بس که میترسم از جدایی ها
می گریزم ز آشنایی ها
دلی از سنگ خاره خواهم ساخت
تا نرنجد ز بی وفایی ها
آرزو را به سینه خواهم کشت
تا نکوشد به خودنمایی ها
عشق اگر نور دلکش سحر است
دل نبندم به روشنایی ها
@pishiocherry منم همیشه همین حرفا میزدم که از فلان ساعت میخونم
واقعا از اون فشار و استرس امتحان و معده دردی که از استرس میومد و از سوالات مسخرشون متنفرم
هیچ وقت روزی که اخرین امتحان رو ترم اخر دادم یادم نمیره
از سالن اومدم بیرون یه نفس عمیقی کشیدم انگار تازه از زندان ازاد شدم