باورم نمیشه تو این نقطه از زندگیمم دقیقا جایی که ازش خیلی میترسیدم نمیدونم بد از این روزا چی میشه چه شخصیتی از من ساخته میشه فقط امیدوارم آدم احمقی نباشم باز
من حرف زدن خیلی دوست دارم نمیدونم چرا حرف زدن راجب همچی مشکلی حل کردن حرف زدن راجب چیزا خوب بیان کردن اون حس چیزی که درونت خاطره هرچی ... بنظرم خیلی نایسسسس
بعداً وجود ندار میخواستم بکنم یادم رفت سرم شلوغ بود حالم خوب نبود نتونستم اینا همه بهونه های یه آدمی که نخواسته حال شما خوب کنه نخواسته تو اون لحظه برات کاری کن!