⚠️فردا روز دادگاه #مسعود_مسجودی ه!
کسی که با سند و مدرک مخالف جدی جمهوری اسلامی و عوامل پهلوی بود و به طرز وحشیانه ای بقتل رسید و جسدش بعد از مدتی در جنگل پیدا شد. ق.تل. ی کاملا پلن شده …
دو نفر متهم در این پرونده از طرفداران جدیه پهلوی هستند و از اونجا که تشخیصش غیر ممکن ه ممکن سپاهی هم باشند.
حتی اگه مسعود مسجودی روقبول نداشتین یا بهش نقد داشتین، این پرونده و دادخواهی برای مسعود مسجودی باید برای هر ایرانی دیاسپورا که به خاطر ظلم ج ا مجبور به ترک وطنش شده مهم باشه. چون ما نمیخوایم با دراز شده های دست جمهوری اسلامی تو کشور جدید روبرو بشیم!
#فرهنگ_نقد — بازنشر نقدی از آرش صادقی :
«در ابتدای کلیپ آقای شوبین، توماج میگوید: «احساساتی شدم وقتی قاضی جمهوری اسلامی حق را به من داد.»
این جمله، گزارشی از یک تجربه مشخص در یک جلسه دادگاه؛ با یک قاضی مشخص است. یعنی توماج میگوید در آن لحظه، قاضی سخن حقی را که او (توماج) مطرح کرده بود را پذیرفت و همین موضوع او را احساساتی کرد.
اما آقای شوبین از این جمله نتیجه میگیرد که توماج در حال تطهیر دستگاه قضایی است. این نتیجه از نظر منطقی از سخن توماج به دست نمیآید.
میان این دو گزاره تفاوت اساسی وجود دارد:
«یک قاضی در یک موقعیت مشخص حق را به من داد»، با «قضات دستگاه قضایی همه عادل هستند.»
اولی یک گزاره جزئی درباره یک اتفاق مشخص است؛ دومی یک حکم کلی درباره کل دستگاه قضایی. هیچ قاعده منطقی اجازه نمیدهد از گزاره اول، گزاره دوم استنتاج شود.
این همان مغالطه تعمیم ناروا است.
نکته مهمتر این است که احساساتی شدن در برابر یک رفتار منصفانه، لزوماً به معنای تأیید کل ساختار نیست. اگر کسی ماهها یا سالها با بازداشت، فشار یا بیعدالتی مواجه بوده باشد، طبیعی است که وقتی برای نخستین بار احساس کند در دادگاه حرف او پذیرفته شده، واکنش احساسی نشان دهد. این واکنش، توصیف یک تجربه انسانی است، نه صدور حکم درباره عدالتمند بودن کل دستگاه قضایی.
در طول سالهای گذشته گزارشها و روایتهای متعددی وجود داشته که برخی قضات و بازپرسها حاضر به پذیرش توصیهها یا فشارهای خارج از روند قضایی نبودهاند و به همین دلیل کنار گذاشته شده، از رسیدگی به برخی پروندهها منع شده یا خود ترجیح دادهاند کنارهگیری کنند. صرفنظر از تعداد این موارد، اصل وجود چنین مواردی نشان میدهد که نمیتوان همه قضات را یکسان دانست.
از سوی دیگر، اگر واقعاً همه قضات بدون هیچ استثنایی صرفاً مجری اراده نهادهای امنیتی بودند، اساساً نباید شاهد نقض احکام اعدام یا حبس در دادگاههای تجدیدنظر یا دیوان میبودیم. این نشان میدهد که دستکم در برخی موارد، میان برداشت و تصمیم قضات در مراحل مختلف تفاوت وجود داشته است.
آقای شوبین در بخش دوم کلیپ تلاش میکند از یک جمله توماج صالحی («واقعیت این است که من داخل زندان شکنجه فیزیکی نشدم») این نتیجه را بگیرد که تمام روایتهای قبلی او درباره شکنجه دروغ بوده است. اما این نتیجهگیری بر پایه یک خلط مفهومی شکل گرفته است.
