بچهها! هر وقت احساس انزوا و تنهایی کردید، در هر کجای جهان که هستید، به یاد بیاورید که ما یک آرزوی خیلی بزرگ و مشترک داریم و هر بلایی هم که در زندگی به سرمان بیآید و هر رنجی که طاقتفرسا شود، آن آرزو، آنقدر باشکوه است که میارزد ما را سرپا نگه دارد
Oh, I remember how you used to shine, back then
When the dawn came up, you felt so inspired to do it again
But it turns out, you only get to do it once.
مدتی تابستان بود، مدتی زمستان
مدتی دشوار بود، صباحی آسان
روزی پنجره باز بود، روزی بسته
گاهی پر انرژی، چندی خسته
و این طبیعیست
مدتی در اضطراب، چندی شاداب
گاهی افسرده و صباحی خوشحال
گاهی برگرد، مدتی در رنج
مدتی گمراه، چندی به راه
و این طبیعیست.