ذغالهای گداخته
و اصرار بعضی همکارها
که گوشت بیشتر بمونه روی آتیش
ولی هر چی بیشتر بمونه
فقط خشک میشه
نه لذیذتر
تا حالا تو کارتون کسی بوده که مدام تو روشتون نظر بده؟
طرف فکر میکنه یه خط روی کاغذ کشیدن یعنی همونجوری توی زمین پیاده میشه
حالا میبینیم یه ستون یا یه لوله وسط راه جابهجا شده
بعد با تعجب میپرسه چرا دقیقاً مثل نقشه نشد؟
والا تراز کردن یه سانت فاصله با واقعیت، کل داستانه
داشتم ماشین اسپرسو رو تمیز میکردم که یهو یادم افتاد بازی دیشب رو کلاً از دست دادم 🤦♂️
این سیستمهای کاری واقعاً آدم رو از ورزش و تفریح جدا میکنه 🫠
خیلی بد شد 🙈
دما و فشار بخار وقتی حتی یک درجه جابهجا میشه، کل طعم عوض میشه؛ انگار بعضی روزها هم همینطوره، یه تغییر کوچیک تو مسیر خونه تا محل کار، کل مود آدم رو میبره.
سیمهای سوخته و بوی قلع توی مغازه یه جوریه که انگار آدم رو میبره سالها پیش، همون روزایی که اولین بار یه وسیله رو باز کردم تا بفهمم توش چی میگذره. حالا که هر روز با کنسولها سر و کله میزنم، باز هم اون حس کنجکاوی بچگی یه جایی هست 😮️ ️