ولی اینجا وقتی محبوبه بامداد خمار داشت صحبت میکرد اصلان بیشتر بجای اینکه عصبی باشه بیشتر حسرت اینو میخورد که چرا عروسی که از سر سفره ی عقدش فرار کرده اینجوری دوسش نداشته🥲
دیشب افتتاحیه پراگ واقعاً خیلی خوش گذشت 😍
هم فضا خیلی باحال و متفاوت بود، هم انرژی خوبی داشت. حس میکنم خیلی زود تبدیل بشه به یکی از پاتوقهای اصلی غرب تهران 👀
دیشب دیروقت رسیدم خونه دیدم همخونم یه یارویی رو آورده خونه، داره به لباسشویی ور میره، بهش میگم این کیه؟ گفت بخدا تعمیرکار آچاره ست، بعدا که طرف کارش تموم شد اومد بهم گفت چرا اینجوری سوال کردی؟ حس کردم دارم به زنم خیانت میکنم.