@BBCArdalan چی داری میگی مرد؟ چی رو به چی ربط میدی؟ چرا یه نگاه جامعه شناسانه به رفتارهای آدما نمی کنی و مثل بقیه همکارهات کینه پرچم به دست ها رو گرفتی؟ هنوز بعد این همه اتفاقی که افتاده به رذالت این حاکمان ج.ا. پی نبردی؟ نمیتونی درک کنی که چرا مردم از ترامپ تشکر میکردن؟
جالب است که برای فرار از پاسخ دادن به متن منطقیِ من، دقیقاً به همان کلیشهسازیها و پروپاگاندای مطلوب جمهوری اسلامی پناه بردید؛ اینکه «طرفداران پادشاهی فحاش هستند». من هرگز به کسی توهین نکردهام و این ادعای شما صرفاً یک فرار رو به جلو برای جلب توجه همفکرانتان و پنهان کردنِ ضعفِ استدلالتان است.
اما اگر قرار به کلیشهسازی باشد، پاسخ امروز شما دقیقاً نمایانگر کلیشه یک «اصلاحطلب» است: کسانی که ظاهری اتوکشیده دارند و دائماً ژست روشنفکری، منطق و رواداری میگیرند، اما به محض اینکه با یک نقد جدی به چالش کشیده میشوند، نقابشان میافتد و به جای پاسخگویی، با تبختر، نگاه بالا به پایین و «پرخاشگری پنهان» (ریزپرخاشگری) سعی در تحقیر طرف مقابل دارند. پشت این ژستِ آرامش شما، درماندگی در بحث موج میزند.
@bbckalbasi این همه اتفاق مهم تو دنیا داره میفته و با شتاب داریم رو به افول میریم بعد شما به جای تمرکز بر اونها نشستی توییت خاله زنکی میزنی و عقده گشایی میکنی؟!
آقای اردلان، شما طوری از «متن مردم» حرف میزنید که گویی سخنگوی انحصاری آنها هستید. اما سوگیری تأییدی باعث شده صدای خیابان را نشنوید. مردم سالهاست که از توهم اصلاحات، دیپلماسیِ التماسی و لابیگریِ پنهان عبور کردهاند. اگر به کف خیابان و فریادهای واقعی مردم نگاه کنید، میبینید که اکثریت به دنبال یک تغییر بنیادین و آلترناتیوی م��نند شاهزاده رضا پهلوی هستند، نه بازگشت به نقطه صفرِ اصلاحطلبی.
ثانیاً، استفاده شما از مغالطه همارزی کاذب برای برابر دانستنِ «رادیکالیسم حکومتی» (اعدام، شکنجه و نابودی یک کشور) با خشم اپوزیسیون، نهایت بیانصافی است. مصادره به مطلوب کردنِ رنجِ توماج صالحی برای تطهیرِ یک جریانِ سیاسیِ شکستخورده، نامش تحلیل نیست؛ فرافکنی است. توماج در «سوراخ موش» دقیقاً همین جریانِ وسطباز را هدف گرفت، و شما امروز سعی دارید او را به نماد همان جریان تبدیل کنید!
و یک نکته پایانی درباره این نوع نگاه به مبارزان داخل: چه منصفانه باشد و چه نه، در دنیای بیرحم سیاست، صرفِ حضور در داخل کشور و ایستادن در خط مقدم مبارزه با این حکومتِ وحشی، برای هیچکس حق ویژه یا انحصارِ تعیین تکلیف ایجاد نمیکند. واقعیت این است که یک چهره سیاسی در خارج از کشور، با داشتن ارتباطات استراتژیک و دسترسی به افراد قدرتمند و اهرمهای جهانی، میتواند به همان اندازه یا حتی بسیار موثرتر از کسانی عمل کند که با دست خالی در داخل کشور میجنگند. تأثیرگذاری در عرصه بینالملل با شعار دادن در بازداشتگاه متفاوت است.
@jannatkhah_ir برو به سلامت!
این روزها نمیشه گفت کی مزدوره، کی صادراتی و کی صادق. اما حداقلش حرفهات و نوشته هات امکان نگرش به موضوعات از زوایه های مختلف رو داد که کم کاری نیست.
