ما از تبارِ سیاوشیم
و کیخسرو و فریدونیم
از خونِ رستمِ دستان
از نامِ آرشِ کمانگیر
از خردِ بزرگمهر
و از دادِ انوشیروان
ما از تبارِ کاوهایم
که درفشِ خویش برافراشت
ما از تبارِ مردانی هستیم
که زنجیر را شکستند
و در برابرِ بیداد ایستادند
ما از تبارِ آزادگانیم
از راستی و جوانمردی
از عهد و پیمان و شرف
از مهر و نیکی و خرد
ما فرزندانِ شیر و خورشیدیم
وارثانِ دماوندِ سرفراز
فرزندانِ زاگرسِ استوار
و نگهبانانِ این خاکِ کهن
ما از تبارِ آنانیم
که نام را بر نان ترجیح دادند
که مرگِ با شرافت را
بر زندگیِ با ننگ برگزیدند
ما از تبارِ سیاوشیم
که از آتش گذشت و پاک ماند
از کیخسرو
که داد را بر تخت نشاند
از آرش
که جان را فدای مرزِ میهن کرد
و از رستم
که پشتِ دشمنان را لرزاند
ما از تبارِ کوروشیم
که بندگان را آزاد کرد
از داریوش
که داد را به چهار سوی جهان برد
از آریوبرزن
که تا واپسین دم ایستاد
و از بابک
که سر فرود نیاورد
ما از تبارِ مردمانی هستیم
که هزار بار شکست خوردند
اما هرگز تسلیم نشدند
که هزار بار زخمی شدند
اما هرگز از پا ننشستند
ما از تبارِ روشنایی هستیم
از فرزندانِ خرد و فرهنگ
از نگاهبانانِ آتش
از وارثانِ تاریخ
از فرزندانِ سپیدهدم
ما از تبارِ آنانیم
که کتاب ساختند
نه زنجیر
که اندیشه آفریدند
نه بردگی
که تمدن بنا کردند
نه ویرانی
و تو از تبارِ آزمندی
از تشنگانِ زر و زور
از جویندگانِ خون و آتش
از پیروانِ بیداد و تاریکی
از تبارِ آنان
که بر ویرانهها فرمان میرانند
که از ترس نردبان میسازند
از تبارِ آنان
که پیمان را میشکنند
و دروغ را میپرستند
که برای قدرت
برادر را در برابر برادر مینشانند
از تبارِ آنان
که شمشیر را جانشین خرد کردند
و نفرت را جانشین مهر
که هر جا رسیدند
ویرانی کاشتند
و خاکستر برداشتند
ما میمانیم
چنانکه دماوند مانده است
چنانکه تاریخ مانده است
چنانکه نامِ ایران مانده است
زیرا ریشه در خاکی داریم
که هزاران سال پیش از ما ایستاده بود
و هزاران سال پس از ما نیز
سربلند خواهد ایستاد
زیرا ما فرزندانِ یک روز و یک سال نیستیم
فرزندانِ یک پادشاه و یک دوران نیستیم
ما ادامهٔ هزاران سال ایستادگی هستیم
ادامهٔ هزاران سال فرهنگ و خرد
بادها آمدهاند و رفتهاند
امپراتوریها برخاستهاند و فرو افتادهاند
فاتحان بسیاری آمدهاند
و نامشان به غبار تاریخ سپرده شده است
اما هنوز
دماوند ایستاده است
زاگرس ایستاده است
و ایران ایستاده است
و تا زمانی که نامِ راستی زنده باشد
تا زمانی که شرف ارزش داشته باشد
تا زمانی که آزادگی در دل مردمان باشد
نامِ ما خواهد ماند
و نامِ ایران
سربلندتر از همیشه
بر تارکِ تاریخ خواهد درخشید!
#جاویدشاه
#KingRezaPahlaviForIran
@MahtabH1NEWS یکی به من توضیح بده چرا تو بحث حزبل باباش ج.ا و شوهر عمه هاش پاکستان و قطر با امریکا گفت و گو فعال دارن ولی حتی اسمی از اسرائیل نیست؟خواست خود بی بی هست یا بی بی اینا رو تخمش حساب نمیکنه یا املاکی تصمیم گرفته سوسکی اسرائیلیو بپیچه؟من دیگه بر نمیتابم🫤
@ashkan_9248@ahan_koob آیا میدانستید در ایدئولوژی روافض زنده ماندن پیروزی است ؟
مثلا 10 نفر بریزند سر مادرشان و به 26روش سامورایی ترتیبش را بدهند ولی چون زنده مانده اند پیروزند😐
اینجا هم پیروزی دیگری کسب کرده اند !:))
آنچه ماراباهم متحدکرده،
امیدبه آزادی کشورعزیزمان ایران بوده و آنچه مارابه هم متصل نگه میدارد،
باور ما به رضاشاه دوم پهلوی سوم میباشد، اوست که از اول بذر این امید و باور را در دل ما کاشت و همچنان آنرا زنده نگه داشته است!
رژیم تروریستی اسلامی سقوط خواهد کرد
ایران ما آزاد خواهدشد
و شاه ما به ایران بازخواهندگشت.
#KingRezaPahlaviForIran
#BELIRN
🔹️اطلاعات سپاه درست بعد از توافق با امربکا پروژه تخریب #رضاشاه_دوم و ناامید کردن مردم ار اعتراضات رو با هزینه بالای مالی
داره انجام میده
اما پروژه بگیران این طرح :
فرقه زن زندگی ازادی
تجزیه طلیان
اصلاح طلبان
هنرمندها و بلاگرها و بازیگران و ورزشکاران و خبرنگاران حکومتی
نمیگم ممکنه داستانی پشت این مذاکرات تخمی باشه،باید یه چی باشه ..
وگرنه یکی مث من که گوزم از سیاست جهانی نمیدونم کلم کیری شده فک کن غولای سیاست دنیا دیگه چی میکشن
#عجب_وضع_کسشریه
این روزها زیاد میشنویمکه بازماندههای ج.ا. از مردم میگویند. از رجوع به آرای مردم و احترام به نظر مردم.
سخنانی بینهایت زیبا و گوشنواز.
اما اشکالی دارد.
این تازه دموکراتشدههای حکومت، همان اشتباهی را مرتکب میشوند که بسیاری از دیکتاتورها در انتهای مسیر حکومتشان انجام دادهاند.
اینها گمان میکنند که دایره رجوع به آرای مردم، محدود به شیوه حکمرانی میماند و نمیدانند که رای و نظر مردم، شامل انتخاب کارگزار هم میشود.
بسیاری از دیکتاتورها، در روزهای پایانی، شروع به دادن آزادیهایی کردند که پیشتر ستانده بودند.
آنها اجازه ابراز نظر به مردم دادند. احزاب مجاز به سخن گفتن شدند و از انتخابات آزاد گفتند.
گمان میکردند که مردم زبان به تحسین میگشایند و آنها را شایستهتر برای حکمرانی میبینند.
اما نتیجه این شد که مردم از فضای آزاد بهره بردند و گفتند که زمان واگذاری قدرت فراررسیده.
در چنین شرایطی، تازه دموکراتشدهها، وحشیانهتر از قبلیها کشتار میکنند. چون در مییابند که ستونهای متزلزل شده قدرت، قادر به حفظشان در حاکمیت نیست.
نتیجه اینکه وقتی زمان رفتن فرا میرسد، از هر مسیری که بروی، فرقی نمیکند.