با شوهرم و پسرم فیلم میدیدیم
شوهرخانمه تو فیلم گفت پول میدم برو خرید درمانی
گفتم کاش منم میرفتم خرید درمانی...
صبح بیدار شدم یک میلیون به حسابم واریز شده بود.
پیام دادم به شوهرم مرسی عزیزم❤️
چند لحظه بعد پسرم از اتاق اومد بیرون گفت مامان برات پول زدم برو خرید درمانی🫠
یه نظریه احتمالا نامحبوب دارم که زیبایی بوشهر زیاده از حد بولد شده. بخش های جذاب این شهر برای من، بافت قدیمی و کافه هاش بود. همین. برای جذاب بودن یک شهر به نظرم آیتم های بیشتری باید وجود داشته باشه
@katayoon_marsh خوب من مثال نقض که زیاد دارم ولی یکی ازداایل میتونه این باشه که اکثرا مرغپ خروس داشتمد از قدیم و گربه ها جوجه ها رو می بردند و اسیب می زدند
@katayoon_marsh انگار هنوز چهل سالگیم برایم جا نیفتاده تا بتوانم تحلیلش کنم، سی سالگی که در تلاطم هزار بار امید داشتن و هزار و یک بار نا امیدی گذشت، به شادی دهه بعد که امیدوارشدن یک پله جلوتر از ناامیدی باشد
@katayoon_marsh فکر میکنم موهبتی است که یک بار خاطره میسازیم و بارها با مرورش میتوانیم لذت دفعه اول را تکرار کنیم،مرور خاطرات خودش ساخت خاطره جدید است و ایجاد لذت جدید
«دانشگاه شریف، امنیتیتر و خوفناکتر از همیشه!»
#گزارش
◾️ در این گزارش به وقایعی که در روز یکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ در دانشگاه صنعتی شریف رخ دادهاست، میپردازیم. بیشک ممکن است این گزارش، تمام اتفاقاتی را که در این روز رخ دادهاست، پوشش ندهد؛ اما تا حد امکان سعی شده روایتهای
1/