آقای اردلان، شما آنقدر غرقِ تماشای کلکلهای توییتری و کنایههای دو طرف شدهاید که فراموش کردید تحلیل خودتان را ارائه دهید. واقعاً نظر خود شما درباره امکانپذیر بودنِ عملیِ این توافق چیست؟
شما احتمالاً میدانید (یا باید بدانید) که تجارت بینالملل، خرید از سوپرمارکت نیست. از لحظه ثبت سفارش محصولات کشاورزی تا تأمین تناژ بالا�� بارگیری روی فلهبرها، ترخیص مالیِ پیچیده در این شرایط و رسیدن به مقصد، ماهها زمان میبرد و هزاران گره در این زنجیره تأمین وجود دارد.
واقعیت روی زمین این است: ۱. بحران کشتیرانی: در حال حاضر کدام خط کشتیرانی بینالمللی حاضر است ریسک بیمه و عبور از تنگه هرمز را برای تخلیه بار در ایران بپذیرد؟ پاسخ: تقریباً هیچکدام. ایران مجبور است از ناوگان فرسوده خودش استفاده کند که این موضوع پروسه رسیدن بار را ماهها به تاخیر میاندازد.
۲. توهمِ فرصت ۶۰ روزه نفتی: در دنیای واقعیِ قراردادهای کلان، لغو ۶۰ روزه تحریمهای نفتی عملاً هیچ ارزشی ندارد. تا دو طرف بخواهند روی کاغذ به توافق برس��د، قرارداد ببندند، کشتی چارت کنند و بارگیری انجام شود، این پنجره زمانی بسته شده است.
۳. مسائل فنی پالایشگاهها: حتی اگر کشتی هم فراهم شود، کدام پالایشگاه خارجی حاضر است تنظیمات فنی (Refinery Configuration) تاسیسات خود را برای نفتِ کشوری تغییر دهد که میداند تأمین آن ممکن است ۶۰ روز دیگر دوباره متوقف شود؟ تغییر خوراک پالایشگاه یک شبه اتفاق نمیافتد.
به جای فروختن «امید واهی» و تقلیل دادنِ تحلیلهای سیاسی به گزارشِ دعواهای مجازی، بهتر است به عنوان یک روزنامهنگار کمی واقعیتهای میدانی و پیچیدگیهای لجستیکی و اقتصادیِ این تفاهمنامه را مطالعه و منعکس کنید. این تفاهمنامهها روی کاغذ زیبا هستند، اما در فاز اجرا (Execution) به بنبست میخورند.
The $300 billion figure in the recent MoU is nothing more than political candy for the Iranian regime’s domestic consumption—a way to sell a geopolitical retreat as a victory to their base. In reality, the regime will not receive a single dollar in cash to fund their ideological ambitions.
Contrary to public belief, this money isn't a blank check deposited into the government's treasury. It is structured as a strict international "Line of Credit" (LOC). The capital stays locked in foreign banks and is only released under rigid regulatory oversight. Think of it like a standard EPC (Engineering, Procurement, and Construction) funding model: the CAPEX budget is held by an independent fund and allocated strictly phase-by-phase, based on hard, verifiable milestones.
When approved engineering firms and contractors take on specific infrastructure rehab projects, they must complete a physical phase and submit their progress claims to an independent, international "Fund Manager." This manager verifies the physical progress on the ground and confirms the regime's total compliance with the peace terms. Only then are the funds wired directly to the contractor's bank account. The government is completely bypassed in this financial loop; they never touch the money.
This strict framework guarantees that international capital is spent exclusively on structural steel, concrete, equipment, and infrastructure—not on proxy groups. At the slightest breach of the agreement, the Fund Manager instantly freezes the LOC. This $300B is an economic leash, not a cash payout.
مردم ایران، خواسته یا ناخواسته، وارد قلب سیاست جهانی شدهاند.
وقتی خاموشی اینترنت میتواند طبق برخی گزارشها میلیاردها دلار به شرکتهای جهانی آسیب بزند، چرا که فقط متا ، ۲۰٪ مشتریانش را بخاطر آفلاین ایران از دست داده، یعنی وزن آنلاین و اجتماعی مردم ایران دیگر فقط یک مسئله داخلی نیست. وقتی ملتی به اندازه ۳۰۰ میلیون امریکایی بتنهایی آنلاین هستند،طبیعیست که این ملت به یک متغیر اثرگذار تبدیل شده است.
برای مردمی که اینگونه برای آزادی میهن خود آنلایناند، فقط تماشاگر بودن کافی نیست؛ باید سیاستورزی را یاد گرفت.
کشورها دوست دائمی ندارند، منافع دائمی دارند. و امروز، در بخشی از تاریخ، منافع مردم ایران با بخشی از معادلات منطقه و قدرتهای بزرگ همسو شده است.
