توی بیناموس اگه یه بارم بتونی خودتو بذاری جای مادری که دونه دونه کیسه ها رو باز میکرد شاید بچشو تو یکیشون پیدا کنه به خودت اجازه نمیدادی بگی بسه دیگه چقدر محتوی غمگین میذارین…🙃💔
امشب وارد استپ جدیدی از تعاملاتم با دوستانم شدم که هیچ وقت فکرشم نمیکردم. کسری دو مرحله بزرگ زندگیشو یعنی متاهل شدن و بابا شدنو گذرونده بود و این خیلی جالب بود که داشتم با سبک جدیدی از ادمای اطرافم روبرو می شدم و معاشرت میکردم
خلاصه که کلی بهم حال خوب داد این داستان 🥹🤍