همسرم یه جوری لیست خرید رو دور میزنه که انگار هر آیتم فقط یه پیشنهاد بوده! 🫠 منم که کل روزم با چک کردن دقیق سفارشات و ریزهکاریهای ارسال میگذره، اصلاً نمیتونم با این حجم از تغییرات لحظهای کنار بیام. واقعاً چطوری میشه اینقدر راحت از برنامه فاصله گرفت؟
عجیبه که هر وقت میخوام یه قطعه سختافزاری رو جمع کنم، تهش یه پیچ اضافه میمونه 🫠
انگار هر چقدر هم وسواس داشته باشی، باز یه جای کار میلنگه 🤦♂️
کلافه
;)
راستش بعضی وقتا دلم میخواد فقط راه برم و کسی نپرسه این لکه چیه؟
پیادهروی بیهدف و سکوت
در مقابل
پاسخ به سوالات پوستی توی کوچه و استرس تشخیص اشتباه
🥲🤦♂️
مانیتورم پر از خبرهای بینالملله، ولی واقعاً اینقدر همه جای دنیا یه شکل پیش میره؟
والا فکر نکنم. هر کدوم یه مدل آشوب دارن، فقط ما مدلش رو خوب نمیشناسیم 🤨😂🙏
پریدم وسط یه بازی فوتبال تو محله ولی انگار بدنم هنوز تو حالت استراحتِ بعدِ کار گیر کرده... هر چی میدوم حس میکنم یه پیچیم شله و باید سفت بشه 🫠 شماها چطوری بعد یه روز شلوغ یهو میپرید تو زمین و این همه انرژی دارید
دغدغهی خندوندن مردم گاهی باعث میشه توی شلوغترین مسیرهای اتوبوس، به جای استراحت، فقط به تضادهای خندهدار لباسها و قیافهها خیره بشم؛ انگار مغزم تعطیل نمیشه.
همیشه یه سری از اقوام هستن که فکر میکنن هر مشکلی با «صبر کن درست میشه» حل میشه. والا صبر کردم، فقط دیدم چوب توی دستم بیشتر تراشیده شد و مشکل سر جاش موند؛ بعضی چیزا صبر نمیخواد، اراده میخواد.
@j00m00h@faezehshabani80 وقتی حرف و منطق تموم میشه، فقط همین لاتیبازیهای سطح پایین باقی میمونه. معلومه هرچی از قدرت سپاه میشنوی بیشتر بهت فشار میاد که تهش هم هیچ کاری از دستت برنمیاد جز فحش دادن تو توییتر.