دیاسپورای ایرانی از باسوادترین و موفقترین جوامع مهاجر است.
نباید حتی یک روز خیابانها، رسانهها، لابیها و فشار مدنی در خارج خالی بماند.
باید یاد بگیریم در لحظاتی که معادله را کامل نمیفهمیم، اسیر هیجان نشویم؛ گاهی سکوت، صبر و حفظ وزن اجتماعی، خودِ قدرت است.
درد و رنج مردم ایران نباید فراموش شود، و فریاد
خیابان های جهانی نباید خالی بماند
با ایمیل و لابی و رای ، اثرگذاری خود را گوشزد کنند
زیر پست های مهم منشن بگذارند
از هشتک هایی که دموکرات ها و چپ ها علیه ترامپ استفاده میکنند، پرهیز کنند
از جملات توهین امیز استفاده نکنید
و مهمتر از همه:
سنگینترین کارت هر ملت، خود مردم آن ملتاند.
بدون مردم ایران، این میز بازی تعادل ندارد
و نهایت این ملت ایران هستند، که خواسته خود را غالب و پیروز میدان خواهند شد.
@foreverkingy فکر کن بعد این یکی میاد اضافه میکنه که قبلا حکومت با دست لرزان اعدام میکرد:
https://t.co/A12NZ9vcXg
گاهی آرزو میکنم که واقعا برای این مزخرف گوییها پول بگیرن و واقعا اینقدر نادان نباشن.
اضافه کنم پیش از آن ��راخوان، اعتراضها، اعتصابها و فعالیتهای مدنی در حال گسترش بود.
مردم حکومت را ذرهذره به عقب میراندند. حکومت با دست لرزان اعدام میکرد چون نگران پیامدها بود.
چرا رضا پهلوی هدف انتقادهاست؟ چون با آن فراخوان و با مشروعیتبخشی به جنگ، حکومت را توانمند کرد.
@NaderSoltanpour فرمایشات شما مرغ پخته رو به خنده وا میداره!
فراخوان رضا پهلوی، حضور مردم و واکنش دیاسپورا اگه نبود، الان همین کشورهای جنوبی کل زیر ساختهامون رو نابود کرده بودن.
@BBCArdalan احیانا آیا این کارشناسان و نهادهای ضد جنگ تضاد منافع نداشتن؟ یعنی مثلا موندن ج.ا به نفعشون نبوده؟
بعد آیا واقعا نمبینید همه چیز داره طبق برنامه پیش میره؟ پنج سال پیش آیا باورتون میشد که اسرائیل در حمایت از متحدش امارات بیانه بده؟
شنیده میشود امارات در حال مذاکره برای یک خط سواپ ارزی ۲۰ میلیارد دلاری با واشینگتن است یعنی میخواهد در عین استقلال نفتی، پیوند خود را با دلار مستحکمتر کند تا در برابر نوسانات ناشی از جنگ منطقه بیمه شود. شرکت ملی نفت امارات ADNOC از همین حالا مذاکرات فشردهای را با پالایشگاههای بزرگ در هند و کره جنوبی شروع کرده. آنها قصد دارند بلافاصله پس از اول May، نفت خود را با تخفیفهایی عرضه کنند که حتی از "نفت ارزان روسیه و ایران" هم جذابتر باشد تا سهم بازار را سریعا تصاحب کنند. عربستان از این حرکت امارات به شدت عصبانی است و احتمال دارد یک جنگ قیمت (مشابه سال ۲۰۲۰ با روسیه) راه بیندازد تا امارات را تنبیه کند. ممکن است بهطور ناگهانی شیرهای نفت را باز کنند تا قیمت را به زیر ۵۰ دلار بکشانند و پروژههای توسعهای امارات را غیراقتصادی کنند!
از یک خبرنگار مکتبِ بیبیسی توقعی جز این نمیرود که برای تحقیرِ هویتِ ملی و مفهوم «ایرانِ ک��یر»، دست به دامنِ قصه چند قاچاقچیِ حاشیهنشین شود. مافیای واقعی و جوگیرِ تاریخ معاصر، همانهایی هستند که در سال ۵۷ با پروپاگاندای رسانههای شما بر ایران مسلط شدند. جریان پادشاهیخواهی و ملیگرایان نیازی به کتوشلوار مشکی ندارند؛ آنها کارنامهای از سازندگی دارند که بعد از ۴۵ سال غارتِ مافیای محبوب شما، هنوز ساختار این کشور را سر پا نگه داشته است.