ده روزی از خوابی که دیدم میگذره. با بغض سر میز همیشگی نشسته بودیم. آگاه به اتفاق؛ همگی از دیدار دوباره شوقی محزون داشتیم. تنها کسی که با آرامش، ملیحانه لبخند میزد خودش بود. موقع رفتن شد. با گریه به سمتش رفتم؛ با خنده بغلم کرد...
و آخرین صحنه یادآوری شکل گرفت.
محمد ابراهیمی نقاش جوان تهرانی و متولد سال ۱۳۷۸ در روز بیستم دی در خانهاش بازداشت شده است و خانوادهاش میگویند از آن زمان تاکنون هیچ خبری از او نیست و پیگیریهایشان برای یافتن ردی از او بینتیجه مانده است.
صبح رو با خبر فوت دوست و همکلاس قدیمیم #عرفان_طاهرخانی شروع کردم. در حالی که داشتم آماده میشدم تا برای مراسم ختم یکی از بستگان دوست صمیمی دیگرم برسم.
مطمعنم این جوونیی نیست که دلم تنگش بشه...
خوشگلا صداوسیما کارتون و فیلم و سریالها رو فقط در یک چرخه ثابت مرور میکنه گاهی هم یه چیز جدید به چرخه اضافه میکنه، هرچیزی میذارید رو ماهم دیدیم من حتی آینه عبرت رو هم دیدم.
با تشکر