ایراد، یکی گرفتن «بازداشتگاه» و «زندان» است. در نظام حقوقی ایران و اکثر کشورهای دنیا، این دو یکسان نیستند. بازداشتگاه محل نگهداری متهم در مراحل اولیه بازداشت و بازجویی است؛ جایی که معمولاً تحت نظر نهادهای امنیتی اداره میشود و بیشترین گزارشهای نقض حقوق بشر نیز به همین مرحله مربوط است. زندان اما محل اجرای قرار بازداشت یا محکومیت است و معمولاً پس از پایان بازجویی آغاز میشود. بنابراین اگر توماج میگوید «در زندان شکنجه فیزیکی نشدم» و همزمان پیشتر گفته باشد «در بازداشتگاه شکنجه شدم»، این دو گزاره هیچ تناقض منطقی با یکدیگر ندارند. شوبین برای ایجاد تناقض، این دو مفهوم را عمداً یا سهواً یکی فرض میکند.
در بخش سوم کلیپ آقای شوبین، توماج میگوید: «امیدوارم که بخشی از رژیم صلاح خودش رو در این بدونه که قدمبهقدم میل پیدا کنه به اجرای خواستههای مردم ایران.»
شوبین بلافاصله نتیجه میگیرد: «تو اصلاحطلبی.»
این نتیجهگیری از نظر منطقی معتبر نیست؛ زیرا میان این دو گزاره رابطهای ضروری وجود ندارد.
اولاً، توماج در این جمله یک آرزو را بیان میکند، نه یک استراتژی سیاسی. او نمیگوید راهحل، اصلاح است یا مردم باید از مبارزه دست بکشند. فقط میگوید امیدوار است بخشی از حاکمیت به سمتی برود که خواستههای مردم را بپذیرد. داشتن چنین آرزویی، به خودی خود، فرد را اصلاحطلب نمیکند.
ثانیاً، اصلاحطلبی یک هویت و پروژه سیاسی مشخص است؛ یعنی اعتقاد به تغییر حکومت از درون و مشارکت در سازوکارهای آن (مثل انتخابات). برای اینکه کسی را اصلاحطلب بنامیم، باید نشان دهیم که او از این پروژه دفاع میکند.
اگر کسی بگوید: «ای کاش حکومت، امروز همه زندانیان سیاسی را آزاد کند» یا «ای کاش فردا حجاب اجباری را لغو کند»، آیا اصلاحطلب شده است؟ قطعاً نه. ممکن است فردی اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشته باشد، اما در عین حال از هر عقبنشینی حکومت که به نفع مردم باشد استقبال کند.
اگر حکومت تحت فشار جامعه، ناچار به عقبنشینی شود، اولین برندگان این عرصه مردم هستند، نه حکومت.
اشتباه آقای شوبین این است که میان «آرزوی عقبنشینی حکومت» و «باور به اصلاحپذیری حکومت» تفاوتی قائل نمیشود. این دو یکی نیستند. ممکن است کسی اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشته باشد، اما همزمان از هر عقبنشینیای که جان انسانها را نجات دهد، زندانیان را آزاد کند یا آزادیهای بیشتری برای جامعه ایجاد کند، استقبال کند.
بنابراین، برچسب «اصلاحطلب» زدن به توماج صرفاً بر اساس این جمله، بیش از آنکه یک استدلال باشد، یک برچسبزنی سیاسی است. برای اثبات اصلاحطلب بودن یک فرد، باید مجموعهای از مواضع و راهبردهای سیاسی او بررسی شود، نه اینکه از یک جمله، هویت سیاسی او استنتاج شود.»
ویدیوی مذکور:
https://t.co/4oQkhhvJ0D
روز چهارشنبه ۱۷ تیر نیروهای امنیتی با صورت پوشیده شده، به صورت غیرقانونی و بدون حکم قضایی وارد منزل استاد #علیرضا_همتی شدند که از فرهنگیان خوشنام و محبوب شهرستان #آبدانان است و لپتاپ و موبایل شخصی ایشان و ... را ضبط نمودند.
در ضمن، بعد از این عمل، فرزند ایشان که دارای معلولیت جسمی میباشد، به علت ترس و دیدن این اشخاص دچار تشنج شدید گردید.
ضمنا روز یکشنبه به دادگاه انقلاب احضار شده است.
شیوا عاملیراد، نماینده بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در نشست گروه اتحادیههای کارگری ۱۱۴ همین کنفرانس بینالمللی سازمان جهانی کار، ضمن محکوم کردن جنگ، بر ضرورت دفاع از حقوق معلمان، کارگران، فعالان صنفی و حقوق بنیادین مردم ایران تأکید کرد
من به نمایندگی از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران سخن میگویم.
مایلم سخنانم را با این تأکید آغاز کنم که ما جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را بهشدت محکوم میکنیم. این جنگ باید بهطور دائمی پایان یابد.
