سلامتی. امروز بابام گفت با تیشرت نرو بیرون. گفتم خدافظظظ. بعد یادم اومد یه بار سر اینکه کلاس زبان رو به جای مقنعه با روسری رفته بودم، چه شری کرد. کلاس تابستونیها! چه خونهای الکیای که به دل من نکردی پیرمرد دوستداشتنی.
امروز خیر سرم خواستم یه عطر خنک بزنم. از این کثافت سردردیاست. منم هی اول بوش رو نفهمیدم هی بیشتر زدم. با ما باشید تا انتهای روز. دماغم داره سوراخ میشه.
از مزایای پارتنر داشتن:
۱: در حالی که کلهم از پنجره ماشین بیرون بود، شیشه رو داد بالا. گیوتین دیدین؟ همونجوری
۲: دیشب برگشتیم خونه، دیدم شعله گاز روشنه. میگه ااا اینو من روشن گذاشتم؟ نه عزیزم، کار جنای خونگیمونه.