چشم بهی مدار از این بدسگال قوم
کاینجا شرافت همه کس دست خوردنی ست
تاج غرور و فخر ز سرها فتادنی
نقش وفا و مهر ز دلها ستردنی ست
جز نقش نابکار «زر» آن هم ز دست غیر
دیگر نقوششان همه از یاد بردنی ست
اقوام روزگار به اخلاق زندهاند
قومی که گشت فاقد اخلاق، مردنی ست
بهار
چندین سال است که بذر امید کاشتیم شاید جوانه بزند ولی نمی دانم چرا جوانه ای سبز نشد شاید تقصیر خشکسالی باشد شاید هم ....
ولی الان که می بینم بذر های امید تمام شدند وبا دستهای خالی نمی دانم چه بکارم
@Drjalilrahimi مردانگی هزینه دارد
بعضی ها نون نامردی ونامردمی خود را می خورند و بعضی ها چوب مردانگی خود را می خورند شما شخصیت قابل احترام برای مردم هستید خواهید ماند.
مترسک را دار زدند
به جرم دوستی با پرنده ..!!!
که مبادا تاراج مزرعه را
به بوسه ای فروخته باشد..
راست میگفت سهراب
اینجا قحطی عاطفه است "
ﻧﻪ کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم!!
#سیمین_بهبهانی
وقتی طوفان تمام می شود،
یادت نمی آید چطور از دل آن گذشتی،
چطور از آن جان به در بردی...
حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه!
اما در این میان یک چیز قطعی است،
وقتی طوفان را پشت سر می گذاری
دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی!
همه قصه طوفان همین است...
دلتنگی های آدمی را،
باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره
نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی
به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من