راستش از حرفم پشیمان نیستم.
ترسی ندارم از نخریدن مشتری که میخواهد با ضرر من سود کنه.
همین الان باید این اکتان رو باقیمت ۵۳۰ هزارتومان بخرم و واقعا معلوم نیست دفعه بعد چقدر باید بخرم
تو جای من بودی چه کار میکردی؟
امروز مشتری آمد.
گفت: «اکتان کاسپین دارید؟»
گفتم: دارم، ۳۴۵ تومان.
یه کم فکر کرد. بعد گفت: «۳۲۰ میدی؟ اگه بدی ۵ تا میخرم.»
لبخند زدم. گفتم: «نه، ۳۴۵ میفروشم. تخفیف نمیدم.»
تعجب کرد. پرسید: «چرا؟ مگه ۵ تا کمه؟»
گفتم: «از همین ۳۴۵ هم دارم ضرر میکنم. مالیات ارزش افزوده ۱۰٪، مالیات تکلیفی، قیمت جدید شرکت از ۳۴۵ بالاتر رفته. یعنی الان هم دارم با تخفیف میفروشم. اگه تخفیف بیشتر بدم، باید از سرمایه یا سود سایر اجناسم بزارم برای خرید مجدد همین کالا.»
ساکت شد. نگاهم کرد. بعد رفت.
خوب ۴۰ سال از عمرمون جهت تست مدیریت جهادی از بین رفت، مرحله جدیدی از زندگی رو تجربه میکنیم که امیدوارم برای بچه های نسل های بعد ما هیچ وقت اتفاق نیوفته و آسوده و آرام در کنار هم زندگی کنند.
تنها چیزی که مردم رو در برابر شرارت ها و مشکلات و هر نوع عوامل خارجی محافظ میکنه
دانش و ثروت هستش که متأسفانه در وضعیت فعلی در طول سالهای گذشته این دو اصل از مردم در حال دریغ و گرفته شدنه
دیروز و امروز به ۲ تا از شرکتهایی که ازشون تامین کالا میکنم سر زدم وبا مدیراشون صحبت کردم اگر واقعا شرابچیط بازار و مملکت اینطوری نبود چقدر میشد برنامه ریزی کرد و پیشرفت کرد و توی یه اقتصاد سالم و پایدار خوب رشد کرد و زندگی کرد