نامید: در نزدیکی، خطرِ از دست دادنِ خود (self) از طریق وابستگی، ادغام و گرفتارشدن وجود دارد؛ و در فاصله، خطر از دست دادن ابژه (object) و مواجهه با تنهایی خام و بیپناه.
آنِ صفر.
نقطهٔ مقابل عشق، تنفر نیست؛ مُردگی روانی است. وضعیتی که در آن انسان کار میکند، حرف میزند و روزها را میگذراند، اما حس میکند در زندگی خودش کاملاً غایب است.
تامس آگدن.
دربار�� فضای بالقوه (١٩٨۵)
برای مطالعه بیشتر: Benjamin, J. (2009). Mutual injury and mutual acknowledgment under conditions of asymmetry.
Benjamin, J. (2011). Acknowledgment of collective trauma in light of dissociation and dehumanization.
۱/یکی از پرکاربردترین مفاهیم روانکاوی ریلیشنال برای فهم تعارض��ا "سوم اخلاقی" جسیکا بنجامین است؛ فضایی که امکان میدهد دیگری را بدون حذف خود ببینیم.اما یک پرسش مهم باقی میماند: این مفهوم در مواجهه با روابطی که ذاتاً نامتقارناند-مانند شکنجه، اشغال یا سرکوب سیاسی-چگونه عمل میکند
۴/در چنین شرایطی، آنچه لازم است نه توزیعِ رنج میان قربانی و سرکوبگر، بلکه اعترافِ شفاف به آسیب است. بهرسمیتشناسی، بدونِ نسبتدادنِ مسئولیت، تنها شکلِ دیگری از انکار است.
۴/شاید به همین دلیل صلح نیز همیشه آرامش نمیآورد. صلح میتواند اضطرابزا باشد؛ زیرا آنچه در جنگ به "دیگری /دشمن" سپرده شده بود، دو��اره به درون بازمیگردد و ما را با فقدانهایی روبهرو میکند که هنوز برایشان سوگواری نکردهایم.
۱/شاید یکی از قسمتهای تراژیک ترومای تاریخی فقط در زخمهایی نیست که بر روان ما نقش میگیرد، بلکه در این است که گویی مجالِ زمان و ظرفی برای سوگواریِ آنها نیز از ما گرفته میشود. روان هنوز فرصت نکرده تجربه را به اندیشه، به روایت، به سوگ بدل کند، که زخمی تازه بر آن نقش میبندد.
سرگیجهٔ زمانی: تناقضات پیری - گروه روانکاوی تداعی
بهتون پیشنهاد میکنم ویژه نامه ی زنان رو که من به همرا�� دوستانم در گروه دغدغه مند تداعی منتشر کردیم حتما مطالعه کنید. https://t.co/xszUgV42FC
2/ #Fairbairn (1943) called this process the "moral defense", noting that it is "better to be a sinner in a world ruled by god than to live in a world ruled by the devil" #Nancy_McWilliams
1/ Children in destructive families prefer to believe there is something wrong with them (preserving hope that by changing, they can improve their lot), than to take in the terrifying fact that they are dependant on negligent or abusive caregivers.
تئودور آدورنو بعد از جنگ جهانی دوم گفت:شعر گفتن بعد از آشویتس وحشیانه است!
در شرایطی به سر می بریم که تجاوز به زندانی،کشتن شعارنویس با گلوله،رگبار گرفتن روی معترض بی سلاح،قتل کودکان در کف خیابان،دزدیدن جنازه ی مقتولان و کشتن برادر با برادر...
#مهسا_امینی
@Alinikjooo دکتر نیکجو چیزی که زندگی جوانان رو نابود کرده پروپاگاندای "دهه ی هشتادی " نیست. حجم سرکوب و خشونت و توحشی هست که با پوست و خون دارن زندگیش میکنن و زندگی میکنیم. عاملان این برون ریزی خارج نشینان نیستند. سر تفنگ رو باید جای دیگر گرفت.