هفدهمین سالگرد جاویدنام مریم سودبر
فرزند ایران و جانفدای میهن
جاویدنام مریم سودبر
کشتهشده ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
هفده سال پیش، در روز خونین ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، هنگامی که جهان با ناباوری آخرین لحظات زندگی ندا آقاسلطان را تماشا میکرد، دختر جوان دیگری نیز در همان خیابانهای پرالتهاب تهران جان خود را از دست داد؛ دختری که نامش کمتر شنیده شد، اما درد رفتنش کمتر از هیچکس نبود.
مریم سودبر نیز در همان روز کشته شد.
او همچون ندا، جوان بود. همچون ندا، رؤیا داشت. همچون ندا، زندگی را دوست داشت.و همچون ندا، با امید به آیندهای آزادتر به خیابان آمده بود.
اما سرنوشت تلخ آن روز، برای مریم نیز چیزی جز مرگ و خاموشی به همراه نداشت. در حالی که نام ندا آقاسلطان به نمادی جهانی از اعتراضات سال ۱۳۸۸ تبدیل شد، مریم سودبر در سکوت و گمنامی از میان ما رفت؛
دختری ۲۱ ساله با قلبی سرشار از عشق به زندگی و میهن، که زیر ضربات خشونت جان باخت و سالها نام و داستانش در سایه ماند.
پدرش سالها بعد با چشمانی اشکبار از او چنین یاد کرد:
«رقصیدن کار همیشه مریم بود وقتی که ما را نگران میدید. مریم اصلاً یک هنرمند بود. خدا میداند وقتی بلند میشد، یکی دو ساعت توی اتاق جلوی من میرقصید، گریهام میگرفت. خداوند آنقدر به او هنر داده بود. یک خروار مو روی سرش بود، چشمهای درشتی داشت، قد بلندی داشت، خیلی زیبا بود، با من خیلی خوب بود. خیلی، خیلی دوستش داشتم. من تنها همین یک دختر را داشتم، من دختر دیگری ندارم..
امروز، در هفدهمین سالگرد جانباختن او، یادآوری نام مریم تنها یادآوری یک انسان نیست؛ یادآوری تمام رؤیاهای ناتمام نسلی است که برای آزادی، کرامت و آیندهای بهتر ایستادند و بهای سنگینی پرداختند.
هفده سال گذشته است، اما هنوز وقتی از ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ سخن میگوییم، باید به یاد داشته باشیم که در کنار ندا آقاسلطان، دختر دیگری نیز در همان روز جان خود را از دست داد؛
جاویدنام مریم سودبر.
دختری که شاید اگر امروز در کنار ما بود، ۳۸ ساله میشد؛
شاید مادری مهربان، شاید هنرمندی درخشان،
و شاید زنی که هنوز با لبخندش خانهای را روشن میکرد.
اما زندگی از او دریغ شد.
مریم جان،
هفده سال از رفتنت گذشته است؛
اما نامت هنوز در قلب کسانی که تو را میشناسند زنده است.
تو را از حافظه این سرزمین پاک نخواهند کرد.
یاد ندا و مریم، یاد همه جانباختگان ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، گرامی باد.
نه فراموشت میکنیم،
نه میبخشیم.
برگرفته از پیج مسعود علیزاده.
@MasoudAlizade20
١٩ دی ماه و در اوج اعتراضات، پدرش بهش زنگ زد وگفت :خیابونا خطرناکه، برگرد خونه!
او در جواب گفت :اجازه بده کار رو تموم کنیم!
پس از ساعتها حضور در خیابان با علائم شدید تنفسی بر اثر گاز اشک آور به خانه بازگشت!٢٠ روز بعد از اعتراضات وضعیت جسمی او وخیم و به بیمارستان منتقل شد!دکترها چندین بار او را جراحی کردند،اما روند درمان با عوارض متعدد همراه شدو در ادامه روند درمان نیز مری او آسیب دید و نتونستند جانش را نجات بدن! و سرانجام جاوید نام #وهاب_حقیقی، هنرمند و طبیعتگرد ۲۲ ساله ساکن تهران، روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ جان عزیزش را از دست داد....!!
مراد ویسی گفت بچش مدام به من پیام میده میگه اسم بابای منو دوباره بخون .
۳۷ ساله پدر دو فرزند دلسا پنج ساله و عماد یازده ساله..
۱۹ دی پردیس
فرزند ایران و جانفدای میهن جاویدنام #سامان_دلارام
دخترش کجاست،
یک مادر دست نیاز بسوی شما دراز کرده،
با چشمان گریان ، صدایی ک دیگه جون نداره،
دوستان هر کمکی از دستتون بر میاد ، انجام بدید ،
استوری اینستا خیلی جواب میده،
امشب یک مادر به گوشی نگاه میکنه،
نزارید نا امید بشه ،
یک دقیقه از زندگی و خط فکری و صحبتهای رزیتا رخ زاده
فارغ از تحصیل رشته ی مهندسین مکانیک دانشگاه سراسری گیلان
یکی از بهترین مکانیک های ماشین بنز کلاسیک
عاشق رنگ زندگی کار و ماشین و بنز های کلاسیک
ما کل ایران بهت ارادت داریم رزیتا
#رزیتارخ زاده
یاد و نامش جاویدان .
42ساله بود خیاط بود و مزون لباس داشت 18دی در لاهیجان کشته شد و چهار بار پیکر او ربوده شد و بالاخره خانواده ی او در 22دی پیکر او را در بازرگان محله رودسر به خاک سپردند جاویدنام #سمانه_عسگری_ابراهیمی