همچنین لازم میدانم به نمایندگان حاضر در سازمان بینالمللی کار یادآوری کنم که بسیاری از فعالان صنفی و کارگری که باید امروز در این کنفرانس حضور میداشتند، صرفاً به دلیل دفاع از حقوق بنیادین کارگران، در زندان به سر میبرند یا تحت پیگرد و فشار قرار دارند.
نمیتوان سرکوب فعالان صنفی و کنشگران جامعه مدنی در ایران را نادیده گرفت؛ مردم عادی، بهویژه کودکان و دانشآموزان، چه در جریان جنگ و چه در طول سالها سرکوب در ایران، سنگینترین هزینهها را پرداختهاند.
در نخستین روز جنگ، بمباران آمریکا یک مدرسه ابتدایی در میناب را هدف قرار داد که دستکم ۱۲۰ کودک در آن جان باختند. تا امروز هیچگونه پاسخگویی و مسئولیتی در قبال این فاجعه صورت نگرفته است. این جنگ در حالی آغاز شد که جامعه هنوز از پیامدهای سرکوب خشونتبار اعتراضات در اوایل سال جاری رهایی نیافته بود؛ سرکوبی که به کشته شدن ۲۵۰ کودک انجامید.
جنگ، فقر، ناامنی و دشواریهای اقتصادی موجود را تشدید کرده است. حدود دو میلیون کارگر شغل خود را از دست دادهاند؛ وضعیتی که به گسترش کار کودکان، افزایش ترک تحصیل و محرومیت شمار بیشتری از کودکان از حق آموزش منجر شده است.
این شورا با جنگ، مداخلهٔ نظامی، دیکتاتوری و سرکوب، در هر شکل و از سوی هر طرف، مخالف است. تغییر دموکراتیک واقعی تنها از طریق سازمانیابی مستقل و کنش جمعیِ مردم، از دل جامعه و از پایین به بالا، امکانپذیر است
این شورا از نمایندگان حاضر در کنفرانس بینالمللی کار میخواهیم موضعی روشن علیه جنگ و علیه همه اشکال سرکوب داخلی اتخاذ کنند و از صلح، عدالت، آزادی، برابری، کرامت انسانی و حقوق معلمان و کارگران دفاع نمایند.
صلح و عدالت از یکدیگر جداییناپذیرند. بدون آنها، هیچ حمایت معناداری از کارگران، کودکان و حقوق بنیادین بشر امکانپذیر نخواهد بود.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
شریفه محمدی،پخشان عزیزی و وریشه مرادی در واکنش به گزارشی که توسط اورشلیم پست منتشر و از سوی دونالد ترامپ بازنشر شد،ادعای تعرض یا آزار جنسی علیه خود در دوران بازداشت را رد کردند.
شریفه محمدی اعلام کرد: در تمام دوره زندان، با وجود تحمل فشارهای روحی و جسمی و دوری از خانواده،
⬇️
یورش مأموران امنیتی به منزل محمود بهشتی؛ احضار به دفتر پیگیری لنگرود
صبح امروز مأموران امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه با حضور در منزل محمود بهشتی، ضمن تفتیش محل و ضبط برخی وسایل ارتباطی و شخصی، از وی خواستند برای ارائه توضیحات خود را به دفتر پیگیری در لنگرود معرفی کند.
محمود بهشتی از فعالان شناختهشده صنفی و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان تهران و همچنین عضو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران است.
در پی این اقدام، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار موضعی، تداوم بازداشتها و برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی را محکوم کرد و بر حق قانونی فرهنگیان و فعالان صنفی برای پیگیری مطالبات خود تأکید ورزید.
این شورا همچنین خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با کنشگران صنفی و احترام به حقوق شهروندی و فعالیتهای مدنی شد
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
این متن را در حالی مینویسم که ماههاست آزادی بیان و آزادی رسانه«گرچه هرگز نداشتهایم» به بهانهی جنگ، به شدیدترین شکلِ ممکن سرکوب شده، و فقر نیز از زمین و آسمان بر سر مردم میبارد:
بعد از شرافت، هیچ چیز با ارزشتر از جان انسانها نیست.
جنبشِ باشکوه و سربلندِ «زن زندگی آزادی» برای عدالت، آزادی و کرامتِ انسانی جنگید، آن هم در عصری که عطشِ پول و شهرت و قدرت، چشم و معرفت را از انسانها ربوده.
