آنچه او بر دوش می کشید وطن بود، جسم زخمین میهن بود، چرا که شرافت را دوش می باید کشید، دور میباید کرد ز چنگال شغالان.
آنچه او ناله کنان میگشت سپهر پدر بود، سپهر تیره گشته ی میهن بود. آنکه نیلگونش گم گشته بود در ورای تیرگی استبداد دین.
آنچه او بر بازو بسته بود درفش کاویان بود، لوای شورش بود بر ضحاک خونخوار، پیش بند مردمی بود که شوریده بودند بر بیگانگان مسلمان.
آنچه او فریاد میزد نوای جاوید بود، شعار زندگی بود بر آنانکه نوای مرگ خوانده بودند. چرا که او از نسل زیستن بود، از نسل شکفتن، گلگون شدن در سیاهی بود.
آنچه او آتش میزد بنیاد خانه ی ستم بود، بانگ مرگ مجیدرضا بود، بیگانه نوایی بود که در پس آن قهرمانان را بر دار میکرد.
آنچه او بر می افراشت پرچم گلگون وطن بود، نشان شیر بود بر شغالان و نشان خورشید بود بر آسمان تیره ایران. چرا که وطن در اسارت تیرگی، آسمانش در قهر خورشید بود.
آنچه او را ناشناس می کرد سیل پیکر بود، انبوه پاک پیکرانی که هدیه به میهن شده بود، لاکن او شناس یک ملت بود، او هویت یک وطن بود.
اینکه هر کدوم از این لذتهای مادری رو از دست بدی خیلی سخته. منم عاشق شیردهی بودم، حتی مجرد که بودم تویخوابام میدیدم که بچه مو دارم شیر میدم! ولی زایمان که کردم فقط چهار روز تونستم شیر بدم، بعدش به دلیل مشکلی که توی زایمان برام پیش اومد مجبور شدم قرص مصرف کنم و دکتر شیردهی رو قدغن کرد. هنوز که هنوزه یکی از حسرتهای زندگیم همینه، نتونستم با لذت شیردهی کنم
بچه به دنیا آوردن و بزرگ کردن خیلی سخته، نهایت فداکاریه ولی آخر شب وقتی می چسبه بهت میخوابه متوجه میشی که تو همه دنیای یه موجود کوچیک شدی ،دنیایی که از اینکه نداشته باشدت می ترسه ، میچسبه بهت که نکنه بری و توی بغلت خوابش میبره. تو دیگه یه آدم ساده نیستی ، مهم ترینی، مهمترین آدم یه موجود کوچیک! ارزشمندترینی، معتمد ترینی! تو همه چیز اونی...
همین یه سوال نشون میده ما زنهای ایرانی چقدر اذیت شدیم، معمولا هم کسی در این مورد چیزی نمیگه، اینکه جوان و یا میانسالیم ولی تازه داریم کشف می کنیم که پیرهن، یا دامنو چه جوری باید بپوشیم، خود منم همین مشکلاتو داشتم، مثلا کدوم دامن یا لباس کجا مناسبه، دامنو با چه بلوزی ست کنیم، موهامونو چه جوری ببندیم، چیکار کنیم باد میخوره موهامونو خراب نکنه. باز الان داخل ایران خیلیا حجاب ندارن ودامنم می پوشن، اون موقعی که من مهاجرت کردم یه زن بیست و چند ساله بودم که هیچ کدوم اینا رو نمی دونستم. مستقیما از مانتو مقعنعه در اومده بودم و باید همه اینا رو کشف می کردم!
بابا اینا ذرت و سویا رو هم میفروشن پولش میدن نیابتی هاشون. مساله اینه که معلوم شد که آمریکا اصلا اینکاره نیست، وقتی حتی فکر بسته شدن تنگه رو هم نکرده بودی، اومدی چندتا زدی فکر می کنی رژیمو عوض کردی، الان کلی امتیاز با این بهانه که ذرت میدم مجبوره بده مردم گشنه اش؛ یعنی کسخولی، هیچی بارت نیست، این کاره نیستی. بدترش اینه که توی کل اون دم و دستگاه یه آدم حسابی ندارن.
منم تیک گرفته بودم، سر یه توله پاسدار که ننه باباشو توی تبریز کشته بودن و توله اش زنده مونده بود چند جا نوشتم، بعد یهو حمله کردن بهم و ریپورتم کردن. توییتی که به عنوان خشونت ریپورت کرده بودن انقد مسخره بود که موندم چرا توییتر اینو به عنوان خشونت قبولش کرده! یه هفته بانم کردن، بعد از اون دیگه تیکو کنسل کردم
این ترامپ و تیمش واقعا فکر کرده بودن دارن شاهکار می کنن و وقتی توافق شد همه به نشانه احترام برای اینا سرخم می کنن! یعنی اینقدر خنگ! یه آدم درست و حسابی توی اون دم دستگاه نبود بهشون بگه همه می رینن بهتون؟! من موندم چرا نتانیاهو با کسکلک اینا همراه شد؟
@JeanChristophff ببین خیلی جالبه، قالیباف دیل کرده چرا باید پزشکیان امضا کنه؟! قشنگ یارو رو دادن لا کار که طوری شد بزننش کنار بگن دیدی ما گفتیم، من موندم این پوزیده چرا قبول کرده امضا کنه، اصلا چرا آمریکا قبول کرده پوزیده امضا کنه!