حالا هنوز هم بازماندگانی از این جنبش در زندان هستند و چهار نفر از آنها به حکمِ ناعادلانه و ضدبشریِ اعدام محکوم شدهاند.
«میلاد آرمون/نوید نجاران/مهدی ایمانی/سید محمدمهدی حسینی».
شرافتِ ما حکم میکند در مقابل این بیعدالتی بایستیم.
#روایت_میناب
روزی چند بار این ویدیو را میبینم و هر بار دلم میلرزد
مهدیس… توروخدا نرو.
علی… توروخدا مهدیسو نبر.
همش با خودم فکر میکنم کاش آن روز یک اتفاق کوچک مسیر زندگی را عوض میکرد و مهدیس به مدرسه نمیرفت.
پدرش او را رسانده بود و خودش به شرکت نفت رفته بود. وقتی میان آوارها دنبالش میگشتند، اولین چیزی که پیدا کردند، پای کوچکی بود با جوراب صورتی…
پدرش همان لحظه فهمید؛ همان جورابی بود که صبح به پای مهدیس کرده بود.
#مهدیس_نظری
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
در این گزارش سعی کردم به جنبههای مختلف ساواک، مخصوصا در رابطه با سرکوب سیاسی و شکنجه بپردازم و با چند تن از قربانیان شکنجه در ساواک صحبت و اسناد مختلف را بررسی کردم.
غلامرضا خانیشکرآب، ورزشکار و زندانی سیاسی تُرک اهل اردبیل که به اتهامات سیاسی ـ امنیتی به اعدام محکوم شده، اکنون به سلول انفرادی زندان قزلحصار کرج منتقل شده است. او در دادگاهی ناعادلانه صرفاً بر پایه اعترافات اجباری به اعدام محکوم شده است. جان او در خطر جدی است؛ صدایش باشیم.
۲۵ اردیبهشت، روز زبان کُردی است؛ این روز در حافظه فرهنگی کُردها بهعنوان روز زبان کُردی شناخته میشود. زبان کُردی با همه رنگهایش، حامل تاریخ مردمی است که بارها خواستند صدایشان را خاموش کنند، اما زبانشان در شعر، لالایی، زندان، کوه، مدرسه، خانه و خیابان زنده ماند.
بهروزرسانی: نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه نوبل صلح، در صد و چهلوچهارمین روز بازداشت و چهارمین روز بستری شدن در بیمارستانی در زنجان، در بخش مراقبتهای ویژه با نوسان شدید فشار خون و وضعیت قلبی خطرناک دستوپنجه نرم میکند.
اگر آزاد بود، مثل همیشه صدایی رسا برای توقف اعدامها در ایران میبود؛ اما پس از بازداشتی خشونتآمیز و ماهها محرومیت عمدی از رسیدگی پزشکی، اکنون روی تخت بیمارستان است و فرزندانش از شنیدن صدای او محروماند.
نرگس محمدی باید فورا برای ادامه درمان تحت نظر تیم پزشکی متخصص خود به تهران منتقل شود و بیقیدوشرط آزاد گردد تا مراقبتهای حیاتی مورد نیازش را دریافت کند.
#نرگس_محمدی #نه_به_اعدام #FreeNarges #StopExecutionsInIran
دبیرکل کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری: در #روز_جهانی_کارگر ، ما با حقیقت تلخی روبرو هستیم: اقتصادها و دموکراسیهای ما علیه ما دستکاری میشوند. تعداد انگشتشماری میلیاردر اکنون ثروتی بیش از میلیاردها نفر در اختیار دارند. این پیشرفت نیست - این باید متوقف شود. و ما پاسخ را میدانیم: سازماندهی، متحد شدن و #مبارزه_برای_دموکراسی
ترجمه متن: «مردی که با پرچمی که چشمانش را پوشانده، نابینا شده است. او نمیبیند که به سمت پوچی پیش میرود.
بنکسی، جوهره راست افراطی در جهان را به تصویر کشیده است. او یک نابغه تمامعیار است.»
انتقاد منوچهر بختیاری از شاهزاده رضا پهلوی
آریا کنگرلو: «آقای بختیاری بسیار عزیزند، داغدیده هستند و محترم ملت ایران ولی درکشان از آرمانهای پادشاهیخواهی و آرمانهایی که شاهزاده در ذهنش دارد بسیار علیل است»
آریا کنگرلو، پروژه ققنوس ایران
رضا تقیزاده، فعال سیاسی مشروطهخواه